دادوستد اقتصاد و امنیت برای تولید قدرت ملی

محمدرضا شهیدی| این یک فهم ابتدایی از قدرت است اگر آن را فقط محصول سلاح و توان نظامی بپنداریم. لایه دوم فهم کمال یافته می‌شود باور اینکه اسلحه به‌تنهایی، نماد قدرت نیست بلکه تنها «ابزار حفظ قدرت» است. قدرت واقعی و ماندگار، در کالبد یک «اقتصاد سامان‌یافته و استوار» جریان می‌یابد.
به عبارت نمادین، تفنگ زمانی می‌تواند قدرت‌آفرین باشد که خشاب آن را با توان تولید ملی، پر کرده باشند. خشابی که در قفسه مغازه‌ها جانمایی می‌شود اما فشنگ اسلحه دشمن‌شکن می‌گردد. چنان که در جنگ‌های تحمیلی دوم و سوم، تولید و تدبیر بازار، به رغم تحریم‌ها از قفسه مغازه‌ها هم سلاح ساخت برای ناکام‌کردن دشمن که ساعت شنی خود را برای فروپاشی ما تنظیم کرده بود اما به ضرر خودش دارد به آخر می رسد. این واقعیت عمیق را می‌توان در کلام مردی یافت که بیش از دوسوم عمر خویش را در «میدان» گذرانده است. مردی که اگر بخواهیم برایش شناسنامه‌ای تدوین کنیم، «جبهه» تنها محل صدور و حصول هویت او خواهد بود.
محمدباقر قالیباف، در جایگاه ریاست مجلس شورای اسلامی و با تکیه بر یک عمر تجربه در مدیریت بحران‌های امنیتی و سیاسی، با نگاهی همه‌شمول‌تر از همیشه گفت: «ما هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم، ولی اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی، رشد اقتصادی و تولید ملی نداشته باشیم، دوام نمی‌آوریم.» این گزاره را نباید صرفا خبری خواند بلکه خوانش آن در قامت یک «بیانیه استراتژیک» می‌تواند ما را به فهم درست و برنامه‌ریزی دقیق‌تر برساند. در اینجا، ما با یک «نسبت وجودی» روبه‌رو هستیم؛ جایی که امنیت و اقتصاد، نه دو موضوع مجزا، بلکه «دو بال پرواز یک موجود واحد» هستند. قالیباف با دقت، روی دیگر سکه را نیز خوانده است: «اقتصاد برای پرواز به پایه امنیت نیاز دارد و اگر امنیت برقرار نشود، سرمایه هم نخواهد آمد؛ لذا سرمایه‌گذاری حتما نیازمند امنیت است.» این یعنی امنیت، «زیرساخت اعتماد» برای ورود سرمایه و حرکت چرخ تولید است. بایستگی‌‌ای که اگر با شایستگی تولید و نگهداری نشود، سرمایه هم بر زمین نخواهد نشست. دقیق و درست گفته‌اند که سرمایه، هوشیار است و با حسگرهایی دقیق زمینه‌ها را رصد می‌کند و تصمیم می‌گیرد. آن هم نه فقط برای امروز که فرداها را هم دقیق‌سنجی می‌کند. اینجاست که دیگر گزاره دکتر قالیباف معنا پیدا می‌کند: «اگر امنیت را برقرار کنیم و تداوم آن را با اقتصاد پیش نبردیم، آن هم پایدار نخواهد بود.» این یعنی امنیت صرف، اگر با رشد اقتصادی و رفاه عمومی پشتیبانی نشود، به‌تدریج دچار فرسایش شده و در برابر فشارهای نبرد ترکیبی، فرو می‌ریزد. ما باید از مدل «امنیت صرف» به‌سمت مدل «امنیت مبتنی بر توانمندی» حرکت کنیم.
قدرت ملی، ترکیبی است از «بازدارندگی نظامی» که مرزها را پاس می‌دارد و «استواری اقتصادی» که سفره ملت و ثبات ساختار را تضمین می‌کند. اگر این دو بال، هم‌گام و هم‌جهت حرکت نکنند، پرواز ملت در آسمان استقلال، با سقوطی تلخ روبه‌رو خواهد شد. وظیفه‌ امروز ما، تبدیل «امنیت نظامی» به «امنیت تولیدی» است؛ تا بدانیم که قدرت واقعی، در قدرت تولید و در شکوه رشد اقتصادی ملت نهفته است. این قدرت است که به« اعتماد عمومی» هم فرصت تعمیق و توسعه می‌دهد. این هم همان صدی است که همه به دنبال آنیم چون نودهای زیادی را در خویش فعال می‌کند.

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->