گفت‌وگو با سیدحمید حیدری ثانی درباره ویراستاری و چند و چون آن

از کارگاه‌های چند ساعته، ویراستار بیرون نمی‌آید

 خادم - هنر ویراستار این است که نامرئی باشد. حضور و سایه او نباید بر متن سنگینی کند، اما درعین‌حال اگر در اثری مشکلی دیده شود، از غلط املایی تا رعایت‌نشدن دستور زبان و... ویراستار نخستین کسی است که انگشت اتهام به‌سوی او نشانه می‌رود. احتمال خطا در کتاب‌هایی که ویراستاری نمی‌شوند، به‌مراتب بیش از کتاب‌هایی است که از زیر دست ویراستار رد شده است. گاه حتی آثاری از بهترین نویسندگان و مترجمان که سرشناس‌ترین ناشران نیز آن‌ها را منتشر کرده‌اند، غلط‌های املایی پرشمار و خطاهای زبانی و گیروگرفت‌هایی دارند که وقتی به شناسنامه کتاب مراجعه می‌کنید، علت آن را می‌فهمید؛ هیچ اثری از نام ویراستار نمی‌بینید. گویا هنوز و پس از هفتاد سال که از تشکیل نخستین حلقه ویراستاران در ایران در انتشارات فرانکلین گذشته است، اهمیت نقش ویراستار و ویرایش کتاب برای برخی روشن نشده است. البته وقتی از ویراستار صحبت می‌کنیم، مراد ما شخصی است که سواد، تجربه، آگاهی، دقت و همه شاخصه‌های یک ویراستار را دارا باشد، نه آن دسته‌ای که کارشان به گذاشتن نقطه و ویرگول و رعایت نیم‌فاصله خلاصه می‌شود. با سیدحمید حیدری ثانی که از سال1388 به صورت تمام وقت به حرفه ویراستاری مشغول است و مدرس ویرایش و سرویراستار مؤسسه «ویراستاران» و نشر میلکان است، درباره این حرفه گفت وگو کرده ایم. از اینکه هدف ویراستاری چیست تا اینکه چطور ویراستار خوب پیدا کنیم. حیدری ثانی معتقد است هدف از ویرایش این است که خواننده متن را بدون دست انداز مطالعه و پیام مدنظر نویسنده را درک کند. او در صحبت هایش به این موضوع اشاره می کند که دست اندازهای متن نباید مانع درک پیام شود؛ بلکه مثل یک شیشه که تمیزش می کنیم تا منظره پشتش را ببینیم و احساس نکنیم شیشه ای اینجا وجود دارد، ویراستار هم می خواهد آن متن آن قدر سالم و روان باشد که پیام رسانی سریع و ساده انجام شود. در واقع ویراستار تلاش می کند خواننده گرفتار فهم معنای آن متن نشود؛ بلکه همه توجهش به محتوا باشد. نخواهد معما حل کند تا بفهمد نویسنده چه می خواهد بگوید و مستقیم برود سراغ مفاهیم و معانی مدنظر نویسنده. حالا در این فضا، نگاه ویراستار به این است که برمبنای زبان فارسی معیار، به چه صورت می شود این مفاهیم را به سادگی و بدون مشکل بیان کرد. حیدری ثانی زبان فارسی معیار را همان زبان  سخنوران فارسی زبان می داند که  در موقعیت های رسمی آن را به کار می برند و ویراستار حتما باید این زبان معیار را به خوبی بشناسد و اقضائاتش را در نظر داشته باشد. در ادامه گفت و گوی ما با این مدرس ویراستاری را می خوانید.

 

برخی ها  احساس می کنند که متنشان بدون دست انداز است و مشکلی در  آن نمی بینند. چرا  هنوز این دسته از نویسندگان و مترجمان و ناشران ضرورت کار ویراستار در اصلاح زبان متن را احساس نکرده اند؟
نویسنده وقتی کتاب یا مقاله یا یادداشتی می نویسد و از زبان به صورت مکتوب استفاده می کند، باید خودش را به جای خواننده بگذارد و ببیند آیا خواننده معنای مدنظر او را درک می کند یا نه. باید از زاویه دید خواننده به متن نگاه کند. نویسنده وقتی می نویسد، ذهنش درگیر محتواست؛ حال چه در فضای علمی و چه در فضای داستانی یا هر حوزه دیگر. اما برای نویسنده دشوار است که خودش را از موقعیتی که در آن قرار دارد، بردارد و در موقعیت طرف مقابل بگذارد. خیلی تمرین و مهارت می خواهد که نویسنده بتواند این طور به متنش نگاه کند. ویراستار این خدمت را به نویسنده ارائه می دهد که از موضع خواننده به متن نگاه کند. از همین روست که ویراستار باید کتاب خوان حرفه ای باشد و البته باید مردم شناس باشد، باید فرهنگ را درک کرده باشد و باید در حوزه ای که می خواهد ویرایش کند، تحصیل یا مطالعه کرده باشد تا بتواند فضای متن را درک کند. ویراستار به نمایندگی از خواننده ها متن را می بیند و به نویسنده بازخورد می دهد. اینکه گاهی نویسنده ای احساس می کند متنش شاهکار است و به ویرایش نیازی ندارد، ناشی از این است که آن نویسنده خودش را در جایگاه مخاطب قرار نداده است. این یک بیماری فرهنگی است که متأسفانه گاهی نویسنده ای خودش را مادرزاد نویسنده تصور می کند و می گوید: «من همینم که هستم! خواننده باید سوادش را بیشتر کند تا حرف من را بفهمد.»


ممکن است برخی نویسندگان یا مترجمان احساس کنند که ویراستار می خواهد شریک زحماتشان شود! آیا این هم می تواند در ایجاد تصویر منفی از ویرایش در این گروه از نویسندگان تأثیرگذار باشد؟
بله. بعضی نویسنده ها جایگاه خودشان را در معرض تهدید می بینند و احساس می کنند اگر متنشان ویرایش شود، نشان دهنده بی سوادی آن هاست یا ممکن است کسی فکر کند این ها توان نوشتن نداشته اند که سراغ ویراستار رفته اند. باور کنید من همچین تعابیری را شنیده ام. این، ذهنیت درستی نیست. تخصص ها متفاوت است. نویسنده در موضوعی که کار می کند، متخصص است و ویراستار در این تخصص دارد که چطور زبان را طوری اصلاح کند که پیام رسانی در بهترین حالت اتفاق بیفتد. ویراستار آسیب های زبان را در مقایسه با نویسنده بهتر می شناسد و تمرکزش بر پیام رسانی است. همه جا وقتی افراد بیشتری روی کتاب کار کنند، مزیتی برای کتاب حساب می شود. در نشرهای اروپا و آمریکا کتاب هایی که ویراستار ندارند، نسبت به کتاب هایی که ویراستار دارند، مزیت رقابتی کمتری دارند و نداشتن ویراستار ضعف کتاب تلقی می شود. اتفاقا کتاب هایی که ویراستاری در گروه تولیدکنندگانشان هست، به نظر خواننده معتبرتر می رسند و خواننده بهتر به آن ها اعتماد می کند. در نهایت فردی که مطرح می شود و در نقدها و رونمایی ها و جشنواره ها نامش برده می شود، خود نویسنده است و نه ویراستار اثر. پس حضور ویراستار در کنار نویسنده، هیچ خللی به جایگاه نویسنده وارد نمی کند؛ بلکه جایگاه او را تقویت می کند و بر قدر و ارج او در نگاه خواننده می افزاید.


هر نویسنده به اصطلاح قلم خاص خودش را دارد. نثر نویسنده ها با هم متفاوت است و شیوه های مختلفی برای نوشتن دارند و گاه مثلا جابه جاکردن فعل یا فاعل که در اصول دستور زبان درست نیست، از ویژگی های نثر اوست. آیا ویراستار می تواند ویژگی های نثر نویسنده را رعایت کند و از حال وهوای آن خارج نشود و با قلم خود نویسنده ویراستاری کند؟
ویراستار وقتی می خواهد سفارش کار را بپذیرد، باید قسمت های مختلف متن را مطالعه کند و در همین ارزیابی اثر، با قلم نویسنده آشنا شود و ببیند می تواند سبک قلمی نویسنده را در ویرایش حفظ کند یا نه. اگر این صلاحیت در ویراستار وجود داشته باشد، سفارش را می پذیرد. در ویرایش هم ویراستار حق ندارد سبک قلمی نویسنده را تغییر بدهد. سبک باید حفظ شود. البته خطاهای زبانی و آنجایی که پیام رسانی مختل شده است، باید ویرایش شود. به عنوان ویراستار اجازه نداریم متن های مختلفی را که به دستمان می رسد، طوری ویرایش کنیم که انگار یک نفر آن ها را نوشته است. ما قائل هستیم به کمترین تغییر ممکن و در کارگاه های ویرایش این را برجسته می کنیم که شمای ویراستار در محدوده ای حق تغییر داری که یا معنا به مخاطب نمی رسد و پیام رسانی مختل می شود یا خطای دستور زبانی وجود دارد. تغییرهایی غیر از این را خطای ویراستار حساب می کنیم و آ ن ها را نمی پذیریم.


ویراستاری خوب مهارت و تجربه فراوانی لازم دارد و طبیعی است که همه ویراستاران به این مهارت نرسیده اند. به نظر شما خود ویراستارها هم باعث به وجودآمدن بدبینی شده اند؟
فضای ویرایش به سبک امروز در ایران از انتشارات فرانکلین شکل گرفت. این نهاد اولین مرکز رسمی آموزش ویرایش و تربیت ویراستار در ایران بود و به صورت سازمانی ویراستارها را به کار می گرفت و همین شیوه تا اکنون ادامه پیدا کرده است و حدود هفتاد سال است که این حرفه در ایران به این شکل شناخته شده است. ویراستاری چون نسبت به تخصص های دیگر عمر کمتری دارد، تازه دارد سروشکل و سامان صنفی خودش را پیدا می کند. ما تازه توانسته ایم انجمن صنفی ثبت کنیم. انجمن صنفی ویراستاران شهر تهران از سال۱۳۹۵ شروع به فعالیت کرده است و کم کم داریم نظامی صنفی برای خودمان شکل می دهیم. رشته علمی ویرایش در کارشناسی ارشد نیز چهارپنج سالی است که به دانشگاه ها آمده است و البته متون آموزشی آن هنوز استانداردهای لازم را ندارد. ازاین رو، در فضای حرفه ای ویرایش نظارت مقداری کمتر است. از طرفی هم ویرایش شامل تخصص های مختلفی می شود. این باعث شده است خیلی از افرادی که ویراستار نیستند، در این حوزه به اسم ویراستار کار بگیرند و به فضای صنفی آسیب بزنند و بدبینی ایجاد کنند. متأسفانه برخی آموزش های دم دستی ویراستاری مانند کارگاه های کوتاه مدت ویرایش باعث شده است به این خطا دامن زده شود. حتی در برخی کارگاه ها تعهد و تضمین می دهند که شما بعد از این کارگاه ویراستار می شوید! این کارگاه برای آموختن برخی نکات ویرایشی خوب است، اما خروجی آن قطعا یک ویراستار نیست. ویراستاری مجموعه مهارت هایی است که باید در حوزه های مختلف به دست بیاید و این، به صرف چندین سال زمان و مطالعه سیر مطالعاتی ویرایش و کارآموزی و... نیاز دارد و صرفا با یک دوره چندساعته نمی توان به آن دست یافت.


در فضای صنفی ویراستاری چه آسیب هایی وجود دارد؟
اگر به وبگاه های کاریابی بروید، می بینید که مثلا پروژه گذاشته شده که پانصد صفحه کتاب است و می خواهند 500هزار تومان بابت ویرایش آن بپردازند! ذیل آن اطلاعیه هم چند نفر آمده اند و قبول کرده اند که مثلا در یک هفته این حجم را ویرایش کنند. این اطلاعیه اشتباه است؛ چون کتاب پانصدصفحه ای را که نمی شود با هزینه ای کمتر از هزینه تایپ ویرایش کرد. از آن طرف هم کسی که می گوید یک هفته ای ویرایش می کنم، ویراستار نیست. اصلا مگر می شود این تعداد صفحه را در یک هفته خواند و فهمید؟ حد معمول ویرایش روزی 2هزارو500 تا 3هزار کلمه است. کسی که می گوید روزی 10هزار کلمه می خواند، در واقع ویرایش نمی کند، بلکه شاید نمونه خوانی می کند و صرفا غلط املایی ها را می گیرد. یا به اسم ویرایش پروژه را قبول می کنند و با نرم افزارهای خطایاب که معروف ترینش نرم افزار ویراستیار است، غلط یابی می کنند و کار را برمی گردانند.
 این در حالی است که آن نرم افزار خطایاب خودش در متن خطا هم ایجاد می کند! دغدغه اصلی ویرایش جنبه زبانی متن است، اما این افراد که پول کمی می گیرند و سریع کار را تحویل می دهند، اصلا وارد حوزه زبانی نمی شوند و صرفا در حوزه صوری مقداری متن را اصلاح می کنند، آن هم اگر بتوانند. آسیب دیگری که وجود دارد، در بحث آموزش است. از دوره های چندساعته و کوتاه مدت ویراستار بیرون نمی آید. در این دوره ها صرفا می توان چند نکته پراکنده را آموخت که این به کار ویرایش نمی آید و متأسفانه صرفا توهم ویراستاربودن ایجاد می کند. اگر این آموزش ها را می بینیم، صرفا باید برای این باشد که چند نکته را بیاموزیم. دوره باید یکی دو ترم طول بکشد تا مجموعه ای از آموزش ها در آن ارائه شود. بعد از آموزش، فرد باید وارد کارآموزی شود و کار عملی انجام بدهد و زیرنظر یک سرویراستار کار کند. غیر از آن، سیر مطالعاتی ویرایش را هم باید بخواند، دانش دستور زبانی باید داشته باشد و با نگاه های زبان شناسانه آشنا باشد تا بتواند وارد این فضا شود. دوره هایی که تبلیغ می کنند شما را به قهرمان و ستاره و نابغه ویرایش تبدیل می کنند و کلی جایزه و پاداش و تخفیف و وعده استخدام و... می دهند، دارند با نگاه بازاری به ویرایش نگاه می کنند و تبلیغاتشان همه واقعیت را بیان نمی کند.


با این تفاصیل، سفارش دهنده ها هم نقش بسیار مهمی دارند و با انتخاب ویراستار باتجربه و کاربلد می توانند از آسیب ها بکاهند. نویسنده، مترجم یا ناشر برای پیداکردن ویراستار خوب باید چه کار کند؟
برای یافتن ویراستار، غیرحرفه ای ترین حالت این است که به قیمت تکیه کنیم و از چند نفر قیمت بگیریم و بهترین قیمت را انتخاب کنیم. این بدترین کار است! ویرایش کاری چندجنبه و کیفی است و صرفا با خط کش کمی قیمت نمی شود درباره اش قضاوت کرد. ویراستار تا متن را نبیند و نخواند، نمی تواند قیمت بدهد. اگر کسی ندیده قیمت می دهد، کار دقیقی نمی کند و نباید به او اعتماد کرد. روش درست دادن سفارش ویرایش این است که قیمت را آخرین ملاک قرار بدهیم. ابتدا باید ویراستارهایی را پیدا کنیم که واقعا ویراستار باشند. مثلا سه ویراستار پیدا کنیم که بشود به آن ها اعتماد کرد. بعد به این فرد یا افراد کار را بدهیم تا ارزیابی کنند و حدود قیمت و زمان را بدهند و مهم تر از آن، گزارشی بدهند و بگویند متن ما این طوری است و این ویژگی ها و نیازها را دارد و من این توانمندی را دارم که این کارها را انجام دهم.
 اگر گزارش و قیمت و زمان مطلوب بود، می توان از بین آن افراد دست به انتخاب زد. بهترین حالت انتخاب هم این است که ما در جایگاه سفارش دهنده هزینه کنیم و دوسه صفحه را به عنوان نمونه به چند ویراستاری که مدنظرمان است، بدهیم تا ویرایش کنند و نمونه کارشان روی متن را ببینیم و مقایسه کنیم و هرکدام را که مطلوب بود، انتخاب کنیم. تازه در این مرحله است که معیار قیمت معنادار می شود. حال سؤال دیگری که مطرح می شود، این است که من چطور ویراستار را بشناسم و به او اعتماد کنم؟ ویراستاری که برای کار انتخاب می شود، باید ویژگی هایی داشته باشد: در مرکزی معتبر و باسابقه آموزش دیده باشد، تحصیلات مرتبط داشته باشد، پیش استادانی صاحب نام کارآموزی کرده باشد، سابقه کار داشته باشد و مثلا اسمش در ده بیست عنوان کتاب در وبگاه خانه کتاب و کتابخانه ملی آمده باشد و همچنین در فهرست اعضای انجمن صنفی ویراستاران و... ذکر شده باشد، قیمت و زمان معقول برای ویرایش اثر بدهد و البته که چند سالی مشغول این حرفه بوده باشد. در واقع بهترین ویراستار کسی است که به صورت حرفه ای به این فعالیت مشغول باشد؛ یعنی تمام وقت ویراستاری کند و شغل اول و آخرش ویراستاری باشد. با رعایت این معیارها مطمئنا کارفرما (چه نویسنده و چه ناشر) در سفارش ویرایش اثرش بهترین گزینه ها را خواهد یافت.

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->