یوسف‌ترین موسی

به بهانه سالروز وفات موسی مُبَرْقَعْ، فرزند امام‌جواد(ع)

ریحانه عامل‌نیک| در بازار راه می‌رفت اما متوجه شد که مردم محو چهره‌اش شده‌اند و کسبه حواسشان از کسب‌وکار خود پرت شده است. این امر معذبش می‌کرد. می‌ترسید زیبایی چهره‌اش، موجب گناه شود. از کودکی مقبول بود. پدر بزرگوارش نام او را موسی گذاشته بود؛ مثل جد عزیزش، اما خب بیراه نبود اگر همان‌طور که مردم صدایش می‌کردند نام او را «یوسف»، می‌گذاشت. از مردم و بازار دور شد و روبند و برقعی بر صورتش انداخت. این‌‌گونه بهتر بود. افراد حاکم ظالم هم به‌دنبالش بودند و این چهره، بسیار جلب توجه می‌کرد.
موسی مُبَرْقَعْ(برقع‌پوش)، فرزند امام‌جواد(ع) و سمانه مغربیه، مادر امام‌هادی(ع)، است. او کوچک‌تر از امام‌هادی(ع) بود اما مدتی مثل پدر و برادرش در زندان محبوس بود. زمانی که آزاد شد، توانست مهاجرت کند و به ایران بیاید. اما حاکمان ظلم و جور همچنان به‌دنبالش بودند.
نقل شده است که او در خلق‌وخو به مادرش شباهت داشت. موسی تا زمان شهادت امام‌جواد(ع) در  مدینه  اقامت داشت و بعد از آن به کوفه رفت و مدتی را در این شهر سپری کرد و در سال ۲۵۶قمری برای سکونت، قم را برگزید و به آنجا مهاجرت کرد؛ البته برخی از اهالی شهر به‌دلیل اینکه نشناختندش، او را اخراج کردند و او به کاشان رفت و در آنجا عبدالعزیزبن‌ابی‌دلف او را مشمول احترام و تکریم قرار داد و حتی برای او حقوق سالیانه‌ای مشخص کرد. هرچند بعد از مدتی مردم قم از عمل خود پشیمان و خواستار بازگشت موسی به قم شدند.
در مورد شخصیت علمی‌ و شاگردان ایشان نقل شده است که فرزند امام، اهل علم بود و روایاتی را از امام‌جواد(ع) نقل کرده است.
جناب موسی با علم حدیث و درایه آشنا بود. علمای شیعه به عدالت، وثاقت و دیانت موسی مبرقع اعتراف کرده‌اند و برخی راویان حدیث که هیچ‌گاه از افراد ضعیف و غیرثقه روایت نمی‌کنند، از او روایت کرده‌اند. شیخ‌کلینی در کتاب کافی، شیخ‌طوسی در کتاب تهذیب، شیخ‌مفید در الاختصاص، و ابن‌شعبه حرانی در کتاب تحف‌العقول از وی حدیث نقل کرده‌اند. همچنین موسی مبرقع نقل کرده که یحیی‌بن‌اکثم نامه‌ای به امام‌هادی(ع) نگاشته و از وی(موسی) در مورد مسائلی مانند تشخیص خنثی نظر خواسته است.
در اینکه آیا موسی مبرقع به مرگ طبیعی از دنیا رفته یا به شهادت رسیده است، اختلاف است. بعضی تاریخ‌نویسان اشاره‌ای به شهادت وی نکرده‌اند، بلکه تاریخ وفات وی را به‌صورت دقیق ثبت و بیان کرده‌اند او در ۲۲ربیع‌الثانی سال ۲۹۶هجری در قم رحلت کرد و در محله چهل‌اختران به خاک سپرده شد. در بعضی تواریخ نقل شده است که ایشان در قم مزارعی داشت و درکنار خواهرانش در قم زندگی می‌کرد تااینکه به دست عامل عباسیان در منزل خودش کشته شد. اما هر دوی این نقل‌ها در تاریخ معتبر است و هیچ مؤیدی بر هیچ‌کدام پیدا نشده است. ایشان در زمان وفات ۸۲سال داشت.
محل دفن ایشان هم‌اکنون در شهر قم مشخص و محل عبادت ارادتمندان ائمه اطهار(ع) و خاندان پاکشان است.
جالب است بدانید «صفی‌الدین حسینی‌قمی» بیشتر نسل سادات رضویه مشهد را از نسل «ابوالقاسم علی‌بن احمدبن‌محمد» از نوادگان «موسی مبرقع» می‌داند که از قم به خراسان نقل مکان کرد و فرزندان او آنجا ماندند. از این نظر، سادات رضوی مشهد و قم با همدیگر خویشاوند هستند(خلاصه‌البلدان، ص۱۲۳).
از نسل پاک این بزرگوار هزارها عالم، دانشمند، مجتهد، مصنف، نقیب، حاکم و شخصیت‌های برجسته دینی و دنیوی  به وجود آمده‌اند که تأثیر بسزایی بر گسترش آموزه‌های شیعی در جهان گذاشته‌اند. نام برخی از این شخصیت‌های علمی‌ و معنوی در کتاب‌های «البدرالمشعشع فی الحوال موسی‌المبرقع» اثر محدث نوری؛ «اضواء علی حیات موسی‌المبرقع و ذریته»، تألیف سیدعلی‌نقی کشمیری و «ستاره درخشان آسمان ولایت و امامت»، اثر سیدمصطفی برقعی آمده است.

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->