مرضیه ترابی | روستای قدیمی و مصفای «آقداش» آبادی بسیار زیبایی است که در دامنه پرمهر کوههای هزارمسجد قرار گرفته است. در این روستای زیبا، افزون بر کشاورزی و دامپروری، هنر گلیمبافی نیز رواجی تمام دارد و سالهای اخیر، تلاشهایی برای ثبت ملی آن صورت گرفته است.
آقداش، بعد از انعقاد قرارداد «آخال» و جدایی اراضی شمال رود اترک از ایران، به روستایی مرزی تبدیل شد و موقعیتی ژئوپولتیکی هم پیدا کرد. اقلیم آقداش، همچون کلات و نواحی همجوار آن، اقلیمی کوهستانی با آبوهوایی بسیار عالی و چشمهسارهای روان و پُرآب است که برای هر طبیعتگردی، موقعیتی بکر و فوقالعاده محسوب میشود. در آلبوم شماره 240 از مجموعه کاخموزه گلستان، عکسی از دورنمای روستای آقداش وجود دارد که باید آن را قدیمیترین تصویر موجود از این روستای زیبا بدانیم؛ عکسی مربوط به سال 1311قمری (1272 خورشیدی) که در قاب دوربین عبدا...قاجار، عکاس مخصوص ناصرالدینشاه، ثبت شده و به یادگار مانده است.در این تصویر، روستا باروی دفاعی ندارد و در شیبی نسبتا تند ساخته شده است. در انتهای شیب، آثاری از فرسایش شدید خاکی که ناشی از سیلاب است، به چشم میخورد، هر چند که در میان بناهای روستا، بامهای گنبدی دیده میشود، اما ساختار معماری خانهها عموما ساده و دارای سقف مسطح است.مانند بیشتر تصاویر این آلبوم، ذیل عکس دورنمای روستای آقداش هم متنی را به رشته تحریر درآوردهاند؛ متنی که البته مانند برخی دیگر از عکسهای آلبوم 240، نشانی از نام «ابوالخیر قاجار» در آن نیست و به نظر میرسد نویسنده گزارش آن خودِ عبدا...قاجار باشد. متن گزارش، علاوه بر معرفی بسیار کوتاه روستای آقداش، گزارشی از وضعیت بهداشتی و سلامت شهر کلات و توابع آن دارد که از هرنظر جالب و خواندنی است: «دورنمای ده آقداش، تقریبا دویست خانوار سکنه دارد و پایین قلهزو و سیرزار واقع است در انتهای باباکمیلی. هوای کلات بسیار خوب است و ییلاقات خوب هم دارد، اما اهالی آنجا و سربازان بدون جهت اغلب اوقات ناخوش میباشند. [به نظر میرسد دلیلش این باشد که] اولا در ایام تابستان در آنجا شالیکاری میکنند [و] اهالی و سربازان از چشمههای اطراف رودخانه که آب صاف و گوارا دارد برنمیدارند و از آب شالی میخورند و ثانیا در آنجا یکنفر حکیم بیش مأمور نمیشود و جراح هم ندارند و دهنههای کلات از سه فرسخ تا چهار فرسخ امتداد دارد و این یکنفر حکیم به تمام دهنههای آنجا در یک روز نمیتواند سرکشی کند، مگر اینکه مریضخانه در خود کبودگنبد که مرکز است ایجاد شود که [وقتی] در تمام دهنههای کلات هرکس ناخوش شود به آنجا رجوع نماید. توپخانه که در نفته است دو عراده توپ قدیم و 55 نفر سرباز ساخلویی دارد و در این نقطه سربازخانه -که سربازان به سادگی زیست نمایند- ندارد، لکن به امر اولیای دولت مشغول میباشند.»
در متن گزارش عبدا...قاجار، صحبت از روستاهای «نفطه»، «سیرزار» و «کبودگنبد» در اطراف کلات شده که امروزه نیز از روستاهای آباد این منطقه است و روستای کبودگنبد نیز همچنان مرکزیت دارد. به نظر عبدا...قاجار که احتمالا آن را از حکیم (پزشک) منطقه گرفته، علت ناخوشی مردم، استفاده از آب ناسالم است. باتوجهبه وجود موجوداتی نظیر زالو در آب مذکور و نیز باکتریها و انگلهایی که در محیط گرم و مرطوب آن رشدی سریع و گسترده دارند، شیوع بیماری در آن دوره، دور از انتظار نبوده است.