گنجِ تاریخ را نابود نمی‌کنیم

روایتی از «فروتقه»، روستایی که اهالی برای حفظ آثار باستانی و هویتی‌اش کمر همت بسته‌اند

سیده نعیمه زینبی - دهیار، روستا را بر اساس عادت ، چنین معرفی می‌کند: «روستای فروتقه یک کیلومتری شرق کاشمر است. حدود 4000 نفر جمعیت دارد. از شمال به باغات و مزارع، از شرق به تُربقان، از غرب به کاشمر و از جنوب به روستای فدافن محدود می‌شود. شغل بیشتر مردم کشاورزی و قالی‌بافی است. محصولات روستا؛ انار، طالبی، انگور، کشمش و...» اما آنچه ما را شیفته روستایشان کرده مختصات جغرافیایی یا محصولاتش نیست. مانده‌ایم چطور یک روستا می‌تواند از پسِ حفظ آثار تاریخی‌‌ و هویتش بر بیاید، ولی مشهد نمی‌تواند چند بنای تاریخی را برای مردمش نگه دارد. نقطه قوت روستای فروتقه همراهی مردم و فهم مسئولان از هویت است که برای احیای بناهای تاریخی پای کار هستند. عجیب است در این روستای کوچک همت خیران نیز به کمک پاسبانی از ابنیه با ارزش روستا آمده است تا از خطر نابودی نجات پیدا کنند. این روستا اکنون حمام قدیمی و جدید، آب انبار، منزل خان روستا، یخ‌دان، درختان کهنسال، بخشی از مسجد قدیمی و خندق روستا را حفظ کرده‌اند و به آن کاربری تازه‌ای بخشیده‌اند تا علاوه بر ایجاد اشتغال از میراث هویتی‌ روستایشان محافظت کنند.

 

تعطیل بود اما کارمان لنگ نماند
هنوز از شهر کاشمر دور نشده ایم که به میدان امام رضا(ع) می رسیم و همراه با عکاس وارد روستای فروتقه می شویم. تصوری که از روستای فروتقه پیش از ورود در ذهنم وجود دارد چیزی شبیه به حاشیه شهر مشهد است؛ بی سرو سامان و آشفته. ورودی روستا چیزی شبیه به شهر است. ساختمان هایی با دیوارهای سنگ و سرامیک و کوچه های آسفالت شده، اما هرچه به بافت درونی وارد می شویم باورمان بیشتر به روستا نزدیک می شود. خانه های کاهگلی و قدیمی میان ساختمان های نوساز هنوز مقاومت می کنند و خودی نشان می دهند. روز تعطیل است و بیشتر اهالی همراه خانواده سری به باغ هایشان زده اند. اماکن تاریخی روستا هم تعطیل هستند. آشپزخانه روستا تنها فضای بازی است که می شود از گرما نجات پیدا کرد و دلی از عزا درآورد. برای مرد آشپز قصه روستا آمدنمان را می گویم. از علاقه مان به تاریخ تا روایتِ اقامت! بلافاصله گوشی را دستش می گیرد و با دهیار روستا و مسئول زورخانه برای بازدید هماهنگ می کند. راستش در دلم ریشخندی می زنم که مگر ممکن است روز تعطیل به خودشان زحمت بدهند و برای یکی دو نفر در اماکن تاریخی را بگشایند، اما در کمتر از یک ساعت این اتفاق افتاد و ما می توانیم به دیدن زورخانه، خانه تاریخی روستا و آب انبار برویم. معلوم می شود محاسبات ما با حسابِ شهر خودمان است که کسی دغدغه راه اندازی کار دیگران را ندارد، ولی اینجا فروتقه است، روستایی که مردمش میهمان دوست و کار راه انداز هستند.


فروتقه از زمان حمله مغول!
حمید کورسی که از سال 92 دهیار فروتقه است همراه ما می شود. او رشته اش در دبیرستان و دانشگاه، معماری بوده و شاید همین امر اهتمام او را برای حفظ آثاری که در روستا وجود دارد بیشتر کرده است. اهتمامی که با حمایت از سوی مردم و شورای روستا با عملیاتی شدن گره خورده و ثمره اش در زندگی اهالی ظاهر شده است. اسم فروتقه روایت جالبی در میان اهالی دارد. آن ها می گویند تقه به معنای سو است و فروتقه به معنای فرو رفتن در سو است. زمان حمله مغول اهالی در خندقی که حفر کرده اند پنهان می شدند و شب ها به آن ها حمله می کردند و با این شگرد توانسته اند که مغول ها را شکست بدهند.
همین روایت کوتاه پیشینه این روستای کهن را معلوم می کند. پیشه قدیم مردم روستا علاوه بر کشاورزی، قالی بافی بوده است. قالی بافی به صورت سنتی و با رنگ های گیاهی از قدیم در روستا مرسوم بوده است. به گفته کهنسالان کار آموزش قالی بافی به روستاهای مجاور در فروتقه رواج داشته است. اکنون هم اهالی جایی را در خانه شان برای برپا کردن دار قالی در نظر می گیرند و حدود 70 دار برپاست.


قدمت بیش از صد سال
در روستا خانه هایی با قدمت تاریخی بیش از صد سال وجود دارد. تِنِسگُل(نام محلی نوعی انگور بومی کاشمر) که اقامتگاه بومگردی روستاست. یکی از همان منازل است که در گذشته های دور مکتب خانه بود. کیومرث‌خان ساختمان مکتب خانه را می خرد تا در آمدوشدهای خانِ روستا برای خودش بروبیایی داشته باشد. مخفیگاه هایی در خانه تاریخی تنسگل وجود دارد که زمان مرمت آن کشف شده است. بخش هایی که صاحب قبلی منزل از آن ها بی اطلاع بوده است.
دهیار روستا برای راه اندازی این اقامتگاه زمین؛ ماشین و مغازه اش را فروخته است و در خانه مستاجری زندگی می کند. او می خندد و می گوید: «در عوض یک خانه تاریخی با قدمت نزدیک به 200 سال نجات پیدا کرد. ما این کار را دوست داریم. اگر شرایطی برایم فراهم شود من ده خانه دیگر را مثل همین خانه احیا می کنم.» البته کر ونا گریبان اقامتگاه او را هم گرفته است. تعطیلی اقامتگاه و ممنوعیت مسافرت باعث شده تا کسانی که در اقامتگاه مشغول به کار هستند بیکار شوند. فروشگاه کوچک داخل اقامتگاه که محصولات داخلی روستا را عرضه می کند نیز تعطیل است. حضور مسافران گردش مالی محصولات خانگی و صنایع دستی روستا را افزایش می داد و باعث رونق در تولید آن ها شده بود. کورسی، بخشی از اقامتگاهش را به نمایش ابزارآلات کار قدیمی روستا اختصاص داده است. ابزاری که با کمک اهالی جمع آوری شده است.


احیایی که به نفع روستا شد
سال 82 جرقه ای در ذهن اهالی فروتقه زده می شود تا اولین گام های احیای بناهای تاریخی روستا برداشته شود. حمام قدیمی روستا تبدیل به مخروبه و تلی از خاک شده بود. شورای روستا و خیران به کمک این بنای تاریخی می آیند تا جان دوباره بگیرد و به گود باستانی تبدیل شود. حمام جدید و عمومی روستا نیز با وقف زمین از سوی یکی از اهالی ساخته می شود. نیاز روستا به حمام عمومی باعث می شود تا اهالی میان خودشان توافق کنند تا در هر روز از هر خانه چند نفر برای کار داوطلبانه بیایند. افرادی هم که نمی توانستند در این امر مشارکت کنند مبلغی را برای تأمین نیروی کار در اختیار شورای روستا قرار می دادند. اکنون حمام عمومی فروتقه تنها حمام عمومی بخش کاشمر است که دایر و نجات بخش مسافران است. یخدان نیز که جزو آثار ثبت شده در فهرست آثار ملی ایران است در سال 84 با مجوز از میراث و با هزینه شخصی احیا و به رستوران تبدیل می شود. دهیار فروتقه می گوید: «احیای این بنا باعث ایجاد چند فرصت شغلی شده است و چند تن از جوانان روستا در آن مشغول به کار هستند.» حوض انبار روستا نیز به موزه مردم شناسی تبدیل شده است، البته بناهای تاریخی به تعمیر و نگه داری نیاز دارند و دهیار و شورای روستای فروتقه در این مسیر همراه با مالک می شوند تا این همراهی اتفاقات خوب فروتقه را تداوم ببخشد.


علاقه ای به شهری شدن نداریم
کورسی وقتی تعجب ما را بر این اهتمام اهالی برای حفظ بناهای تاریخی می بیند، می گوید: «ما کودکی مان در میان همین حمام و یخدان و آب انبار گذشته است. من خودم از آن حوض انبار آب آورده ام، از آن حمام استفاده کرده ام. دیگر اهالی هم همین طور. بخشی از حافظه تاریخی و خاطرات شان در میان این اماکن قدیمی روستا رقم خورده است. وقتی از حیاط گرمِ خانه به زیرزمین پناه می برند و تفاوت دما را حس می کنند حکمت ایرانی را در آن می بینیم. حالا همین مردم تصمیم گرفته اند که این فضاهای تاریخی را برای نسل های آینده شان حفظ کنند. خدا را شکر ما در روستا افرادی داشته ایم که راه را هموار کرده اند تا این نسل پرورش پیدا کند. ما هم باید نسل بعد را پرورش بدهیم تا این مسیر تداوم پیدا کند.»
اهالی روستا علاقه ای برای شهری شدن ندارند. مردم به اصالت روستایی خود علاقه دارند و می خواهند آن را حفظ کنند. این را دهیار با اطمینان می گوید: «این حرف منِ تنها نیست بلکه همه مردم چنین باوری دارند.» البته ساخت وسازهای بی رویه و هجوم حاشیه نشینان به روستا که باعث برهم زدن بافت هویتی و فرهنگی آن می شود؛ نگرانی بزرگی است که فروتقه هم از دست آن در امان نیست.


مشارکت، سنت روستاست
همیاری در روستای فروتقه ریشه دار است و نمی گذارد هیچ کاری بر زمین بماند. در زمان جنگ، فاصله ای که میان فروتقه و خرمشهر وجود داشت، برای مردم فروتقه به چشم نمی آید. بسیاری از اهالی روستا کمر همت می بندند تا به جبهه ها کمک کنند. به همین دلیل روستا 3 سردار و 41 شهید دارد. کورسی می گوید: «زمان جنگ آدم هایی بودند که برای دفاع از کشور به جبهه می رفتند و باغ و زمین شان را کسی نبود رسیدگی کند. آن ها که در روستا مانده بودند برنامه می ریختند و به باغ و زمین او رسیدگی می کردند. محصولات او را جمع می کردند و در خانه اش می گذاشتند. این همیاری از همان زمان و پیش از آن هم بود.»
نمونه این همیاری در سال 94 است که باغ های فروتقه در کامِ خشک سالی فرو می رود. بزرگان روستا نگران آینده روستا می شوند و با مشورت به طرح لای روبی قنات و طرح تجمیع آب در روستا می رسند. آن زمان افراد زیادی مخالفت می کنند، اما اجرای آن، همان افراد را هم با طرح موافق می کند. حاج آقا مهربان کسی است که نام خودش را برای حفظ قنات ماندگار کرده است. او با در اختیار گذاشتن مبلغی امانی هزینه اولیه لای روبی را تأمین می کند. کورسی می گوید: «آن زمان مقدار زیادی از آب روستا در مسیر رسیدن به باغات از بین می رفت. تبخیر و هدر رفت آب در روزنه های زمین مانع از رسیدن مقدار کافی آب به باغ ها بود. خدا را شکر مردم مشارکت کردند و قنات لای روبی شد.»


درختان روستا را قطع نکردیم، اما...
اهالی فروتقه حتی برای قطع درختان کهنسال روستا نیز به اندازه بناهای تاریخی اهمیت قائل هستند. دهیار روستا می گوید: «درخت های چهارباغ روستا بالای یک و نیم متر قطر دارد. همه پیرمردهای روستا از زمان تولدشان درخت ها را با همین قطر دیده اند. پیرمرد صدساله روستا این مسئله را تأیید می کند. زمانی که می خواستیم کانال آب را اجرا کنیم وقتی به یکی از این درخت ها رسیدیم کانال را منحرف کردیم تا درخت قطع نشود، اما متاسفانه یک فرد غیر بومی یک باغ در روستا خریده و ده تا از این درختان کهن و قدیمی را قلع و قمع کرده است که باعث ناراحتی زیادی میان اهالی و پیگیری قضایی از سوی ما شد.»

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->