سنابادی| پنجشنبه هفته گذشته، احیانا یک نام بیش از هر چیزی نُقل مجالس ادبی و سوژه بحث علاقه مندان ادبیات در سرتاسر جهان بود: یون فوسه، نویسنده و شاعر نروژی که جایزه نوبل ادبیات سال2023 را به دست آورد. در این روز، آکادمی نوبل در سوئد به روال سال های اخیر باز هم فردی را برنده بخش ادبیات خود معرفی کرد که کمتر کسی انتظارش را داشت. البته درپیش گرفتن این رویکرد در مطرح ترین جایزه ادبی جهان به معنای ضعف برندگان خوش اقبال آن نیست. همین آقای فوسه نه تنها در کشورش که در جهان نیز نمایشنامه نویسی برجسته و مهم به شمار می رود. او مانند هم میهن نامدارش، هنریک ایبسن که جایگاهی بلند در فرهنگ و ادب سده نوزدهم داشت، نویسنده ای اثرگذار در تئاتر امروز است. فوسه زاده سال۱۹۵۹ است. در هفت سالگی اش نزدیک بود جانش را در یک تصادف هولناک از دست بدهد، اما زنده ماند و در عوض، این حادثه را بدل کرد به انگیزه ای برای معنویت بخشیدن به آثار قلمی اش در روزگاری که دیگر یک نویسنده بود. نخستین تجربه های نویسندگی او در دوازده سالگی اش رقم خورد، اما در نوجوانی دلش می خواست نوازنده گیتار در سبک راک شود. پس از اینکه هوای موسیقی از سرش افتاد، نویسندگی را بیشتر جدی گرفت و سرانجام در بیست وچهارسالگی یعنی سال1983 نخستین رمانش با عنوان «قرمز، سیاه» را به چاپ رساند. این اثر بیش از آنکه به ماجرا تکیه داشته باشد، بستری برای تجربه ورزی فوسه در عرصه زبان بود. دو سال بعد، رمان دومش را هم منتشر کرد و سپس کتاب های او یکی از پی دیگری چاپخش شد و تا امروز ده ها کتاب از او در عرصه هایی از قبیل شعر و داستان به ویژه نمایشنامه منتشر شده است. این نویسنده سرشناس، در دانشگاه ادبیات تطبیقی خوانده است و به نویسندگانی چون ساموئل بکت ایرلندی و توماس برنهارد اتریشی دل بستگی دارد. همچنین، از فرانتس کافکا نویسنده بزرگ چک و ویلیام فاکنر آمریکایی و ویرجینیا وُلف انگلیسی و نیز از کتاب مقدس تأثیر پذیرفته است. روزنامه دیلی تلگراف او را در فهرست صد نابغه برتر زنده جهان قرار داده است و پیش از دریافت جایزه نوبل، افتخارآفرینی های دیگری چون کسب نشان شوالیه فرانسه و جایزه جهانی ایبسن و جایزه ادبی اروپا و جز این ها در کارنامه هنری اش به ثبت رسیده است. آکادمی سوئد درباره علت اهدای این جایزه ادبی به یون فوسه، از «نمایشنامه ها و نثرهای خلاقانه او که صدای ناگفتنی هاست» یاد کرده است. همچنین آندرس اُلسُن، رئیس کمیته ادبیات نوبل، گفته است: «آثار بزرگ او ژانرهای گوناگونی را دربرمی گیرد و نزدیک به چهل نمایشنامه و شمار زیادی رمان و مجموعه شعر و کتاب کودک و مقاله و ترجمه است. فوسه زبان و هویت نروژی خود را با تکنیک های هنری و مدرن می آمیزد.»
جالب اینجاست که با وجود سری و مخفی بودن فهرست نامزدهای جایزه نوبل ادبیات، خود فوسه اعلام کرده که آمادگی دریافت این جایزه را داشته است. او در ایران نیز نویسنده خوش اقبالی بوده تا جایی که بخش قابل توجهی از آثارش به فارسی ترجمه شده است. نکته جالب برای ما مشهدی ها شاید این باشد که بیشترین عنوان های آثار او را یک مترجم مشهدی به نام محمد حامد به زبان ملی ما برگردانده است. دوره ده جلدی «مجموعه آثار نمایشی یون فوسه» (شامل بیش از بیست نمایشنامه: «شب آوازهایش را می خواند»، «فرزند»، «بچه»، «یک روز تابستانی»، «و هرگز جدا نمی شویم»، «من نسیم ام»، «کسی می آید» و...) که انتشارات نیلا عرضه کرده و «دختر با بارانی زرد و نه نمایشنامه دیگر» که انتشارات شباهنگ به چاپ رسانده، ترجمه های حامد از این نویسنده نروژی در ایران است. همچنین، نشر نی نمایشنامه «کسی می آید» فوسه را با ترجمه تینوش نظم جو روانه بازار کتاب کشور کرده است. نشر چشمه از دیگر ناشرانی است که با داستان بلند «آلیس پای آتش» با ترجمه حسام امامی، در فهرست معرفی کنندگان برنده امسال نوبل ادبیات به خواننده فارسی زبان ایفای نقش کرده است.