مجله «دنیای ورزش» در یکی از شمارههای سال1353 خود به ماجرای اعزام تیمور غیاثی به آمریکا پرداخته است؛ اعزامی که آن موقع با واکنش تند رسانهها روبهرو شد و رسانههای وقت معتقد بودند این حق انتظاری بوده است که به آمریکا برود، اما فدراسیون تیمور غیاثی را به این سفر فرستاده است. در ادامه بخشهایی از این گزارش را از نظر خواهید گذراند.
این هفته تیمور غیاثی، قهرمان صاحبنام پرش ارتفاع ایران و آسیا، برای شرکت در مسابقات دوومیدانی دانشگاههای آمریکا به این کشور سفر میکند. دانشگاه مریلند واشنگتن چندی پیش از دو قهرمان دوومیدانی ایران، تیمور غیاثی و رضا انتظاری، برای شرکت در مسابقات آزاد دانشگاههای آمریکا دعوت به عمل آورده بود که فدراسیون دوومیدانی با عزیمت تیمور غیاثی موافقت کرد و مقدمات سفر او را فراهم کرد. غیاثی از آمریکا به آلمان میرود تا زیر نظر مربی آلمانی خود، پروفسور ویتمن، تمرینات زمستانی را آغاز کند. رضا انتظاری که در بازیهای آسیایی فروغ چشمگیری داشت و صاحب یک مدال نقره و دو برنز گردید، با کممحبتی فدراسیون دوومیدانی روبهرو شد. این سفر هرچند که کوتاهمدت بود، ولی برای انتظاری میتوانست از هر جهت سودمند باشد؛ بهخصوص که با مشاهده استیل و کار قهرمانان جوان و در سطح بالا برای او فوقالعاده راهگشا و در راه ادامه قهرمانیاش ثمربخش میبود. وقتی در مورد علت عدم موافقت با عزیمت انتظاری به آمریکا سؤال کردیم، معلمیان، یکی از گردانندگان فدراسیون دوومیدانی، چنین پاسخ داد: در حال حاضر انتظاری از فرم و آمادگی مطلوب دور است و به همین جهت فدراسیون تشخیص داده که او در این مسابقات به مقامی قابل توجه دست نخواهد یافت! البته این پاسخ در مقام ارزشهای قهرمانی و کسب عنوان در ردیفهای بالای ردهبندی منطقی است، ولی آیا فرستادن قهرمانی چون انتظاری تنها به دلیل کسب امتیاز و مقام است؟ بدونشک هرگز چنین نیست؛ چرا که فدراسیون دوومیدانی بهخوبی آگاه است که قهرمانان دوومیدانی ایران در میدانهای بینالمللی توانایی کسب افتخار را ندارند و به همین منظور از سوی رهبران این فدراسیون اغلب در مورد شرکت قهرمانان این مسئله عنوان میشود که هدف فراگیری آموزشهای لازم و کسب تجربه از عزیمت تیم در تورنمنتهای مختلف بوده است. ولی حالا چرا مسئله در مورد انتظاری شکل دیگر جلوه داده میشود و ورقه دعوت از او را به بهانه عدم آمادگی به دست بایگانی میدهند، علتش معلوم نیست! گرچه عزیمت یکیدو قهرمان به کشورهای مختلف دردی را دوا نخواهد کرد و ایستادن هیچ تحولی در کار این ورزش و گسترش و رسوخ آن در بین جوانان نخواهد داشت. زیرا فاصلهای که بین رکوردها موجود است، آنچنان دور و دستنیافتنی میباشد که گاه یک رکورد بیش از پانزده تا بیست سال عمر میکند و تنها یک جرقه و ظهور استثنایی لازم است تا رکورد تازهای را برپا کند. پس برای پرکردن این گودال عظیم اگر هیچ فکری در جهت پرورش استعدادها و رشد چهرههای تازه نمیشود، باید قبول کرد که فدراسیون دوومیدانی در هدف دیگرش که همان قهرمانسازی و حفظ چهرههای موجود میباشد نیز از انجام وظایف معموله به دور است. رفتن غیاثی و ماندن انتظاری خود یک نوع از بیتوجهیهای فدراسیون در امر قهرمانسازی نشان میدهد. قهرمان جامانده چگونه میتواند این عمل را تحمل کند و از اینکه سالها در گوشهوکنار پیستهای دوومیدانی زحمت کشیده، اظهار ندامت نکند و حداقل اینکه به مقدار زیادی دلسرد نشود و از اشتهایش نسبت به ادامه تمرینات کاسته نگردد و نپذیرد که او را فقط در موقع احتیاج لازم دارند؟ بهخصوص اینکه انتظاری چندی پیش گله میکرد که هیچ تقدیری از او در پایان بازیهای آسیایی به عمل نیامده و کوچکترین پاداشی نیز برایش منظور نگردیده! آیا عزیمت او نمیتوانست حتی بهصورت نوعی پاداش برای افتخاراتی که این قهرمان در بازیهای آسیایی به دست آورد، تلقی شود؟ پس قبول کنید که در حقش کممحبتی کردهاید. اما برای انتظاری و امثال او انتظار صبر و شکیبایی بیشتر داشته و دوست داریم که در اراده آهنین آنان چنین کممحبتیها هرگز نقشی نداشته و از علاقهشان کم و کاست نکند.