«من در شهر مشهد، مرکز استان خراسان، در جوار آستان امام هشتم، علىبن موسى الرضا (ع) به دنیا آمدم. زادروز من بیستوهشتم ماه صفر سال 1358 قمری (فروردین 1318 خورشیدی) است. یک سال پس از تولد من، همگى، به خانه پدربزرگ مادرىام یعنى آقا سید هاشم میردامادى نجفآبادى از علماى معروف که به علم و زهد و تبحر در تفسیر قرآن شهرت داشت و جزو علمایى بود که رضاشاه چند سال پیش از تولد من آنها را تبعید کرده بود نقل مکان کردیم. خانه ایشان نسبتا وسیع بود اما پس از بازگشت پدربزرگ از تبعید، مجددا به خانهى خودمان برگشتیم.» این جملات روایت رهبر معظم انقلاب است از دوران کودکی و ذکر نام پدربزرگ مادریشان مرحوم آیتا... سید هاشم میردامادی نجفآبادی.
حضرت آیتا...العظمی خامنهای در خانوادهای رشد کردند که همه از عالمان دین بودند. پدرشان مرحوم آیتا... سید جواد خامنهای از فقهای بزرگ مشهد بود. مرحوم سید جواد خامنهای با دختر مرحوم آیتا... سیدهاشم میردامادی ازدواج کرد و فرزندانش مدت مدیدی را در منزل پدربزرگشان میگذراندند.
رهبر معظم انقلاب درباره حضور خود در منزل مرحوم میردامادی میگویند: «به یاد دارم ما پسران به خانه پدربزرگمان مرحوم میردامادى میرفتیم. ایشان هم مثل پدرها و پدربزرگهاى دیگر، یک ریال یا نیم ریال به ما میداد که البته پول ناچیزى بود اما پیش مىآمد که مادر ناگزیر میشد همین مبلغ ناچیز را از ما بگیرد تا با آن براى شام ما چیزى بخرد. من در خانه پدر، از فقر چیزهایى دیدهام که در خانه علماى دیگر کمتر دیده میشود.»
رهبر انقلاب بارها در خاطرات خود از مادر مؤمنه خود یاد کردهاند. در بخشی از خاطرات خود درباره تأثیر بسزای مادر در تربیت دینی شان فرمودند: «مادرم در محیط عربى پرورش یافته بود. جد مادرم که از اصفهان به نجف مهاجرت کرد، از خاندان «میردامادى» ساکن در نجفآباد اصفهان بود. شاخههایى از این خاندان در نجف اشرف هستند. پدر مادرم از علماى فاضل و عربزبان بود. لذا مادرم در خانهاى پرورش یافت که به عربى تکلم میکردند. ایشان پیش از بلوغ با خانواده خود به ایران آمد. لذا با عربى عامیانه معمول در نجف آشنایى داشت. مادرم با قرآن بهخوبى آشنا بود. با احادیث شریف و کتب عربى نیز آشنایى داشت.»
معظمله در بخشی از خاطرات خود درباره سجایای معرفتی مرحوم میردامادی میگویند: «دو عکس نزد من هست که آن مرحوم در زندان رضاخان است و پلاکی روی سینه دارد. یکی از آن دو تصویر از مقابل و دیگری به صورت نیمرخ است. من سید محمد کشمیری را دیده بودم. وی با مرحوم سیدهاشم رفیق بود و به نظر میرسید هردو در درس پدر یعنی سید مرتضی کشمیری حاضر میشدند. یک روز خدمت مرحوم سید محمد رفته بودم در حالی که حدود هفتاد سال. داشت ایشان به من گفت مفاتیحالجنان را باز کن و دعای ابوحمزه را بیاور. من آوردم. فرمود: خط ببر. من خط میبردم و ایشان میخواند. یکی دو صفحه که خواند، خسته شد و فرمود که دیگر بس است. معلوم بود دعا را از حفظ داشته و تردید در فراموشی آن کرده بود. مرحوم سیدهاشم دعای ابوحمزه را در قنوت میخواند. این مطلب را مرحوم آقای بهجت به من گفتند.»
مرحوم آیتا... سیدهاشم میردامادی از جایگاه ویژهای نزد علما برخوردار بودند. به گونهای که پس از وفاتشان مرحوم آیتا...العظمی بروجردی مجلس ترحیم بزرگی در قم برگزار کردند. رهبر معظم انقلاب که در آن زمان در قم حضور داشتند داستان این مجلس را اینگونه نقل میکنند: «اولین مجلس ترحیمی که در قم برای مرحوم آقای سیدهاشم منعقد شد توسط مرحوم آیتا... بروجردی بود. بعد از مجلس، آقای قاضیزاده به ما گفت برویم منزل آقای بروجردی، هم برای تشکر و هم اجازه برگزاری مراسم دیگر. چون آن زمان رسم بود آقای بروجردی باید اجازه انعقاد مجالس را میدادند. من به اتفاق اخوی آقای سید محمد و آقای سید حسین میردامادی منزل آقای بروجردی رفتیم. تا آن زمان من هنوز اندرونی آقای بروجردی را ندیده بودم آقای سید حسین، دایی ما، من و اخوی را معرفی کرد. بعد مرحوم آقای بروجردی پاکتی به من و اخوی دادند که حاوی چهارصد تومان بود آن زمان این مبلغ خیلی زیاد بود. از آن مبلغ هزینه بعضی مجالس و همچنین مبالغی دیگر باقی ماند.»
رهبر معظم انقلاب در پیامی که در سال 94 برای بزرگداشت مرحوم آیتا... میردامادی ابلاغ کردند درباره دامنه اثرگذاری این عالم جلیل بر مردم و درس تفسیر ایشان در مسجد گوهرشاد چنین گفتند: «در مدت نزدیک به چهل سال اقامت در مشهد مقدس، بیشترین تلاش خود را به تفسیر قرآن منعطف ساخته و محفل گرم و بیوقفه تفسیری جذابی در مسجد گوهرشاد (شبستان شمال غربی) برپا نموده بود. هرشب پس از اقامه نماز جماعت، جمعی از ارادتمندان مشتاق گرد منبر بیپیرایه این عالم عامل مجتمع گشته و از بیان شیرین و نفس گرم او سخن خدا را میشنیدند، و این سفره گسترده معرفت و حکمت، دهها سال مائده الهی و قرآنی را نصیب دوستداران میکرد. ثبت و نگارش همین درسهای شبانه تلاش دیگر این عالم قرآنی بااخلاص بود.»