قلعه طبس مسینا؛ پشت‌گرمی تاریخ قهستان

نگاهی به قلعه‌ای متروکه که امروز در کنار شهری کوچک است

هادی دقیق -  دیدن هم‌زیستی یا تقابل شهرهای قدیمی که بیشترشان چیزی به‌جز چند دیوار و پلان‌های به‌هم‌ریخته ندارند، در کنار شهرهای به‌نسبت امروزی ایران، حسی عجیب است که وصفش را فقط باید پای همان کاهگل و خشت و چینه به چشم دید و به دل شنید. شهر کوچک طبس مسینا در استان خراسان‌جنوبی نیز یادگاری کوچک در کنار خودش دارد که پشت تاریخ شهر و حتی منطقه قهستان را گرم کرده است، اما از این‌همه تاریخ که می‌گوییم، امروز مواد تاریخی کمی مانده است و همان هم روز‌به‌روز درحال آب‌شدن است. برای رسیدن به طبس مسینا، بعد از خروج از بیرجند به‌سمت قاین و مشهد، پس از دستگرد، در مسیر تقاطعی دوسطحی، سمت راست جاده را باید تا نزدیکی‌های مرز ایران و افغانستان پیمود. در این مسیر روستاهای زیادی هستند که نصفشان به امید آبادی در این بیابان، پسوند «آباد» دارند. سرانجام وقتی مسیر حسابی کش آمد و جاده کفی و خشک، دیگر خسته‌کننده شد، به شهر طبس مسینا می‌رسیم؛ شهری کوچک که فقط باید در آن دنبال خیابان قلعه بگردیم تا درست ما را ببرد کنار یکی از قلعه‌های تاریخی اسماعیلیان در قهستان.


چرا قلعه طبس مسینا مهم است؟
آغاز تکاپوی اسماعیلیان نزاری در ایران، با تسخیر قلعه‌هایی همراه بود که بعدها در رویارویی با سلجوقیان جزو مراکز دفاعی نفوذناپذیر به حساب می‌آمدند. بیشتر این قلعه‌ها امروز در قهستان، بخش جنوبی خراسان بزرگ و خراسان جنوبی امروزی قرار دارند. قرارگرفتن قهستان در مسیر راهبردی و کلیدی تجاری شرق ایران، فقط یکی از دلایل اهمیت این منطقه بود. این ویژگی، از یک‌سو نیاز مردم ساکن در قلعه‌های بی‌شمار آن را تأمین می‌کرد و از دیگر سو، اسماعیلیان می‌توانستند با ناامن‌کردن جاده‌ها و مصادره مال کاروانیان و... به رقبایشان ضربه بزنند. دراین‌بین، یکی از قلعه‌های مستحکم آنان طبس‌ مسینا بود. برخلاف بیشتر قلعه‌های این منطقه که در ارتفاعات ساخته می‌شدند، این قلعه در دامنه‌های ارتفاعاتی است که دست‌کم منطقه را از شرق نفوذناپذیر و دسترسی به آن را غیرممکن می‌کند. قلعه طبس مسینا دایره‌ای‌شکل است و هنوز باروهای آن هرچند نیم‌قد، ایستاده‌اند و تقریبا می‌شود گفت بلندترین دیوارهای قلعه هستند. در کنار یکی از این باروها نیز آب‌انبار تاریخی قلعه قرار دارد.
دورتادور قلعه را نیز خندقی فراگرفته است و در قسمت ورودی، برجی بزرگ دارد که اکنون یازده متر ارتفاع و بیش از پانزده متر قطر دارد. با وجود آسیب‌هایی که به این قلعه وارد شده، هنوز پانزده برج از مجموع برج‌های آن به چشم می‌آید. باتوجه‌به پلان دایره‌ای قلعه، احتمال می‌رود این اثر متعلق به قبل از اسلام باشد که در دوره اسلامی نیز از آن استفاده شده است. طبس ‌مسینا شهری است بسیار کهن که در بیشتر متون جغرافیایی سده‌های نخست اسلامی، نامش آمده است. مصالح به‌کاررفته در بنای قلعه طبس هم خشت و گل است. قلعه طبس مسینا در فروردین1382 در فهرست آثار ملی ثبت شده است.


حکایت تاریخی قلعه طبس مسینا
در زمان برکیارق، چهارمین حاکم سلجوقی، قهستان مرکز آشوب بود. او ابتدا از این بلوا چشم می‌پوشید، اما وقتی اسماعیلیان به جانش سوءقصد کردند و او جان سالم به در برد، با برادرش، سنجر، هم‌پیمان شد به قهستان حمله کنند. در نتیجه سال 494قمری سنجر سپاهی به قهستان فرستاد که پس از قلع‌وقمع و کشت‌و‌کشتار و خرابی بسیار، دستاوردش فقط محاصره قلعه طبس بود و بیش از آن، با درایت نزاریان ساکن قلعه، راه به جایی نبرد. حتی در صفحه‌های تاریخ نوشته شده است که سه سال پس از این واقعه نیز همان سردار سلجوقی دوباره به قلعه طبس یورش برده، اما بازهم موفق نشده است آن را فتح کند. بعد از این درگیری‌ها و تهدیدهای حسن صباح علیه سلجوقیان بود که پیمان صلحی بین اسماعیلیان و سلجوقیان بسته شد که یکی از مواد آن، بنانکردن قلعه جدید در قهستان بود. تقریبا همه منابعی که از این صلح‌نامه یاد کرده‌اند، احداث‌نکردن قلعه جدید را مهم‌ترین و نخستین شرط صلح برشمرده‌اند؛ در نتیجه، بقیه این جدال‌ها که جنبه آیینی به خود می‌گیرد، جنگ زرگری به‌نظر می‌رسد.
در‌این‌میان، قلعه طبس هرچند نسبت به دیگر قلعه‌های اسماعیلیان در منطقه، موقعیت دفاعی بی‌نظیری نداشت، از نظر نزدیکی به شاهراه تجاری و کاروان‌رو سیستان، کرمان و شرق ایران، جایگاهی به‌مراتب بهتر داشت؛ مسیری که علاوه بر اهمیت تجاری آن، سفر ماجراجویی مارکوپولو ونیزی نیز از آن می‌گذشته است. سلطان جلال‌الدین خوارزمشاه هم پس از بازگشت از هند، از همین مسیر گذشته و به‌علت بیابانی‌بودن آن، سختی‌های زیادی کشیده است.
در حقیقت، دوبار حمله سلجوقیان به این قلعه و حتی گزارشی که حاکم سلجوقی از این حملات به دربار عثمانی می‌فرستاد، خود گواهی است بر اهمیت قلعه طبس مسینا. قلعه‌ای که امروز پاره‌هایی از آن باقی مانده است وقدم‌زدن در دل ویرانه‌هایش، پس از حس لذت دیدن بناهای خشت و گلی، رعب و وحشتی از این تاریخ پرفرازونشیب به‌همراه دارد که روزگاری اسماعیلیان منطقه با چنگ و دندان برای نگهداشتنش می‌کوشیدند. به‌شکلی که حتی پس از آن پیمان صلح نیز دست اسماعیلیان در گسترش نفوذشان بازتر شد و در روز روشن به‌صراحت از کاروانیان باج و خراج می‌گرفتند.
نکته: در بخشی از این گزارش، از پژوهشی مفصل و پرمنبع استفاده شده با عنوان «تأثیر جغرافیای اقتصادی قهستان در مناسبات نزاریان و سلجوقیان» که در شماره بهار و تابستان1393 در «پژوهش‌نامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی» چاپ شده است.

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->