طنین همتی|پرفورمنس به عنوان یکی از هنرهای معاصر، بستری برای روایت دغدغه های اجتماعی و تاریخی است؛ هنری که با تلفیق اجرا، تصویر و فضا، مخاطب را درگیر تجربه ای مستقیم و متفاوت می کند. این قالب هنری در سال های اخیر بیش از گذشته به موضوعات انسانی، جنگ تحمیلی و روایت های اعتراضی پرداخته است. در همین راستا، پرفورمنس و نمایشگاه «کمک رسید» این روزها در نگارخانه اشراق حوزه هنری خراسان رضوی در مشهد برگزار شده است؛ رویدادی هنری که به حمله موشکی به مدرسه ای در میناب و شهادت 168 کودک دانش آموز در روزهای آغازین جنگ تحمیلی سوم با حمایت آمریکا اشاره دارد. «در این نمایش هنری در نگاه اول فضایی از پشت دیوار مدرسه شجره طیبه از جنس آجر دیده می شود، که با پخش صدایی نمادین برخی از اسامی شهدای دانش آموز توسط معلم کلاس درس پخش می شود و بر روی دیوار نقش می بندد. در همان حین صدای موشک آمریکایی و برخورد آن با مدرسه رعشه بر تن می اندازد. در پشت دیوار آواری از آجر و سنگ و خرابی فضا سازی شده که اثر سعید خاتمی در بین آن آوار به چشم می خورد؛ مجسمه آزادی که نماد آمریکا اما در انتهای آن شبیه به موشک که برروی آوار مدرسه خودنمایی می کند». این اجرا با طرح این پرسش که «آزادی آمریکایی برای میناب چه صدایی داشت؟»
تلاش می کند روایتی از خاطره، اعتراض و مسئولیت جمعی را پیش روی مخاطبان قرار دهد؛ یادبودی برای روزی که با بمباران مدرسه میناب، ۱۶۸ چراغ کودکانه خاموش شد.آیین گشایش این نمایشگاه شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ برگزار شد و علاقه مندان می توانند از ۲۰ تا ۲۴ اردیبهشت، ساعت ۱۹ تا ۲۱ در نگارخانه اشراق از آن بازدید کنند. در این نمایش سعید خاتمی، هنرمند نقاش و مجسمه ساز، خلق اثر کرده است. محسن اسدی طراح و ایده پرداز، امیر علی همکار و الیاس عیدی تصویرساز دیجیتال، حنانه سراجی در بخش صدا، حامد قبولیان خوش نویس، مجید نخعی نورپرداز و نسترن هنرور در بخش تصویرسازی سه بعدی دیگر عوامل این اثر هستند.
در ادامه، دیدگاه چند تن از هنرمندان این پرفورمنس و دیگر فعالان هنری را که در مراسم افتتاحیه این نمایشگاه با آن ها گفت وگو شده است، می خوانید.
خلق اثر با الهام از تحولات اخیر
سعید خاتمی، هنرمند و مجسمه ساز مشهدی، با اشاره به شکل گیری یک اثر هنری با مضمون اعتراض به جنگ و خشونت گفت: اتفاقات و رویدادهای تلخ اخیر در منطقه، به ویژه حمله هایی که به کشته شدن کودکان میناب انجامید، الهام بخش خلق این اثر بوده است.
این هنرمند که مسئولیت ساخت بخش حجمی این اثر را برعهده داشته است با اشاره به شرایطی که در پی درگیری های اخیر در منطقه به وجود آمد، بیان کرد: در این جنگ اخیر بار دیگر زیاده خواهی هایی بر ملت ما تحمیل شد. در حالی که آمریکا همواره شعارهایی درباره آزادی و حقوق بشر مطرح می کند، اما در عمل شاهد اتفاقاتی هستیم که با این ادعاها فاصله زیادی دارد و از طریق اسرائیل رقم می خورد؛ رخدادهایی که حتی به کشته شدن کودکان در مدرسه ها نیز انجامیده است.
وی افزود: همین تضادها و خشونت ها بهانه و دستمایه ای شد تا یک اثر هنری با رویکرد اعتراضی شکل بگیرد؛ اثری که تلاش دارد نگاه انتقادی خود را نسبت به جنگ و پیامدهای آن بیان کند.
شکل گیری ایده در یک حرکت هنری مشترک
خاتمی درباره روند شکل گیری این اثر توضیح داد: ایده اولیه در فضای گفت وگوها و مکاشفه های بصری شکل گرفت که محسن اسدی نیز در آن نقش داشت. در واقع مجموعه ای از بحث ها و نگاه های هنری در کنار هم قرار گرفت تا به یک تصویر و ایده مشخص برسیم.
مجسمه ای با نماد «آزادی» و «موشک»
خاتمی درباره ویژگی های این اثر هنری با بیان اینکه که هنر می تواند زبان اعتراض و بازتاب دهنده نگاه انتقادی جامعه نسبت به خشونت و جنگ باشد گفت: در این کار، حجمی ساخته شده که در ظاهر به نماد آزادی اشاره دارد، اما در بخش انتهایی آن، این فرم به یک موشک تبدیل می شود. این ترکیب نمادین در واقع تلاشی است برای نشان دادن تناقض میان شعارهای آزادی و واقعیت هایی که در میدان جنگ رخ می دهد.
وی افزود: امیدوارم این کار هنری بتواند جایگاه خود را پیدا کند و به عنوان یک اثر اعتراضی نسبت به جنگ مطرح شود؛ چراکه هدف اصلی از خلق آن، بیان مخالفت با خشونت و یادآوری پیامدهای تلخ جنگ برای انسان ها، به ویژه کودکان، است.
شکل گیری یک اثر جمعی با مشارکت هنرمندان
محسن اسدی، طراح و ایده پرداز پرفورمنس «کمک رسید» درباره روند شکل گیری این پروژه هنری توضیح داد: در ابتدا ایده ای به صورت اولیه با دوستان مطرح شد. در همان روزهایی که برای مردم کار می کردیم، هرکس به شکلی درگیر کمک رسانی و فضاسازی بود؛ اما احساس کردیم این فعالیت ها به تنهایی وجه هنری مشخصی ندارد. به همین دلیل به این فکر رسیدیم که یک تندیس طراحی کنیم که اکنون در نمایشگاه نصب شده است. ابتدا قرار بود آن را در فضای عمومی اکران کنیم، اما در نهایت تصمیم گرفتیم با فضاسازی خاصی آن را در نگارخانه ارائه کنیم. به مرور هنرمندان مختلف به پروژه اضافه شدند و هر کدام بخشی از کار را برعهده گرفتند.وی با اشاره به رویکرد میان رشته ای در برخی اجراهای هنری گفت: در این نوع اجراها تلاش شده است که یک اثر صرفا در یک حوزه خاص هنری محدود نشود، بلکه با ترکیب چند رسانه و رشته هنری، تجربه ای کامل تر برای مخاطب شکل بگیرد.این نقاش و کاریکاتوریست مشهدی، معتقد است: استفاده هم زمان از ظرفیت های هنرهای تجسمی، تصویر، صدا و روایت می تواند ارتباط مخاطب با اثر هنری را عمیق تر و ماندگارتر کند.
هنر میان رشته ای؛ روندی طبیعی در هنر معاصر
اسدی با بیان اینکه هنرهای امروز به سمت ترکیب رسانه ها و رشته های مختلف حرکت کرده اند، بیان کرد: این نخستین تجربه میان رشته ای در هنر نیست و قطعا آخرین آن هم نخواهد بود. در مدیوم هایی مانند نمایش و هنرهای تجسمی، برای ارتباط بهتر با مخاطب از ظرفیت چند رشته هنری استفاده می شود و همین مسئله باعث می شود اثر هنری ابعاد تازه ای پیدا کند.مسئول واحد هنرهای تجسمی حوزه هنری استان افزود: در چنین اجراهایی، هر هنر بخشی از روایت را برعهده می گیرد و در نهایت یک تجربه مشترک برای مخاطب شکل می گیرد که تأثیرگذاری آن بیشتر از یک اثر تک رسانه ای است.این هنرمند مشهدی درباره ضرورت اجرای این برنامه ها در فضای شهری گفت: در روزهای ابتدایی جنگ تلاش کردیم فضای هنرهای تجسمی را از نگارخانه ها خارج کنیم، زیرا احساس کردیم مردم شاید فرصت یا حوصله حضور در نگارخانه ها را نداشته باشند.به گفته وی، هدف این بود که آثار هنری متناسب با حال و هوای جامعه در سطح شهر و در میان مردم ارائه شود. به همین دلیل برخی از کارها را در فضاهای عمومی اجرا کردیم تا مخاطبان گسترده تری با آن روبه رو شوند و بعد از عبور از آن شرایط، به سمت نمایشگاه های نگارخانه محور حرکت کنیم.
تجربه ای درخورتوجه در حوزه هنر مفهومی
امیر خالقی، طراح و گرافیست مشهدی، در بازدید ازاین پرفورمنس، این اثر را تجربه ای درخورتوجه در حوزه هنر مفهـومی و اجراهای پرفورمنس دانست و بر اهمیت شکل گیری چنین رویدادهایی در فضای هنری شهر تأکید کرد.وی با اشاره به دشواری اجرای این نوع آثار گفت: اجرای این نوع از کارهای پرفورمنس واقعا نیازمند جسارت و تلاش فراوان است و باید به دوستانی که در حوزه هنری برای اجرای این اثر زحمت کشیده اند، احترام گذاشت. این مدل کارها در مشهد کمتر دیده می شود، در حالی که اساسا نوعی هنر مردمی به شمار می آید.خالقی افزود: یکی از دلایل کم بودن چنین اجراهایی این است که این آثار ماهیتی زیست پذیر و چندبرداشتی دارند. در هنر مفهومی و چیدمان، هر مخاطب برداشت خاص خود را از اثر دارد و ممکن است افراد مختلف از یک اثر واحد، نگاه ها و برداشت های متفاوتی داشته باشند. همین موضوع باعث می شود هنرمندان این حوزه تا حدی ریسک پذیر باشند و طبیعی است که اجرای چنین کارهایی در ایران و به ویژه در شهری مثل مشهد کمتر اتفاق بیفتد.
هنر؛ زبانی عمومی برای انتقال پیام
وی با اشاره به شرایط خاص این روزها گفت: در ایامی قرار داریم که فضای جامعه تحت تأثیر جنگ تحمیلی و روزهای آتش و مقاومت است. در چنین شرایطی استفاده از هنر به عنوان یک زبان بین المللی و عمومی اهمیت زیادی دارد؛ زبانی که همه مردم با هر نوع نگاه، تفکر و منش می توانند از طریق آن پیام ها را دریافت کنند.
خالقی افزود: این پرفورمنس هم یکی از قالب های هنری بود که در کنار سایر قالب های هنری تلاش می کرد پیام مورد نظر را به مردم منتقل کند و طبیعتا هنر در چنین موقعیت هایی می تواند نقش مهمی در انتقال مفاهیم ایفا کند.
اهمیت انتخاب محل اجرا و ارتباط با مخاطب
وی همچنین به محل اجرای این اثر اشاره کرد و گفت: از آنجا که این پرفورمنس در نگارخانه حوزه هنری اجرا شده و هر شب افراد زیادی در این فضا حضور پیدا می کنند، انتخاب این مکان می تواند به دیده شدن بیشتر اثر کمک کند. حوزه هنری یکی از نقاط تجمعی در مشهد است و وقتی چنین چیدمانی در جایی قرار می گیرد که مردم حضور دارند، ارتباط مخاطب عام با اثر هنری بیشتر شکل می گیرد و اثرگذاری آن افزایش پیدا می کند.
خالقی در ادامه با نگاه انتقادی به اثر بیان کرد: در نگاه اول کار قابل توجه بود، اما به نظر من در نقطه اوج، اثر کمی مخاطب را رها می کرد. یک اثر مفهومی باید مخاطب را درگیر نگه دارد؛ یعنی بیننده چند دقیقه درگیر مفهوم اثر شود و حتی بعد از دیدن آن به آن فکر کند.
در این اجرا فاصله ای ایجاد می شد که ممکن بود مخاطب کمی از فضای اثر فاصله بگیرد. شاید اگر میان این بخش ها اتفاق یا عنصر دیگری قرار می گرفت، مخاطب بیشتر درگیر می ماند و جریان اثر قطع نمی شد. این موضوع نیاز به فکر و طراحی بیشتر دارد. مثلا در کنار هنرهای تجسمی، عناصر نمایشی یا حتی حضور بازیگر می توانست جریان اثر را تقویت کند و مخاطب را بهتر هدایت کند. چنین عناصری می توانستند بیننده را قدم به قدم به سمت پیام نهایی و تابلوی بیرونی اثر هدایت کنند.
هنرهای ترکیبی؛ زبانی جهانی برای ارتباط با مخاطب
مریم صدر، دیگر هنرمند مشهدی درباره پرفورمنس «کمک رسید» این اثر را از جمله کارهای تأثیرگذار هنری در حوزه جنگ و مقاومت دانست و بر ضرورت گسترش چنین اجراهایی در فضای هنری کشور تأکید کرد. وی با اشاره به تأثیر عمیق این اجرا گفت: به نظر من «کمک رسید » یک اجرای قوی و تأثیرگذار بود؛ به ویژه در مقایسه با کارهایی که طی سال های اخیر در مشهد کمتر شاهد آن بوده ایم. این اثر برای من تأثیر زیادی داشت و نشان داد که هنر ترکیبی، یعنی تلفیق چند هنر در کنار هم، چقدر می تواند مخاطب را درگیر کند.صدر با بیان اینکه این نوع اجراها امروز در جهان مخاطبان گسترده ای پیدا کرده اند، افزود: این مدل هنرها اکنون مخاطبان خاص خودشان را دارند. در ایران اما هنوز آن طور که باید به این حوزه پرداخته نشده است. در حالی که چنین آثاری قدرت زیادی در انتقال مفهوم دارند و می توانند مردم را به فکر وادارند.