جغرافیای تاریخ خراسان

همسایگان دیرآشنای قدیمی، چقدر از ما، از مشهد فاصله دارند؟

کمال خجندی| خراسان، سرزمینی است تاریخی که محدوده جغرافیای آن، امروزه‌روز، بخش‌هایی از چند کشور را شامل می‌شود. این حدود و ثغور البته در طول تاریخ کم و زیاد هم شده، اما به‌هرحال در حافظه خراسان‌دوست‌ها، با شهرهایی شاخص، شناخته می‌شود. دقیق‌تر اگر بخواهیم نگاه کنیم، ممکن است بخشی از این شهرها، آن‌قدر در خراسان تاریخی هم جا نگیرند، اما نامشان با نام خراسان، پیوند خورده است. این همسایگان دیرآشنا، که هر کدامشان تکه‌ای از تاریخ خراسان هستند، حتی از منظر جغرافیایی هم آن‌قدرها از ما دور نیستند. خالی از لطف نیست اگر بدانیم مرو و هرات و سمرقند و بخارا، از ما، یعنی از مشهدالرضا(ع) چقدر فاصله دارند.


مرو؛ 400 کیلومتر
هسته مرکزی خراسان تاریخی را با چهار شهر می‌شناسیم؛ مرو، در کنار نیشابور و هرات و بلخ، یکی از آن چهار شهر است؛ جایی که مقصد مهاجرت حضرت‌رضا(ع) بوده است؛ شهری که نزدیک به دوسال افتخار داشته میزبان عالم آل محمد(ص) باشد. علاوه بر این، مرو، زادگاه شماری از بزرگان ادب و اندیشه فارسی هم هست؛ نام‌آشناترینشان، شاید «کسایی مروزی» باشد؛ شاعر قرن چهارم و «شرف‌الدین طاهر مروزی» جانورشناس و جغرافی‌دان دربار ملکشاه سلجوقی. ویرانه‌های مرو تاریخی، مرو شاهگان، حالا در محدوده جغرافیای همسایه شمال شرقی در کشور ترکمنستان قرار دارد. فاصله مشهد تا مرو، کمتر از 400 کیلومتر است.
برای سفر زمینی به مرو از مشهد، باید راهی سرخس شد که آن هم شهری است تاریخی با سرگذشتی پرفراز و نشیب. حاصل آن تاریخ دور و دراز، حالا دو شهر است در دو سوی رودخانه به خشکی‌نشسته تجن؛ یکی که «سرخس ناصری» خوانده می‌شده، در سوی ما و سرخس روس، در آن سوی دیگر قرار دارد. از مشهد تا سرخس( تا مرز ایران و ترکمنستان) تقریبا 190 کیلومتر راه است. در ادامه باید از مرز گذشت و با گذر از حاشیه کویر قره‌قوم و دریاچه مصنوعی «حوض خان» به مرو امروزی رسید. از مرز تا مرو 170 کیلومتر راه است. مرو قدیم اما حوالی جایی است که حالا شهر «بایرام‌لی» در آن بنا شده است. از شهر مرو تا شهر بایرام‌لی 30 کیلومتر دیگر راه است. «بایرام‌لی» هم با وجود اسم ترکی‌اش، جزئی مهم از تاریخ خراسان است. این شهر، میزبان مدفن «خواجه یوسف همدانی» استاد سرسلسله طریقت «خواجگان» خراسان هم هست که در 535 قمری، در بادغیس هرات درگذشت و شاگردانش، پیکرش را به مرو، برگرداندند.


*بخارا؛ 700 کیلومتر
نام بخارا، به تاریخ خراسان پیوند خورده است؛ اگرچه آن‌سوتر از محدوده خراسان تاریخی است. اگر بخواهیم سفری زمینی از مشهد به بخارا داشته باشیم، مسیر سفرمان، در ادامه همان راهی است که ما را به مرو، رسانده است. از مرو تاریخی، از شهر بایرام‌لی ترکمنستان، تا شهر «فاراپ» یا «فاراب» در مرز ترکمنستان و ازبکستان، 220 کیلومتر راه است و راه، از دل کویر قره‌قوم می‌گذرد. و این فاراپ، اگرچه شهری است تاریخی، اما نباید آن را با «فاراب» کهن، زادگاه «ابونصرفارابی» فیلسوف ایرانی، اشتباه گرفت. فارابِ ابونصر فارابی، بر کرانه سیحون، در قزاقستان کنونی قرار دارد و نام قدیم‌تر آن «اُترار» بوده و همان شهری است که حاکم آن، زمینه‌ساز حمله مغول به سرزمین‌های ایران‌زمین شد.فاراپِ ترکمنستان اما بر کرانه جیحون قرار دارد؛ در ساحل آمودریا و در شاهنامه، از آن، با عنوان «فَرَب» یاد شده است. فاراپ، تقریبا بر مرز شمال شرقی ترکمنستان قرار دارد و پس از آن، محدوده وسیع کشور ازبکستان، آغاز می‌شود. از مرز، تا بخارا، تا بخارای شریف، تنها 100 کیلومتر، راه است. بخارا همراه با سمرقند، یکی از دو شهر بزرگ فارسی‌زبان، ازبکستان است. در گویش ازبک‌ها، این دو شهر «تاجیک‌نشین» دانسته می‌شود؛ یعنی میزبان قدیمی‌ترین باشندگان خراسان. «ارگ بخارا» و مجموعه‌های تاریخی «آرامگاه امیر اسماعیل سامانی»، و«چهار بکر»، که بخش‌هایی بازمانده از بخارای تاریخی هستند، در همین شهر قرار دارند.


*سمرقند؛ 950 کیلومتر
برای رسیدن به سمرقند، باید سفرمان به دل تاریخ خراسان را از بخارا به سوی شمال شرق ادامه بدهیم. ایستگاه بعدی، «غُجدَوان» یا «غَجدَوان» است؛ 70 کیلومتر آن‌سوتر از بخارا؛ روستایی تاریخی زادگاه و مدفن «خواجه عبدالخالق غجدوانی»، شاگرد خواجه یوسف همدانی، که نزدیک به هزاره‌ای پیش از این، طریقت عرفانی خواجگان را در خراسان سامان داد و مدفنش امروز، زیارتگاه اهل دل است. از کنار مزار دیدنی خواجه عبدالخالق، راه را به سوی استان «نوایی» ازبکستان ادامه می‌دهیم تا به سمرقند برسیم. از بخارا تا سمرقند، در مجموع، حوالی 250 کیلومتر، راه است. سمرقند، شهر تاریخ تیموری است. این شهر برای نزدیک به 2 قرن، پایتخت دولت‌های تیموری بوده است؛ دوره‌ای درخشان در هنر و فرهنگ خراسان‌زمین. اهمیت این دوره تا آنجاست که از آن با عنوان «رنسانس تیموری» یاد می‌کنند و همین رنسانس تیموری بود که خراسان را به موزه دیدنی فرهنگ بدل ساخت. در سرتاسر خراسان، بناهای فراوانی به جا مانده که مربوط به روزگار تیموری است. سمرقند، با هنر باستانی کاغذسازی نیز شناخته می‌شود. هزاره‌ای پیش از این، شهر سمرقند محل تولید کاغذهایی مرغوب بود که به دست هنرمندان سمرقندی، از پوسته درخت توت، درست می‌شد. مجموعه‌های تاریخی«ریگستان»، «گور امیر» (مدفن امیرتیمور گورکانی)، «خواجه احرار ولی»، «آرامگاه شاه‌زنده» و... بخش‌هایی از سمرقند تاریخی است.


*هرات؛ 360 کیلومتر
هرات، یکی دیگر از آن چهار شهری است که خراسان تاریخی را با آن می‌شناسند؛ شهری باستانی که صبحِ فرهنگِ فارسی، تا همین امروزه‌روز، پایتخت تاریخ و تمدن خراسان‌زمین است. هرات «خاک اولیا» هم هست و مدفن نام‌داران فراوانی از اصحاب ادب و هنر. برای سفر زمینی به هرات، باید از تربت‌جام و تایباد گذشت و به مرز رسید؛ از مدفن «شیخ احمد جام» درویش ستیهنده قرن پنجم و مدفن «زین‌الدین ابوبکر تایبادی» عارف نامی قرن هشتم. از مشهد تا مرز دوغارون، 240 کیلومتر است. در آن سو، مسیر رسیدن به هرات، از اسلام‌قلعه در دشت تاریخی «کرات»، آغاز می‌شود و با گذر از دشت تاریخی «غوریان» (با ولایت «غور» در آن‌سوی هرات، در مرکز افغانستان فعلی اشتباه نشود) به پایتخت هنر و فرهنگ خراسان‌زمین می‌رسد؛ به هرات؛ هرات باستان. از مشهد تا هرات 360 کیلومتر راه است. هرات، زادگاه خواجه عبدا... انصاری است؛ عارف نامدار قرن پنجم که مناجات‌هایش، جزئی فاخر از ادب کهن فارسی است. قبر خواجه عبدا... هم در همین شهر است. هرات مدفن «نورالدین عبدالرحمن جامی» هم هست که «خاتم‌الشعرا» لقب دارد و «نفحات‌الانس‌» و «بهارستان»، از قلم طبع اوست.


*بلخ؛ هزار کیلومتر
بلخ، چهارراه تمدن و ادیان، در خراسان‌زمین است؛ معمایی با وجوه ناشناخته فراوان؛ بازمانده از روزگاران باستانی. بنا بر باورهای کهن ایرانی، گردونه خورشید را چهار اسب زرین بر پهنه آسمان می‌رانند؛ باد و باران و ابر و رعد. این زرینه‌گی نام خود را در شهری اساطیری به‌جا گذاشته که در منابع کهن، با نام «زَری‌اسپه» از آن یاد شده است و می‌دانیم که همین «زر» در نام «زرتشت» هم آمده؛ صاحب شتر زرین یا زردموی. زراسپه، نام باستانی بلخ است؛ جایی که به صراحت تاریخ، زرتشت اینجا در آتشکده نوبهار، کشته شد. شهرِ مزارشریف، شهرِ مزارِ منتسب به حضرت امیر(ع) هم در همین ولایت و در 20 کیلومتری شهر بلخ قرار دارد. 
بلخ، شهر زرتشت و شهر تمدن بازمانده از یونانیان حاکم بر ایران و شهر بودا هم هست. شهری که معمایی تاریخی است که ناشناخته‌های فراوان دارد. بلخ، زادگاه مولانا جلال‌الدین محمد بلخی است؛ همان مولانای مشهور. ویرانه‌های خانقاه سلطان‌العلما «بهاالدین ولد»، پدر مولانا، در حاشیه همین شهر است و قبر «رابعه بلخی» نخستین زن شاعر فارسی‌زبان و هم‌دوره رودکی و نیز ویرانه‌های آتشکده نوبهار و مزار خواجه ابونصر پارسا، عارف نامدار قرن نهم و صدها بنای تاریخی دیگر که گواهی است بر شکوه و عظمت خراسان در دورانی که بسیار بزرگ بود.

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->