مرحله سوم معوقات بازنشستگان ابتدا قرار بود پس از واریز حقوق شهریور پرداخت شود، اما این وعده ظاهرا به دلیل محدودیت های مالی و کاهش منابع وصولی سازمان در ماه های اخیر و افزایش هزینه ها، به وصول هفتاد همت طلب سازمان از دولت منوط شد و نتیجه، عدم پرداخت بود. سپس مسئولان اعلام کردند که پرداخت در هفته اول مهرماه انجام خواهد شد که بازهم محقق نشد.
در آخرین وعده، اعلام شد که مرحله سوم ۱۲مهر واریز می شود، اما بازهم خبری نشد! بعد ایلنا با پیگیری هایش در خبری، احتمال داد این معوقات همراه حقوق مهر پرداخت شود. اما به آخر مهر نرسیده، همین خبرگزاری در خبری، نوشت: فرایند پرداخت معوقات متناسب سازی و افزایش حقوق سالیانه مربوط به فروردین، برای تعداد باقی مانده بازنشستگان و مستمری بگیران مشمول، از طریق بانک های عامل به تدریج و مستمر از روز دوشنبه ۲۱مهرماه آغاز می گردد.
آخرین خبرهای دریافتی نیز حاکی از این واریز به ترتیب حروف الفباست. یعنی این بار وعده محقق شد اما شوربختانه دیگر قدرت خریدی که این رقم در فروردین داشت، امروز ندارد. رصد قیمت ها در بازار می گوید وضعیت مثل ساعت شنی است که بی وقفه از قدرت خرید پول ما کاسته می شود. بازنشستگان هم در شمار مردم، قربانی این ساعت نحس می شوند و به لحظه، توانشان کاهش می یابد. در گروه های بازنشستگی، فراوان دیده ام که افراد براساس قیمت های فضایی شده کالاهای مختلف، حساب وکتاب کرده اند که اگر فروردین رقم افزایش خود را می گرفتند، می توانستند فلان میزان کالا بگیرند و اگر همین امروز واریز شود، کسری از آن مقدار را خواهند توانست تهیه کنند. حرف طلا و سکه و دلار نیست که قیمت هایش ساعت می زند؛ همه چیز به همین وضعیت، گرفتار و انگار به طلا و دلار پیوست شده است. طرف قرار است آکاسیو هم بفروشد، به لحظه قیمت می گیرد! خاک قرار باشد بفروشد، بازهم اول یا به سرچ قیمت در اینترنت می پردازد یا گوشی اش را با شماره ای فعال می کند تا حساب روز دستش بیاید.
این واقعیت کف بازار است. شاید مسئولان محترم بی خبر باشند اما مردم جملگی باخبرند. بازنشستگان هم در شمار همین جملگی هستند. در این میان یکی چنین نوشته بود: «نمی خوام مبلغ دوازده تومن(معوقه) فروردین خودمو با قیمت طلا و دلار و سکه و امثالهم مقایسه کنم، ولی اینو می دونم با اون پول، برج یک می تونستم ۱۰کیسه برنج ۱۲۰تومنی بخرم، ولی اون برنج الان شده ۳۱۰تومن و فقط می تونم سه کیسه بخرم. نظرم به شخص خاصی نیست، ولی خدا(نگذره) از کسی که توانایی اداره پستی رو نداره، ولی قبول می کنه. خیلی گله مندم از این دنیا؛ در منجلاب(تورم) دست وپا می زنم و کاری ازم برنمیاد. گله خودم رو با خودم می برم و(قیامت) از این دنیا(شکایت ) می کنم و....» این البته محترمانه ترین متنی بود که می شود نوشت. کلمات عصبانی و حروف عاصی هم بود که ننوشته بماند، بهتر است. اما مسئولان محترم بدانند که مردم حساب می کنند. حساب قیامت هم که «من یعمل مثقال ذره» است، خیر و شرش دقیق «حساب» می شود. این وعده «کتاب» خداست، پس خود را چنان وقف خدمت کنیم که می خواهیم خدا در حق ما روا دارد.