به تعویق افتادن کنکور از چند منظر قابل بررسی است. خیلیها انتظار روز موعود را میکشیدند و فکر میکردند این انتظار قرار است بالاخره به پایان برسد، اما این اتفاق نیفتاد. انتظار برای هر موضوعی، پروسهای سخت و نفسگیر است. بگذارید با مثالی روشن کنم؛ شما میهمان جایی هستید که برنامه شام را برای ساعت8 اعلام کردهاند. اگر این زمان حتی 10دقیقه دیرتر شود، شما کلافه میشوید. در فرایند کنکور هم همینطور است.من از سال1383 با دانشآموزان و کنکوریها سروکار دارم و بارها به آنها گفتهام: بچهها، اگر زمان کنکور را برای 7صبح مشخص کردهاند، به این معنا نیست که آزمون رأس این زمان شروع میشود. حتی همین موضوع ساده هم برای آنها استرسزاست، چه برسد به اینکه مدت طولانی در بلاتکلیفی و انتظار بمانند.البته والدین باید شرایط را برای آنها توضیح بدهند و بگویند موضوع پیشآمده، خاص شما نیست و برای همه کنکوریهاست. وقتی این موضوع به گروه بزرگی تعمیم داده شود، پذیرش آن راحتتر است.الان بهترین فرصت برای گفتوگو و حرف زدن خانوادهها با فرزندانشان است. شاید بسیاری از بچهها بگویند: «انگیزه نداریم» و... . انگیزه از حرکت شروع میشود و ما باید بچهها را در مسیر حرکتی قرار دهیم. مراقب باشید آنها را تحقیر و سرزنش نکنید. برخی پدر و مادرها از سر ناآگاهی؛ اضطراب و دلهرهای را که خود دارند، به فرزندشان منتقل میکنند که این درست نیست. یکی از بزرگترین نگرانیهای دانشآموزان، نگاه والدین و اطرافیانشان به این موضوع است. اگر خانوادهها رفتار و لحن کلام خود را کنترل کنند و مدام به دنبال نتیجه نباشند، مطمئن باشند که پیروزترند. عبارتهایی مثل «حق با توست»، «نگران نباش، هر تصمیمی که بگیری ما همراهت هستیم»، معجزه میکند.من 21 سال همراه کنکوریها بودهام و با اطمینان میتوانم بگویم آنها در این ایام چقدر خستهاند. آنها دنبال یادگیری نیستند و حتی به خاطر دلهره و اضطرابی که دارند، شبها خوابشان نمیبرد. دنبال یک تفریح و سرگرمی باشید. تست زدن مثل جدول حل کردن، یک جور سرگرمی است. بیایید از درسهایی که فرزندمان در آن ضعف دارد، شروع کنیم و از او بخواهیم تست کار کند.باید این حس را به آنها انتقال دهیم که در مسیر عادی زندگی هستیم و این بحران را هم پشتسر میگذاریم. اتفاقا این اتفاقات فرصت خوبی شد تا به آنها نشان دهیم که گنجی به نام اتحاد و همدلی داریم که با کمک آن، هر رقیبی را میتوانیم از سر راه برداریم.