غلامحسین نوعی| خراسان بزرگ در ادوار مختلف تاریخ، یکی از بزرگترین حوزههای تمدن ایران بوده و به همین منظور از جایگاه ویژهای برخوردار بوده است و حتی در برابر عراق قرون نخستین قمری به نوعی مرکزیت سیاسی، اقتصادی و مذهبی دارد.
کما اینکه خراسان و خراسانیان هستند که در برافتادن بنیامیه و روی کار آمدن عباسیان، یکی از نقشهای اصلی را ایفا میکنند. اگرچه که خود ابومسلم، سردار خراسانیها، خیلی زود از صحنه سیاست خراسان حذف میشود، اما خراسانیها با قیامهای هرازگاهی خود، همچنان مرکزیت خراسان را در این دوره مهم تاریخی حفظ میکنند. در بخش نخست این گزارش به جنبشها و قیامهایی پرداختیم که بعد از مرگ ابومسلم در خراسان بروز و ظهور پیدا کرده بودند. درادامه و این بخش نیز نگاهی داشتهایم به قیام استاد سیس .
*پس از قیام خونین سناباد
پس از قیامهای «راوندیان» و «سنباد زرتشتی»، یکی دیگر از قیامهایی که ظاهرا به بهانه خونخواهی ابومسلم آغاز شد قیام استادسیس زرتشتی به سال 150 قمری بود. اگر درست دقت کنیم، متوجه میشویم که این قیام به مدت کوتاهی، سیزده سال، پس از قیام خونین سنباد آغاز میشود و آن هم در منطقه خراسان، هرات و بادغیس و گنج رستاق و سیستان و مناطق اطراف آن. حال این سؤال پیش میآید که چرا با وجود اینکه قیام سنباد با شدت هر چه بیشتر سرکوب شد، دوباره مردم خراسان پیرامون این شخص به قیام برخاستند. در جواب باید گفت که در واقع این جنبش ادامه حرکتهایی بود که از همان بدو ورود اسلام به این منطقه و در نتیجه واکنشهای اعراب مسلمان آغاز شده بود و به جرئت میتوانیم بگوییم این جنبشها زمانی فروکش کرد که ساکنان این منطقه اول، آرام آرام به اسلام روی آوردند و دوم، خاندانهایی از آنها، که در واقع ریشه و اصالتی ایرانی و خراسانی داشتند، مانند طاهریان، صفاریان و سامانیان بر آنها حاکم شدند. استادسیس نیز یک فرد زرتشتی است، ادعای پیامبری و مهدویت میکند و قابل توجه اینکه شعارهای سیاسی و اجتماعی خود را در لباس دین علم میکند.
قیام او در واقع یک قیام دینی و سیاسی است، زرینکوب درباره قیام او مینویسد: «آنچه قطعی به نظر میرسد آن است که نهضت استادسیس نیز مثل قیام سنباد جنبه دینی و سیاسی داشت. اینکه نوشتهاند وی مدعی نبوت بود و یارانش آشکارا کفر و فسق میورزیدند نشان میدهد که در ظهور وی عامل دین قویترین محرک بوده است.»قیام استادسیس همچون سایر قیامهای خراسانیان پیامد علل و عواملی بود که شاید مهمترین علل آن را ظلم و ستم بیش از اندازه بر ادیان غیرمسلمان از جمله زرتشتیان از سوی حاکمانی دانست که از طرف خلافت مرکزی بغداد برای خراسان انتخاب میشدند. شاید بتوان گفت واقعیت ادعاهای اینچنین توسط زرتشتیان همین باشد. زیرا اعراب مسلمان باتعصباتی که از خود نشان میدادند فشار و ظلم و جور بیش از اندازهای بر خراسانیان و به خصوص بر اقلیتهای دینی بهویژه بر زرتشتیان وارد میآوردند. به گونهای که در واقع مجبور به قیام به رهبری هر شخص و با هر ادعایی که داشت میشدند.
درباره این قیام نکته دیگری وجود دارد که باید با تعمق بسیاری به آن پرداخت و آن تعداد این قیامکنندگان و توان آنهاست .مقدسی در این باره مینویسد: «گویند حدود سیصد هزار رزمآور از هرات و بادغیس و گنج رستاق و سیستان و اطراف آن گرد آمدند، با بیلها و تیشهها در دست...»با تمام این تفاسیر نکتهای که به نظر میآید ضروری و لازم است مسئله شخصیت استادسیس و آرا و عقاید اوست. نام استادسیس جزء اولش فارسی است و به صورت اضافه بر اسم یا جزء اسم در قدیم به کار میرفته است، اما جزء دوم آن را به معنی تند و تیز و چابک یا اسب تندرو معنی کردهاند. شاید بتوان گفت استادسیس یعنی شخص چالاک و ماهر.
درباره اینکه استادسیس پیش از قیام علیه حکومت عباسی از چه مقام و منصبی برخوردار بوده اختلاف وجود دارد، چنان که گردیزی او را بادغیسی میداند و سیوطی از قول ابنجوزی بر این باور است که او امیر و حاکم منطقه هرات بوده است.
در مورد زمان قیام او نیز همگی بر یک رأی و نظر نیستند. چرا که یعقوبی سال قیام او را 147 قمری و دیگران سال 150 قمری میدانند و به دلیل اینکه طرفداران سال 150 قمری بیشتر هستند، ما نیز مبنای کار این شخص را سال 150 قمری میدانیم. اینکه او پیرو چه عقایدی بوده است برخی از مورخان او را مدعی پیغمبری میدانند. مقدسی در ذکر مذاهب و شرایع مجوس از سه فرقه آن نام برده است؛ لفیریه. این فرقه نیز همزمان با استادسیس در بست به رهبری شخصی به نام حمدبنشداد و به همراهی آذرویه مجوس و مرزبان قیام کردند و به استادسیس پیوستند و به آفریدیه و خرمیه.بلعمی اما استادسیس و پیروانش را از خوارج شمرده است. درباره اینکه آیا بین یسانیه و استادسیس ارتباطی وجود داشته است، باید گفت که تعداد زیادی از مورخان بر این باورند چنان که گردیزی و شهرستانی یسانیه را در واقع همان پیروان استادسیس و استادسیس را شخصی میدانند که ادامهدهنده راه بهآفرید بوده است.