می خواستم برای آقایم بمیرم

مرتضی درخشان - نویسنده و روزنامه نگار

صدای موشک این قدر بلند بود که تا مرکز شهر لرزید، حسین با موتور آمد و گفت سمت ما را زدند، حرف از سنگرشکن می زد. می گفت بمباران برای زدن پناهگاهی بوده که یک محدوده بزرگ را شخم زده است. جنگ خرداد بود و بعد از شهادت سیدحسن نصرا...، اسم سنگرشکن دست و پایمان را می لرزاند، هیچ کس خبری نداشت که چه شده و ما نمی توانستیم با تلفن از یکدیگر آمار بگیریم که چه خبر است. 
یکی می گفت آقا را زده اند و یکی می گفت آقا در جایی امن است، نگران نباشید. این اخبار وقتی همه از منابع مورد وثوق می آیند ترسناک تر می شوند، مثل نفسی که توی سینه گیر کرده باشد. مرتضی زنگ زد و گفت که به دفترشان بروم، رفتم و کلی گپ زدیم، حرف هایی زد که دلم آرام گرفت. خبر قطعی که رسید آرام تر شدم. 
فکر نبودن آقا توی جنگ قبلی کاری با من کرد که یک روز کامل طرف چپ بدنم لمس بود، یک روز کامل! آن شب شوم اما خبر مثل ویروسی بود که داشت در همه جا پخش می شد و هر لحظه شدت می گرفت، آن قدر تکثیر شد که توی تلویزیون گفتند آقای شما شهید شده و من در نماز صبح سرم گیج رفت. 
یاد حرف های مرتضی افتادم، گفت که آقا حتما شهید می شود، مگر می شود آدمی توی نماز شهید سلیمانی آنطور گریه کند، «و الحقنا بهم» بخواند و شهید نشود؟ 
دستم روی تلفن می لرزید و به صفحه نمی خورد، می خواستم به مرتضی زنگ بزنم و بگویم تو تا این جایش را تعریف کرده بودی، از اینجا به بعد را نگفتی چه کنیم؟ نگفتی شهید که شد باید چه خاکی به سرمان 
بگیریم؟ 
گفتی ما هم شهید می شویم، نگفتی اگر شهید نشدیم چه می شود؟ آقای مرتضی، من از تو شکایت دارم، تو من را آن روزی آرام کردی که نباید می شدم و آن روزی که باید آرامم می کردی نبودی! من چهل روز است که سمت چپ بدنم لمس است و از اینکه نمی میرم شرمنده ام! من چهل روز است که نمی دانم روی جانمازی که طرح زیلوی حسینیه است چطور 
نماز بخوانم؟ من نمی دانم آدم باید چه کار کند تا از غصه بمیرد؟ امروز روز چهلم است و من هنوز نمرده ام، می خواستم برای آقایم بمیرم، می ترسیدم که بعد از او نفس بکشم، دنیا اما همین قدر که می بینید بی رحم است، ما را از فرودگاه بغداد به این سمت آماده کرد تا در داغ های بزرگ نمیریم! غمی که ما را در این روزها احاطه کرده است یک اربعین دیگر است، باید به راه افتاد.

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->