تقوا، پارچه ای نیست که برخی به ادعا برای خود لباس کنند. به نخ و قیچی هم نمی شود آن را اندازه خود کرد. تقوا، رفتار مؤمنانه و زیست عاقلانه و فهم زمینه و ادراک زمانه است. مصداق دارد که با نگاه به آن می توان ادعا را تصدیق کرد. «از جمله مصادیق تقوا، رعایت نعمت عظیم وحدت ملّی و انسجام بی بدیلی است که حول پرچم ایران اسلامی، به ملّت بعثت یافته ارزانی شده و در زمره مهم ترین عوامل ظفر، در مقابل شیطان بزرگ می باشد.»
این کلام راهنمای رهبر انقلاب است که باید مورد توجه همه باشد به ویژه کسانی که می خواهند به صفت « انقلابی» ممتاز باشند. انقلابیگری هم به اولویت دادن هیجان نیست که از قضا انقلابی، باید به رفتار عقلانی و حرکت در سپهر سیاست های کلان نظام متمایز شود. حضرت آیت ا... سید مجتبی حسینی خامنه ای در ادامه نامه به مجلسیان تأکید می کنند: «شکر این موهبت، اهتمام آحاد ملّت، خصوصا نخبگان فکری و سیاسی، از جمله نمایندگان مجلس به صیانت از این وحدت و پرهیز از اختلافات پوچ سیاسی و برجسته کردن تفاوت های اجتماعی است.»
ما باید با ادراک درست، به فهم اولویتمند از شرایط و تنظیم رفتار متناسب برسیم. چه همان گونه که در پیام ایشان تصریح شده است؛ «طرح و نقشه کور دشمن، پس از جنگ تحمیلی و فشار اقتصادی و محاصره تبلیغاتی و سیاسی، ایجاد تفرقه و تجزیه اجتماعی برای جبران شکست های میدان نظامی و به زانو درآوردن ملت است.»
همه باید متوجه این ترفندها باشیم به ویژه آن ها که در صف مقدم، پرچم می گردانند. توجه داشته باشیم که پرچم ایران بالای سر همه باید باشد. همه مردم ایران. یادمان باشد که رهبر شهید انقلاب، هسته سخت نظام را 90میلیونی می دانستند. این هم یعنی همه مردم ایران. امروز تعهد به انقلاب و ولایت مداری جز در تمسک به راه رهبر شهید و تنظیم رفتار در دایره هدایت های رهبر انقلاب نیست که تأکید دارند: «لازم است تک تک جان فدایانی که دلشان برای اسلام و انقلاب یا استقلال و سربلندی ایران می تپد، از این پس، بیش از پیش، برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و به هم پیوسته ملّت، اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجه و حتی موجه را، به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند، و قولا و عملا، مظهر انسجام و یکپارچگی ملت باشند، ان شاءا...» ملتی که به برکت خون مطهر رهبر شهید و هزاران شهید والامقام دیگر به ایستادگی مبعوث شده است هرگز نباید در نقشه دشمنان بنشیند. پا سست کردن در مسیر وحدت، شتاب دادن دشمنان به گام های مخرب را در پی دارد. امروز آن چه واجب است، حفظ تمامیت ارضی و هویتی ایران عزیز است که با اقتدار نظام در همه حوزه ها میسر است.
تراشیدن دیپلماسی و تضعیف دیپلمات های ما هرگز به معنای تقویت میدان و تکریم میدان داران نیست. از قضا، عکس ماجرا صادق است؛ تقویت هرکدام به قوی تر شدن دیگری می انجامد. دیپلماسی ای قوی است که هم به قدرت میدان ضریب می دهد و هم آن را در میز مذاکره ترجمه می کند. میدان قوی است که پیش ران دیپلماسی می شود و پس ران فزون خواهی دشمنان. قوت هردوست که به تقویت اقتدار ملی و انقلابی می انجامد.
روشن است که هواخواهان ایران و اقتدار انقلاب، نه تنها در طرح دشمن به ایفای نقش نمی پردازند بلکه با وحدت حداکثری، حتی اگر به قیمت چشم بستن بر تعلقات خود باشد، جلوی دشمنان بنیان مرصوص می سازند. تفرقه افکنان را باید سربازان دشمن دانست چه آگاهانه باشد این رفتار وحدت شکن و چه غیر آگاهانه. در نتیجه فرقی نمی کند. نتیجه این رفتار میوه هایی است که کام دشمن را شیرین می کند. بدانیم انقلابی پرچم دار وحدت است. آنکه تیغ در اتحاد ملت می نهد بی واسطه یا با واسطه در اردوگاه صهیون تعریف می شود. مباد که حتی یک ایرانی به چنین سرنوشتی دچار شود.