(( فرهنگ، این همان چیزی است که حاضرم به خاطرش جانم را فدا کنم )) مقام معظم رهبری
جملهای که عجیب انسان را تکان میدهد از این بهتر چگونه میتوان بر ضرورت یک موضوع تأکید کرد؟
اینکه فرهنگ یک بازوی قوی در اداره یک جامعه است، شکی در آن نیست و حتی اگر مؤثرتر از نیروی نظامی نباشد کم اهمیتتر از آن نیست. برای همین نوعی از اقدامات استراتژیک یک کشور علیه کشورهای هدف، تهاجم فرهنگی و از خود بیگانه کردن مردمان آن کشور است تا بتوانند با صرف هزینه کمتری بر نیروهای آن کشور غلبه کنند.
اگر کشور را یک کل و به عنوان رأس هرم در نظر بگیریم میتوانیم استانها و در پی آن شهرها را به صورت زیر مجموعهای از آن قرار دهیم و حتی کوچکتر شویم. مناطق مختلف یک شهر و یا حتی جوامع کوچکتر یعنی محلات را در پایه یک هرم میتوان دید که خانوادهها و شهروندان آن را ساختهاند.
به واقع اگر هرمی از پایه ضعیف باشد میتوان بر استواری رأس آن امید داشت؟
اینکه ورزش جزءلاینفک زندگی افراد شود، اعتیاد و ناهنجاریهای دیگر به قدری منفور شوند که حتی از سر کنجکاوی کسی به سراغشان نرود، بالا رفتن ساعتهای مطالعه یا حتی کوچکترین موارد فرهنگ شهروندی همه و همه را میتوان در مجموعه محلات پایهریزی کرد که در مناطق شهری به اجماع میرسند تا به یک شهر تقریبا یک سطح دست یافت به طور مثال بشود: شیراز میهمان نواز، اصفهان هنرپرور، مشهد شهر دوستدار کودک و ...
این برنامهریزیها که نمو یک فرهنگ رفتاری است، شدنی نیست مگر با همدل شدن افراد ساکن در یک منطقه در راستای رسیدن به هدفی واحد که همان تعالی و توسعه محله است.
به واقع با دقت در موارد بالا میتوان به وضوح فهمید اجرای طرح های فرهنگی محله محور و شهروند محور، تأثیر شایستهای در اداره جامعه خواهد داشت و فقط یک باور میخواهد برای رسیدن به این شرایط آرمانی که دور از ذهن نیز نیست.
حالا یک مثال کاری از شرایط خودم نقل میکنم:دیرم شده بود و باید سریعتر خود را به سازمان میرساندم. دستور رسیده بود برای رفع عادتهای غلط در محل زندگی یا کار، برنامهای را پیشنهاد و اجرا کنیم. زیر لب غر میزدم: مگر میشود فرهنگ یک محله روی افراد تأثیر بگذارد، هر کس هرقدر درک داشته باشد مراعات میکند، نداشته باشد با این چیزها حریفش نخواهی شد دیگر چه نیاز به این دادار دودورها ...
پلاستیک زباله شب مانده را گذاشتم جلو در خانه روی زمین وقتی بلند شدم نگاهم به طول کوچه افتاد، الحق که پاکبان به خوبی کارش را انجام داده بود چرا هیچکس جلو منزلش پلاستیکی از زباله نبود. یک جور ناجوری بود، اصلا در آن کوچه تمیز پلاستیک زباله مقابل منزلمان دهنکجی میکرد، مجبور شدم پلاستیک را بردارم و در سطل زباله سر کوچه بیندازم.
هر شهروند، آجری از بنای یک جامعه است که اگر درست و مرتب کنار هم چیده شود، بنای مرتب و مستحکمی برپا میشود.