محمدجواد اکبرپور بازرگانی
پژوهشگر تاریخ جنگ ایران و عراق
در مجموع، کشورها و مجامع بینالمللی غالبا مشی بیتفاوتی ظاهری، با جهتگیری واقعی بهنفع عراق را دنبال کردند. برای نمونه بهاختصار به مواضع و برخوردهای شورای امنیت سازمان ملل متحد، سازمان کنفرانس اسلامی و دولت ایالات متحده آمریکا اشاره میشود:
شورای امنیت سازمان ملل
شورای امنیت بهموجب بند1 ماده24 منشور سازمان ملل، مسئولیت اولیه حفظ صلح و امنیت بینالمللی را برعهده دارد: «بهمنظور تأمین اقدام سریع و مؤثر از طرف سازمان ملل متحد، اعضای آن مسئولیت اولیه حفظ صلح و امنیت بینالمللی را به شورای امنیت واگذار و موافقت میکنند که شورای امنیت در اجرای وظایفی که بهموجب این مسئولیت برعهده دارد، از طرف آنها اقدام کند.» در اجرای این مسئولیت، براساس ماده39 منشور: «شورای امنیت وجود هرگونه تهدید علیه صلح، نقض صلح یا عمل تجاوز را احراز و توصیههایی خواهد کرد یا تصمیم خواهد گرفت.» آیا شورای امنیت سازمان ملل به این وظایفش در قبال جنگ ایران و عراق عمل کرده است؟
با وجود اینکه تجاوز عراق به ایران کاملا محرز بود، شورای امنیت سازمان ملل در اولین واکنشش در 23سپتامبر1980 (یکم مهر1359) یک روز پس از آغاز جنگ، در بیانیهای رسمی از «احراز تجاوز» عراق به ایران خودداری کرد و آن را «وضعیت» نامید. شورا حتی «درگیری مسلحانه» در مرزهای دو کشور را در حد «نقض صلح» و «تهدید علیه صلح» هم ندانست تا با توسل به مواد41 و 42 به اقدامی که برای حفظ یا اعاده صلح و امنیت بینالمللی ضروری است، مبادرت کند و با تشکیل نیروهای ملل متحد وضعیت گذشته را اعاده کند. به این ترتیب شورای امنیت عملا مواد فصل هفتم منشور درباره «اقدام در موارد تهدید علیه صلح، نقض صلح و اعمال تجاوز» را نادیده گرفت. بااینحال، شورا نمیتوانست از تصمیمگیری درباره جنگ ایران و عراق طفره برود. بنابراین، در 6مهر1359 نخستین قطعنامهاش یعنی قطعنامه479 (28سپتامبر1980) را صادر کرد. در این قطعنامه شورای امنیت از دو کشور درگیر دو درخواست داشت:
1- بلافاصله از توسل بیشتر به قوه قهریه بپرهیزند و اختلافاتشان را مسالمتآمیز و طبق اصول عدالت و حقوق بینالمللی حل کنند.
2- هرگونه پیشنهاد میانجیگری و سازش با توسل به سازمانهای منطقهای که میتواند اجرای تعهداتش را بر اساس منشور ملل متحد تسهیل کند، بپذیرند. در قطعنامه همچنین از همه کشورهای عضو خواسته شده بود نهایت خویشتنداری را مراعات کنند و از هر عملی که ممکن است به تشدید برخورد منجر شود، خودداری کنند. همانگونه که از مفاد قطعنامه برمیآید، هیچ اشارهای به تجاوز عراق یا نقض تمامیت ارضی ایران نشده است، پیشنهاد آتشبس ندادهاند و از نیروهای متجاوز خواسته نشده است که سرزمینهای اشغالی را ترک کنند. در این قطعنامه فقط از ایران و عراق خواسته شده است که از استفاده بیشتر از زور خودداری کنند که در واقع مفهوم آن چنین است که نیروهای عراقی همچنان مناطق اشغالی را در کنترل داشته باشند و نیروهای ایران از حمله برای بازپسگیری سرزمینهای اشغالی بپرهیزند.
سازمان کنفرانس اسلامی
با آغاز جنگ ایران و عراق، به پیشنهاد اندونزی و لیبی در 26سپتامبر1980 (4مهر1359) برای بررسی جنگ، اجلاس فوقالعاده وزیران خارجه کشورهای عضو کنفرانس در نیویورک برگزار شد. در این اجلاس کمیتهای بهعنوان کمیته حسننیت متشکل از سران 9کشور تشکیل شد که ریاست آن بهعهده ضیاءالحق، رئیسجمهور پاکستان، و مقر آن در جده بود. این کمیته به بررسی جوانب مسئله جنگ پرداخت. این هیئت پس از مسافرت به ایران و عراق با رهبران دو کشور مذاکره و گفتوگو کرد. صدام در مذاکره با این هیئت اظهار کرد که حاضر به اجرای آتشبسی یکطرفه است. وی قبلا نیز این مسئله را در سخنرانیاش که در رسانههای عراق منعکس شد، اعلام کرده و گفته بود حاضر است آن را تحت نظارت هر سازمانی که مورد موافقت ایران باشد، اجرا کند. بهدنبال آن، دولت عراق متن پیشنهادیاش را دراینباره که حاوی چند بند بود، اعلام کرد. در مقدمه این متن آمده بود که دولت عراق باتوجهبه این حقیقت که در موقعیت برتر نظامی است، در سپتامبر1980 آمادگیاش را برای آتشبس درصورتیکه ایران موافق باشد، اعلام میدارد. پس از این مقدمه، عراق شرایطش را برای برقراری آتشبس به این صورت اعلام کرد:
1- توقف هرگونه عملیات نظامی در هوا، دریا و زمین از جانب ایران علیه نیروهای عراقی.
2- توقف بیانیههای مداخلهجویانه که مغایر با آتشبس باشند و توسل به مذاکره از سوی رهبران مسئول سیاسینظامی در ایران.
3- کاهش تمرکز نظامی در نقاط تماس بین دوطرف در مرزها.
مسئولان ایران نیز در دیدار با این هیئت، برای قبول آتشبس دو شرط قائل شدند:
1- عقبنشینی سربازان عراقی از ایران.
2- وعده عراق مبنی بر نداشتن مداخله مستقیم و غیرمستقیم در امور داخلی ایران.
لازم به توضیح است که در این زمان کیلومترها از خاک و تعدادی از شهرها و روستاهای ایران در اشغال سربازان عراقی بود. این هیئت گزارش گفتوگوهایش را به اجلاس فوقالعاده در نیویورک ارائه کرد که یک ماه بعد در اول اکتبر1980 برای شنیدن و بررسی گزارش هیئت تشکیل شده بود. اجلاس یادشده ضمن شنیدن گزارش دبیرکل درباره هیئت حسننیت و همچنین سخنرانی ضیاءالحق و نمایندگانی از ایران و عراق اعلام کرد: «کنفرانس وزرای خارجه اسلامی در نیویورک توصیه میکند که هیئت به کوششهایش ادامه دهد و توصیه میکند که این نشست تا رسیدن به نتیجه مطلوب و جلوگیری از خونریزی مسلمین استمرار یابد.» یک ماه پس از آغاز جنگ در 28مهر1359 حبیب شطی، دبیر کنفرانس، به ایران آمد و در دیدار با امامخمینی(ره) نظر ایشان را درباره ورود هیئتی از کنفرانس اسلامی برای بررسی جنگ جویا شد. امام در پاسخ به حبیب شطی فرمودند: «برای رسیدگی به جنایات صدام آمدن به ایران مانعی ندارد.»
برگرفته از کتاب جنگ ایران و عراق، پرسشها و پاسخها، فرهاد درویشی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ