نگاهی به بناهای خشتی یکی از آبادی های سبزوار

یادگارهای آجری «زعفرانیه»

هادی دقیق- در میانه های جاده نیشابور به سبزوار، سمت راست جاده پاسگاهی است به نام زعفرانیه. درست روبه روی این پاسگاه و آن طرف جاده، روستایی است که ظاهرش به یک روستای معمولی می خورد، اما کمی پیشروی در روستا رازهایی را از این ظاهر خسته و تکیده برملا می کند که کمتر مسافری در این مسیر انتظار آن را دارد. دشتی که زعفرانیه در آن است، با شیبی ملایم به سمت کویر مرکزی تا رودخانه فصلی کال شور ادامه می یابد. زعفرانیه روزگاری بروبیایی داشته است و این را شش اثر ثبت ملی شده این روستای حاشیه جاده گواهی می دهند؛ بناهایی که شاید همه شان سرپا نباشند، اما خشت به خشت و آجربه آجر و رج به رج آن ها، روزگار رفته را فریاد می زنند. مهم ترین و سرحال ترین اثر روستا کاروان سرای آن است که اولین اثر ثبت ملی شده روستا نیز به شمار می رود. اما پنج اثر دیگر این روستا که موضوع این یادداشت است، پاییز1385 ثبت ملی شدند، درست در روزهای آخر آبان .


قلعه کهنه
ابتدا از بزرگ ترین اثر روستا شروع می کنیم که در جنوبی ترین بخش آن است. این بزرگ ترین اثر، بیشتر از همه آسیب دیده و امروز تقریبا به تلی از خاک و دیوارهایی قدونیم قد تبدیل شده است. اما همان نصفه نیمه بناهایی که هنوز در آغوش دیوارهای ارگ سالم اند و طاق ها و گنبدهایشان، با زبان بی زبانی می گویند که روزی در زعفرانیه بنای معماری به پا بوده و هنر معماری ایرانی اسلامی به دست معمارباشی ها پیاده می شده است. قلعه مستطیل شکل زعفرانیه به احتمال فراوان مربوط به دوره قاجار است و نبود امنیت از دست غارتگران و دزدان دوران قاجار، باعث ساخت قلعه ای در حاشیه یکی از مسیرهای کلیدی خراسان شده است. این قلعه کهنه که درازایش شمالی جنوبی است، دو برج دید بانی در شرق و سه برج در غرب دارد. ورودی ارگ در ضلع شرقی است. زیبایی ایوان ورودی با فضایی دوطبقه و ترکیب طاق های کلیل و جناغی دوچندان شده است. در شمال غربی این قلعه نیز الحاقاتی می بینیم که در دوره های بعد به بنا اضافه شده است. این فضا نیز دوطبقه است و طاق ها و پله هایش هر تماشاگری را از دور جذب می کند. مصالح قلعه هم ملاط آهک و ماسه، چیزی شبیه ساروج، و خشت و آجر است. در کل در این قلعه تزیینات خاصی دیده نمی شود، اما همین معماری باشکوه برای ماندگارکردن نام زعفرانیه در فهرست آثار ملی کافی است. این قلعه امروز متروکه است، اما جزو آن دسته آثار ملی است که نگهداری اش ضروری به نظر می رسد؛ زیرا آسیب های طبیعی و انسانی امان بافت قلعه را بریده و آسمانه های اندکی هم که امروز برپاست، ممکن است هر لحظه بر دیوارها بیفتد و بخشی دیگر از زیبایی آن را کم کند.


حمام
حمام زعفرانیه، در شرق روستا قرار دارد و بنا به شواهد و مصالح به کاررفته در آن مربوط به دوره قاجار است. ورودی حمام با طاقی جناغی شروع می شود و از راهرویی با پنج پله به پایین به کف حمام می رسد. در این راهرو دری وجود دارد که به سربینه حمام می رسد. فضای سربینه یک هشت ضلعی است که آسمانش با گنبد پوشیده شده است. در چهار جهت اصلی سربینه فضاهایی است با عمق یک متر تورفتگی که طاق آن ها نیز جناغی است. در قسمت شرقی سربینه نیز پاشویه ای تعبیه شده است که از آنجا دری به بینه حمام باز می شود. بینه نیز مانند سربینه هشت ضلعی ای با سقف گنبدی است. تون و گرم خانه و انبار سوخت نیز در شرق بنا قرار دارند. آسمانه انبار سوخت و گرم خانه هم طاق کار شده است. بیشتر حمام های قدیمی به دلیل زیاد استفاده شدن و همچنین رطوبتی که سراسر بنا را می گرفته با مصالحی ویژه ساخته می شدند. حمام زعفرانیه هم از این قاعده بیرون نیست و با مصالحی مقاوم مثل سنگ و ملاط آهک ساخته شده است. حتی در جاهایی مثل سقف که برای طاق بندی مجبور بودند از آجر استفاده کنند، روی آن را با ملاط های قوی اندود کرده اند. نکاتی که چه از نظر فنی و چه بهداشتی در حمام زعفرانیه پیاده شده است، نشانگر اهمیت بنا در این روستاست. بنایی که هنوز هم سرپاست و بدون تغییری خاص، همان کاربری پیشینش را دارد.


آب انبار
آب انبار زعفرانیه تقریبا در میانه روستا و پشت کاروان سراست. جای خالی کتیبه آب انبار می گوید که روزی بانیان یا بانی بنا برای آن کتیبه ای نوشته اند و احتمالا تاریخ ساخت بنا در آن بوده است. اما امروز بنا بر شهادت اهالی روستا و سازه آب انبار، می شود گفت که این بنا نیز از آثار دوره قاجار است. ورودی آب انبار سه طاق دارد که هر سه جناقی است. آب انبار زعفرانیه تزیینات ندارد و هرچه هست برای کاربردی کردن فضای رسیدن تا پاشیر ایجاد شده است. سقف سراسر مسیر پله ای که به آب انبار می رسد، طاق جناغی کار شده است. انتهای همین پله ها به فضایی می رسد که شامل یک حوضچه و یک شیر مخزن است. بین این فضای پاشیر و مخزن اصلی دیواری است که مانع دسترسی به مخزن می شود. مخزن آب انبار نیز پلانی مستطیل دارد و در جنوب بناست. در گذشته دو بادگیر در جنوب شرقی و غربی آب انبار روی مخزن بوده که امروز تخریب شده است. دو سوی ورودی آب انبار طاق نماهایی کم عمق بوده که محل استراحت مردم بوده است. در گذشته این فضاها کاربری خبرگزاری هم داشته اند؛ به شکلی که از تولید تا انتشار خبر در همین فضاهای استراحت آب انبارها انجام می شده است. ویژگی دیگر آب انبار زعفرانیه نزدیکی آن به کاروان سرای روستاست؛ موضوعی که برای کاروانیان و کاروان سرادار بسیار مهم بوده است.


چاپارخانه
چاپارخانه زعفرانیه نیز در وسط روستا و نزدیک آب انبار و از آثار قاجاری روستاست. سردر چاپارخانه بر اثر گذشت زمان چندین بار تخریب و بازسازی شده و انگار شکل اصلی اش را کلا از یاد برده است. دالان ورودی بنا که چهار در به آن باز می شود، با طاق و تویزه پوشیده شده و اندود گچ روی آن را پوشانده است. بعد از گذشتن از دالان به حیاطی بزرگ می رسیم که دورتادور آن فضاهایی برای بستن اسب هاست. در غرب این حیاط دری به سوی اسطبلی دراز باز می شود که اسب ها را در آنجا نگهداری می کردند. این فضا پیش تر سرپوشیده بوده تا استراحت اسب ها آسان تر شود. سمت شرق این حیاط نیز اتاق هایی به هم پیوسته دارد که محل نگهداری مواد غذایی بوده اند. در قسمت جنوب غربی چاپارخانه پله هایی است که افراد را به طبقه بالا هدایت می کند؛ در این طبقه خوابگاه و مطبخ تعبیه شده است. در چهار طرف چاپارخانه چهار برج وجود داشته که یکی از آن ها باقی مانده است و همان یکی هم نشان می دهد ارتفاع برج دیدبانی حدود هشت متر بوده و با طاق های مختلف تزیین شده است. مصالح چاپارخانه هم بیشتر چینه و خشت است و از آجر بیشتر برای سنگ فرش استفاده شده است. دیوارهای بنا نیز از داخل با گچ و از بیرون با کاهگل اندود شده اند. از دیگر ویژگی های چاپارخانه زعفرانیه، استفاده از مصالح بومی منطقه و همچنین کاربرد انواع طاق هاست از جمله هلوچین و جناغی. روی هم رفته حال وروز امروز بنا چندان خوش نیست. از آنجا که چاپارخانه های کمی در خراسان داریم و این یکی هم با کلی سقف و دیوار فروریخته روزگار خوشی در انتظارش نیست، لازم است بیشتر به آن رسیدگی شود تا نیاید روزی که مثل برخی از آثار ثبت ملی شده ایران، فقط نامی از آن در فهرست ثبتی ها باشد و خود بنا در عدم سیر کند.


یخچال کلانتر
یخچال کلانتر زعفرانیه، شمالی ترین بنای تاریخی ثبت شده روستاست؛ حجم مخروطی شکلی که بی مقدمه از روی زمین شروع می شود و به گنبدی بزرگ می ماند و پله پله بودنش تصور زیگورات های باستانی را تداعی می کند. یخچال کلانتر همان جایی است که روزی اهالی روستا در اوج گرمای تابستان در آن یخ چال می کردند. پلان یخچال گرد است و در جنوب آن روزنه ای است کوچک که از آنجا یخ را به عمق سه متری مخزن هدایت می کرده اند. در شمال غربی بنا نیز اتاقکی است که احتمالا باید اتاق نگهبان باشد. یکی دیگر از جاذبه های یخچال کلانتر، حوضچه یخ ساز آن است. از جنوب یخچال دو دیوار بلند و کشیده به شرق می روند. این فضا برای یخ سازی استفاده می شده است و دیوارهای آن جلو آفتابی را می گرفته اند که از جنوب می تابیده است. عمق سی تا شصت سانتی متری، عرض تقریبا هشت متری و طول پنجاه متری یخچال را دیوارهای هفت ،هشت متری محافظت می کرده اند. حالا اما روزگاری است که رسیدن فناوری به دورترین نقاط هم بشر را از این سازه ها بی نیاز کرده و به دنبال آن یخچال کلانتر نیز متروک و مهجور شده است.
منبع: گزارش های ثبت ملی آثار یادشده.

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->