حسین نخعیشریف| حضور فوتبال خراسان در مسابقات باشگاههای کشور را از اولین دوره این مسابقات در سال1349 آغاز کردیم؛ جایی که دو تیم آریا و پاس راهی لیگ منطقهای کشور شدند. در ادامه به جام تختجمشید رسیدیم و حضور ابومسلم خراسان در این مسابقات را بهطور مفصل بررسی کردیم. پس از آن به لیگ قدس پرداختیم و بعد به لیگ آزادگان رسیدیم و رقابتهای دسته اول و دوم این جام را با محوریت نمایندگان خراسان تقدیم شما خوبان کردیم. البته در این بین از رقابتهای جامحذفی و ردههای پایه کشوری نیز غافل نشدیم و نتایج منتخب خراسان در این مسابقات را پوشش دادیم. از این شماره هفتمیندوره لیگ آزادگان و رویدادهای سال1376 را هدف گرفتهایم؛ جایی که پیام مقاومت در دسته اول و ابومسلم و آدنیس در دسته دوم حضور داشتند.
خوابهای شیرین برای فوتبال!
در روزهایی که هنوز لیگ ششم آزادگان به پایان نرسیده بود، داریوش مصطفوی، رئیس فدراسیون فوتبال، در مصاحبههایش کدهایی داد که مشخص بود دوباره خوابهای شیرینی برای فوتبال دیده است! کدهایی چون احیای فوتبال باشگاههای تهران با حضور سرخابیها، هزینه زیاد تیمها در سفر به شهرهای مختلف، لزوم صرفهجویی در تیمداری و... . در این میان برخی تیمهای سقوطکرده با لابی برخی مدیران و نمایندگان مجلس نیز قصد داشتند به سطح اول فوتبال برگردند. از این رو آنها نیز بهعنوان مکمل در جراید نکاتی مشابه را مطرح میکردند. مدتی پس از این مقدمهچینیها، فدراسیون فوتبال (شما بخوانید داریوش مصطفوی) اعلام کرد برای رشد و توسعه فوتبال و ایجاد نشاط در همه استانها، مسابقات لیگ دستهاول جام آزادگان در فصل 1376-1377 با شرکت 32تیم در چهار گروه برگزار میشود! تصمیمی که بهشدت با مخالفت تیمهای حاضر در لیگ روبهرو شد.
دودی که به چشم پیام رفت
در این میان باشگاه تراکتورسازی پیشگام معترضان شد و چندین نامه به سازمانها و نهادهای مختلف فرستاد. با پیوستن پرسپولیس و استقلال به صف مخالفان این تصمیم، اعتراضها شدت گرفت و داریوش مصطفوی که گفته میشد امتیازهای خوبی هم از برخی تیمها ازجمله کشاورز تهران گرفته است، در گوشه رینگ قرار گرفت؛ بهویژه که با مشخصشدن نتایج انتخابات ریاستجمهوری خرداد1376، رفتن او هم جدی بود. سرانجام پس از حدود دو ماه کشوقوس، سازمان تربیتبدنی با این اقدام مخالفت و فدراسیون را به برگزاری مسابقات با شانزده تیم در یک گروه ملزم کرد تا تیمهای زیادهخواه صعودنکرده (کشاورز تهران، شموشک نوشهر، ملوان انزلی، ماشینسازی تبریز) تیرشان به سنگ بخورد. نکته جالب در این دو ماه پرهیاهو، بیتفاوتبودن نماینده خراسان درباره این مسئله بود! بهطوری که انگار مسئولان پیام در فضای دیگری هستند. البته عدهای این سکوت را بهدلیل توافق مسئولان این تیم با داریوش مصطفوی میدانستند. طبق شنیدهها قرار بود تیم امید ایران با نام پیام در مسابقات باشگاهی شرکت کند تا با توجه به ممکننبودن سفرهای برونمرزی، بازیکنان تیمملی امید یک فصل کنار هم بازی کنند تا برای مسابقات المپیک آبدیده شوند. در این میان فعلوانفعالاتی مانع این توافق شد؛ موضوعی که بهشدت خشم مدیران پیام را برانگیخت و باعث بحث و جدل و شاخوشانهکشیدن طرفها شد که البته دودش در طول فصل به چشم پیام رفت.
سربازهایی که به پیام نرسیدند!
با مشخصشدن تکلیف تعداد تیمهای لیگ آزادگان و ثابتماندن عدد شانزده، پیام مقاومت، نماینده خراسان که فصل پیش با وجود بازیکنان مطرح، روزهای پرفرازونشیبی را پشت سر گذاشته بود، در این فصل نیز سیاست استفاده از فوتبالیستهای سرباز غیربومی را دنبال کرد؛ سیاست غلطی که سال گذشته جواب نداده بود، اما وقتی تصمیمگیرندگان و سکانداران غیربومی باشند، توقع اصلاح فرایند کار عبثی است! با این تفاوت که در این فصل علاوه بر فجرسپاسی شیراز و پاس تهران که مجاز به جذب بازیکنان سرباز بودند، شهرداری تبریز نیز زیرمجموعه باشگاه مقاومت قرار گرفته بود. بنابراین بازیکن مطرحی به پیام نرسید. همچنین اضافهشدن دو تیم دستهدومی (یکی در مازندران و یکی در گیلان) به زیرمجموعههای باشگاه مقاومت، باعث شد بازیکنان سربازان شمالی بازی در تیمهای استانشان در لیگ2 را به بازی در پیام مشهد در لیگ یک ترجیح دهند.
وعده بازگشت پیام به روزهای خوش
پیام در فصل جدید از مجموع 27بازیکن فصل پیش، هفده بازیکنش را از دست داد یا از فهرست خارج کرد؛ بازیکنانی مانند نیما نکیسا، بهزاد داداشزاده، سهیل کرمی، هادی برگیزر، حسین احمدیان، علی چینی، ستار همدانی، قاسم عطایی، محمد چاهجویی و محمود مصلی. اما مهمترین بازیکن جداشده، رضا صاحبی، کاپیتان این تیم بود که فصل گذشته نقش مهمی در اتحاد بازیکنان بومی و غیربومی ایفا کرده بود. رفتن این همه بازیکن باعث شد تا هواداران پیام انتقادهای زیادی به باشگاه وارد کنند، اما مقاومتیها با سپردن تیمهای پایهشان به حاجمهدی قیاسی و بیان اینکه قصد سرمایهگذاری روی نوجوانان و جوانان خراسانی را دارند، تا حدودی انتقادها را کم کردند. پیامیها که سال گذشته بهدلیل استقرار مراکز تصمیمگیرندهشان در تهران با مشکلات زیادی روبهرو بودند، در این سال با انتصاب مهدی نجمی بهعنوان نایبرئیس باشگاه و تفویض برخی اختیارات به او از سوی سردار یعقوبی، تا حدودی این نقیصه را کم کردند. آنها همچنین در مصاحبههای پیش از فصل بیان کردند یک زمین اختصاصی برای این باشگاه میسازند و با برنامهای سهساله مشهد را از بازیکن غیربومی بینیاز خواهند کرد؛ وعدههایی که خیلی زود مشخص شد نمایشی بیش نبوده است. مهدی واعظی، علی نوری، جواد نمازی، عباس دهقانی، وحید خداوردی، شهرام براتپوری، آرش شادفر، احمد مؤمنزاده و داریوش یزدانی نیز بازیکنان باقیمانده از فصل پیش بودند که البته مؤمنزاده تمایلی به ماندن نداشت. بازگشت مجید حسینیپور، بازیکن سابق این تیم، نیز از ذوبآهن تا حدودی در آرامش تماشاگران اصیل پیامی اثر داشت؛ هرچند که جابهجاشدن بازوبند کاپیتانی بین او و جواد نمازی هم کمی مسئلهساز شد.
صداقت، حلقه مفقوده فوتبال مشهد
پیامیها لیگ هفتم آزادگان در فصل 1376-1377 را بازهم با مجید جلالی آغاز کردند، اما مربیگری همزمان وی در تیم منتخب نیروهای مسلح و حضور این تیم در رقابتهای ارتشهای جهان، هم آینده پیام را تیره و تارکرد و هم باعث شد تیم ارتش کشورمان با وجود امتیاز میزبانی راه به جایی نبرد؛ مسیری که چندسال پیش علی پروین آن را پیموده بود و هم پرسپولیس و هم تیمملی چوبش را خورده بودند، اما ما هیچوقت از گذشته درس نمیگیریم و انگار تاریخ قصهای است که فقط باید آن را خواند و پندی از آن نگرفت! پیامیها با رفتن هفده بازیکن، در غیاب سرمربیشان، زیر نظر کاظم غیاثیان و سعید جوشش، تمریناتشان را بهصورت نیمبند شروع کردند، اما همین تمرینات نیمبند هم با پیوستن سعید جوشش بهعنوان مربی دروازهبانها به تیم منتخب نیروهای مسلح، بهحالت نیمهتعطیل درآمد تا پیامیها کاملا ناآماده گام به لیگ بگذارند. مجید جلالی که پیش از شروع مسابقات از جذب بازیکنان شاخص سرباز صحبت میکرد، وقتی باشگاه در این امر ناموفق ماند، با تغییر موضع اعلام کرد برای احترام به نظر هواداران(!) امسال سیاست باشگاه استفاده از بازیکنان بومی و بعد سربازان غیربومی است! تا مشخص شود صداقت حلقه مفقوده این فوتبال بیدروپیکر است.