مراحل عبادت

با توجه به اینکه عبادت مراحلی دارد و در هر مرحله، بروز و ظهوری در فرد پیدا می‌‌کند، می‌‌توانیم آن را به سه مرحله تقسیم کنیم.
عبادت دارای سه مرحله جوارحی، جوانحی و بنده‌زیستی است، اما باید درباره مرحله سوم عبادت خداوند متعال توضیح داد. منظور از عبدزیستی این است که زندگی انسان، زندگی خدابندگی باشد، در مقام عبودیت خداوند، چرخه زندگانی انسان بچرخد و جریان زندگانی انسان به راه بیفتد.
اگر بنا شد ما مرحله سوم عبادت را که بنده‌زیستی است، درک کنیم، آن دو مرحله عبادت نیز از ما قبول است، در غیر این‌صورت اگر آن دو مرحله عبادت جوارحی و جوانحی را انجام دهیم اما در زندگانی خودمان بندگی خدا نقش نداشته باشد، شاید آن دو مرحله نیز مورد پذیرش خداوند قرار نگیرد.
بنده‌زیستی به این معناست که عرصه زندگانی من جولانگاه گناه نباشد. اگر بنا شد من طوری زندگی کنم که زندگانی من بشود میدان گناه و معصیت خدا و محرمات الهی در خوراک، خواب، لذت، کسب‌وکار و معیشت من حضور داشت و همه با کار حرام صورت گرفت، اینجا بنده‌زیستی نیست.
جوانانی که بر حسب گرایش‌های احساسی خود سعی می‌‌کنند رابطه خاصی با خدا پیدا کنند، به این نکته توجه کنند که هیچ رابطه‌ای بین ما و خدا جز بندگی خدا نیست. همه در آفرینش خداوند و ارتباط با خداوند یکسان هستند و آنچه انسان را به خدا نزدیک‌تر می‌‌کند و از بقیه جلو می‌‌اندازد، بندگی خداوند است.
امام‌سجاد(ع) در دعای شریف مکارم اخلاق در صحیفه‌سجادیه می‌‌فرمایند: «خدایا! عمر من را طولانی کن؛ مادامی که عمر من صرف طاعت و فرمان‌برداری تو باشد. خدایا! اگر عمر من چراگاه شیطان شد و شیطان در این سبزه‌زار عمر من چرید، این عمر را از من بگیر قبل از اینکه غضب و خشم تو بر من پیشی بگیرد».(الصحیفه‌السجادیه، الدعاء۲۰).
اما باید درباره چگونگی ارتباط این سه مرحله عبادت بیشتر سخن گفت. خداوند متعال در سوره مبارک عنکبوت، آیه45 به پیامبر اکرم(ص) می‌‌فرمایند: «پیامبر! تو نماز بخوان؛ نماز جلوی فحشا و منکر را می‌‌گیرد». حال سؤالی که اینجا پیش می‌‌آید، این است که خیلی از افراد نماز می‌‌خوانند اما فحشا و منکر را نیز انجام می‌‌دهند، پس چطور نماز می‌‌خوانند اما باز گرفتار گناه و فساد می‌‌شوند؟
در اینجا مفسران نظرات مختلفی داده‌اند. مرحوم علامه‌طباطبایی(ره) در تفسیر‌المیزان می‌‌گوید: «نماز عملا جلوی گناه را نمی‌گیرد، اما فایده نماز این است که در وجود انسان، یک ملکه‌ای به وجود می‌‌آید و به‌واسطه آن ملکه، گناه نمی‌کند». ایشان استدلال می‌‌کند که بین یک نمازخوان و بی‌نماز این موضوع را مقایسه کنید؛ هر دو گناهکار هستند اما بی‌بندوباری نمازخوان از بی‌نماز خیلی کمتر است؛ زیرا وقتی انسان نماز خواند، با خداوند آشنا می‌‌شود و هر وقت بخواهد گناه کند، یادش می‌‌آید که خدا هست و با خدا مرتبط است، بلافاصله این رابطه با خدا باعث می‌‌شود که از گناه خجالت بکشد و آن را ادامه ندهد.
اگر انسان دربرابر گناه بی‌تفاوت شد، معلوم می‌‌شود که درست نماز نمی‌خواند؛ پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «نماز برای کسی که از نماز اطاعت نکند، نیست». یعنی آن که نماز می‌‌خواند و از خود نماز اطاعت نمی‌کند، نماز نخوانده است؛ زیرا اگر نماز می‌‌خواند، آن نماز نمی‌گذاشت امروز گناه کند.
نمی‌شود بگویید خداوند را قبول داریم، همه مستحبات را هم انجام می‌‌دهیم اما درعین‌حال در عرصه معصیت، باکی از گناه نداریم. این دو تا با هم جمع نمی‌شود. آدمی که بنده خداست و خداوند را باور کرده است، می‌‌داند که خداوند تنها در نماز نیست، بلکه همه‌جا حضور دارد. آنجا که می‌‌خواهد گناه کند، نیز خدا حضور دارد.
درواقع نماز مقبول آن نمازی است که حضور قلب در آن باشد و حضور قلب، تمرین در حضور خدا بودن است و کسی که به‌راستی در طول روز خودش را در محضر خداوند ببیند، گرفتار گناه نمی‌شود.

برگرفته از خطبه‌های نمازجمعه مشهد 
تنظیم: حجت‌الاسلام والمسلمین حسین ابراهیمی

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->