گفتارهایی در باب تاریخ و فرهنگ شهر بهشت(قسمت هفتادوششم)

بزرگراه مشهد-تهران و ارزش و پیشینه تاریخی آن

مرضیه ترابی - اگر یادتان باشد، یک‌بار مفصل توضیح دادم که داشته‌های ما درباره زندگی اجتماعی مردم ایران در دوره قاجار، به‌دلیل تعداد زیاد سفرنامه‌ها، امیدوارکننده است و همچنین تأکید کردم که  درگزارش‌های سیاحان خارجی، به‌دلایلی ازجمله طرح‌های استعماری، دقت و جزئیات بیشتری نسبت‌به نمونه‌های مشابه داخلی مشاهده می‌شود. یکی از جنبه‌های بسیار مهم و خواندنی درباره تاریخ مشهد، جریان آمدورفت زائران و مسافرانی است که از نقاط مختلف دنیا، برای زیارت یا سیاحت شهر ما، به خراسان سفر می‌کردند. بدیهی بود که جاری شدن سیل زائران و مسافران به‌سوی مشهد، اسباب ایجاد مسیرهای دائمی را فراهم می‌آورد؛ مسیرهایی که به‌دلیل عبورومرور همیشگی، استانداردهای لازم دوران خودش را برای میزبانی از مسافران دارا بود؛ البته امروز باتوجه‌به سرعت زیاد وسایل حمل‌ونقل، دیگر مکان‌های اقامت موقت و استراحت مسافران و زائران، مانند کاروان‌سراها و ... چندان موضوعیت ندارد، اما در دوره‌های تاریخی قبل مانند دوره قاجار، چنین نبود و برای زائران و مسافران، وجود مکان‌های امن در مسیر تردد به‌سوی مشهد، برای استراحت، تجدیدقوا و احیانا تهیه آذوقه، امری حیاتی محسوب می‌شد. این بود که برخی شهرها و روستاهای بین‌ راه به‌ویژه در مسیر تهران به مشهد، به‌تدریج بافت و ساختار میزبانی از مسافران و زائران را پیدا کرد و البته جایگاه آن‌ها، محل توجه سفرنامه‌نویسان ایرانی و خارجی قرار گرفت.


از پایتخت به مشهد
گفتیم که یکی از مسیرهای مهم تردد زائر و مسافر به شهر مشهد، جاده تهران بود که به غرب مشهد متصل می‌شد و مسافرانش معمولا از دروازه بالاخیابان و در مواقعی دروازه ارگ، وارد شهر می‌شدند. تهران در دوره قاجار، به‌دلیل انتخاب شدن به‌عنوان پایتخت ایران، موقعیت سیاسی و اقتصادی مهمی داشت. جمعیت فراوان تهران، این شهر را به یکی از مبدأهای مهم مسافر و زائر به مقصد مشهد تبدیل کرد و به‌تدریج، جاده‌ای که از پایتخت به پشت دروازه‌های مشهد منتهی می‌شد، پررفت‌وآمد و دارای اهمیت شد. جاده مشهور مشهد به تهران، از مسیر شهرهای نیشابور، سبزوار، شاهرود و دامغان می‌گذشت. این راه، امروز هم راه اصلی تردد زائران مشهدالرضا شناخته می‌شود و به همین دلیل، به‌صورت بزرگراهی مجهز درآمده‌ است و برایش مسیر راه‌آهن دوخطه پیش‌بینی کرده‌اند. اگر بخواهیم به بزرگراه مشهد-تهران، از منظر تاریخی نگاهی بیندازیم، باید بگوییم که این راه، اصولا بخشی از جاده کهنسال ابریشم است که قدمتش به دوران پیش از اسلام بازمی‌گردد. این راه، در قرون اول اسلامی نیز به‌دلیل جایگاه مهم «ری» در حوزه سیاست و جغرافیا، بسیار استفاده می‌شد. بعد از شهادت امام‌رضا(ع) نیز زائرانی که از مناطق غرب اسلامی به عزم زیارت بارگاه منور امام‌هشتم(ع) به‌سوی مشهد حرکت می‌کردند، ترجیح می‌دادند از این راه برای رسیدن به مقصد استفاده کنند؛ چرا؟ چون تعداد آبادی‌های مسیرش، بسیار بیشتر از راه‌های دیگر بود. همچنین اگر قصد انتخاب راه دیگری را داشتند، مجبور بودند از وسط کویر عبور کنند که خطرها و سختی‌های خودش را داشت. از دوره صفویه به این‌سو، به‌ویژه در عصر قاجار، جاده مشهد به تهران، یکی از جاده‌های مهم کشور شد. در این جاده، چند نقطه تلاقی مهم وجود داشت؛ یعنی جاهایی که در آن مسیرهای مختلف به جاده زیارتی متصل می‌شدند که مهم‌ترین آن‌ها در نزدیکی شاهرود واقع بود.


شاهرود؛ بارانداز مسافران مشهد
شاید تصور کنید جمعیت زائران آن زمان، محدود بود و کسانی که به محل این تلاقی‌ها می‌رسیدند و قصد استراحت داشتند، در یک زمان واحد، تعداد زیادی را شامل نمی‌شدند. اما گزارش‌های موجود، حرف دیگری می‌زند؛ «نیکولای خانیکوف»، مأمور سیاسی و امنیتی روسیه تزاری که درباره‌ او قبلا به‌طور مفصل صحبت کردیم، در سفرنامه‌اش می‌نویسد: «وقتی به دهکده بَدَشت، میعادگاه دائمی کاروان‌های عازم مشهد، واقع در دوفرسنگی شاهرود رسیدیم، در آنجا با اردوی بزرگی از زائران و بیش از 4هزار چهارپا، مُرکَّب از اسب و قاطر و شتر رو‌به‌رو شدیم. کاروان حالت یک موزه زنده قوم‌شناسی را داشت؛ عرب‌های بیابان‌های بصره و بغداد، افرادی از تمامی ایالات ایران، ترک‌های دربند، شیروان(منظور شروان در قفقاز است)، آذربایجان، افغان‌ها، مسلمانان هند، ساکنان خجند، کاشغر، تاشکند، بخارا و هرات». جمعیت این زائران در سال‌های فراوانی و استقرار امنیت، گاه از مرز 100هزار نفر نیز گذشت، اما در بیشتر سال‌ها، بین 50 تا 60هزار نفر بود؛ البته این آمار مربوط به سال 1251خورشیدی است. اگر گزارش خانیکوف درباره تعداد چهارپایان را دقیق بدانیم، باید در هر تجمع زائران امام‌رضا(ع) برای حرکت به‌سوی مشهد، در نزدیکی شاهرود، چیزی بین 7 تا 8هزار نفر حضور می‌داشتند. این افراد در دسته‌های پرتعداد و گاه هزارنفره، به مسیر خود تا مشهد ادامه می‌دادند. جمعیت زائران در این جاده، بعد از نیشابور، بسیار بیشتر می‌شد و در برخی فصل‌ها، تقریبا هیچ قسمت مسیر، از زائران پیاده خالی نبود. هانری رنه دالمانی که حدود سال 1277خورشیدی از این راه عبور کرده‌ است، می‌نویسد: «جاده‌ای که از مشهد به نیشابور می‌رود، مانند شاهراه‌های اروپا پرجمعیت است. در هر قدم به کاروان‌های بزرگی برمی‌خوریم که به زیارت مشهد می‌روند». این زائران پیاده پرشمار، درحالی به شوق زیارت گام در جاده مشهور تهران به مشهد می‌گذاشتند که در آن زمان، امنیت در کمترین حد خودش قرار داشت و زائران برای حفظ جانشان از ترکمان‌تازی‌ها، به تعبیر دالمانی، «همه از تاجر گرفته تا چوپان، سرتاپا مسلح» بودند. آرمین وامبری، جاسوس مجارستانی‌الاصل انگلیس که حدود سال 1250خورشیدی مسیر تهران تا مشهد را طی کرده‌ است، نیز در سفرنامه خود، به‌دلیل حملات بی‌وقفه ترکمانان و غارت دائم اموال زائران در مناطق عباس‌آباد، میاندشت، میمه و شاهرود، این نواحی را چهار «منزلگاه خوفناک» نامیده‌ است. اما زائران، بی‌توجه به این خطرها و به عشق زیارت، در این مسیر گام می‌گذاشتند. تعداد زیادی از آن‌ها، همان‌طور که از گزارش خانیکوف برمی‌آید، زائرانی بودند که از شرق سرزمین‌های اسلامی، برای زیارت مکه، مدینه و عتبات رفته‌ بودند و هنگام برگشت، برای کامل کردن ثواب سفر زیارتی، خطر طی طریق در این جاده را به جان می‌خریدند و با شوق و البته پای پیاده، به‌سوی مشهدالرضا رهسپار می‌شدند.

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->