رامین رامیننژاد - عملیات «توکل» بنا به اصرار بنیصدر(رئیسجمهور وقت) و درحالیکه قرارگاه اروند بههیچوجه آمادگی رزمی لازم را نداشت، اجرا شد. از نکات جالب توجه در عملیات «توکل»، بیتوازنی قوای نیروهای 2طرف بود، چنانکه نیروهای عراقی از نظر تعداد و تجهیزات بیشتر بودند. با وجود این، بهسبب «انتظارات عمومی درباره بازشدن راه زمینی آبادان»، «وضعیت جوی پیشبینیناپذیر»، «طولانیشدن زمان استقرار کارکنان در مواضع دفاعی» و «افزایش تعداد نفرات دشمن نسبت به روزهای قبل»، سرهنگ فروزان، فرمانده قرارگاه عملیاتی اروند، دستور عملیات را صادر کرد. چنانکه وی 5روز بعد در نامهای به ستاد مشترک ارتش چنین نوشت: «این فرماندهی با وجود اینکه اعدادوارقام موجود حاکی از برتری کامل نیروهای دشمن بر نیروهای خودی در منطقه است، باتوجهبه امر ریاستجمهور و انتظارات رهبر کبیر انقلاب و ملت مسلمان بهویژه مردم آبادان، برای بازشدن راه زمینی به آبادان و دلایلی دیگر، دستور حمله را در 20دی1359 صادر کرد».
بهاینترتیب، در 21دی1359 عملیات «توکل» با مشارکت تیپ2 قوچان به فرماندهی سرهنگ منوچهر کهتری، گروه رزمی246 تانک لشکر77 خراسان، گردان144 پیاده از تیپ2 لشکر21 حمزه، گردان301 امداد ژاندارمری و عناصری از سپاه پاسداران در منطقه فیاضیه برای پاکسازی جاده آبادان به ماهشهر اجرا شد. ابتدا آتش تهیه 20دقیقه باشدت بر روی مواضع دشمن اجرا شد و سپس تانکها و نفربرها در سمت چپ و راست جاده ماهشهرآبادان به حرکت درآمدند. نیروهای حملهکننده بدون دادن تلفات از میدانهای مین عبور کردند و به خاکریز اول دشمن رسیدند و خط شکسته شد. صدای «ا...اکبر» فرماندهان خطشکن حاکی از موفقیت آنها بود. از جمله صدای ستوانیکم رجبعلیزاده، فرمانده یکی از گروهانهای گردان110 پیاده لشکر77 خراسان، از طریق بیسیم شنیده میشد که میگفت حدود 70عراقی را به اسارت گرفته است. سرهنگ فروزان، فرمانده عملیات، با هیجان فراوان به افراد روحیه میداد و از آنها تشکر میکرد و میگفت که دشمن درحال فرار است. فرماندهان دیگر قسمتها نیز پیامهای نویدبخش میدادند و پیشرویها را گزارش میکردند. یکی از گروهانها به فرماندهی ستواندوم علیاکبر شهرکی، ساعت 5صبح به سنگر عراقیها حمله برد و توانست مرکز مخابرات و چند سنگر دشمن را تصرف و ضمن کشتن عدهای از آنان، 3سرباز عراقی را نیز اسیر کند، اما سایر گروهانها بهسبب شدت درگیری نتوانستند به موازات این گروهان پیشروی کنند. ستوان شهرکی پس از تصرف سنگرهای دشمن متوجه شد که تا دل دشمن پیش رفته و سایر گروهانها عقب ماندهاند. این وضعیت سبب شد که گروهان از 3طرف در محاصره دشمن قرار بگیرد. تکتیراندازان عراقی با تفنگ دوربیندار به پیشانی سربازان شلیک میکردند و توپخانه عراق نیز بهشدت منطقه را میکوبید. حدود نیمی از افراد این گروهان در این انفجارها به شهادت رسیدند و 3اسیر عراقی نیز کشته شدند. گلوله و مهمات نفرات رو به پایان گذاشت و فقط هر چند دقیقه، یک نارنجک پرتاب میکردند. ستوان شهرکی برای آنکه سلاحها سالم به غنیمت عراقیها درنیاید، به سربازان دستور داد سوزن اسلحه را خارج و زیر خاک مخفی کنند و اسلحه خالی خود را نیز در گودال آب بیندازند. عراقیها که متوجه کمبود مهمات نیروهای این گروهان شده بودند، ساعت 10صبح با سروصدای زیادی به سنگرها ریختند و نفرات خسته گروهان را که تا آخرین گلوله جنگیده بودند، به اسارت بردند. از کارکنان کادر این گروهان، فقط ستوان شهرکی زنده مانده بود و بقیه به شهادت رسیده بودند.
در عملیات «توکل» که تا ساعت 6صبح بهخوبی پیش رفته بود، با روشنشدن هوا کمکم ابتکار عمل به دست دشمن افتاد و با واردشدن تیپهای احتیاط عراق، جبهه دشمن تقویت شد. بیسیم رزمندگان یکی بعد از دیگری خاموش شد و نیروهای پیشرو یا اسیر شدند یا به شهادت رسیدند. سرهنگ فروزان، فرمانده قرارگاه اروند، برای اطلاع از وضعیت خط مقدم، با عناصر ستادی خود، سرهنگ نجفدری و سرگرد عامری، به خط اول دشمن که به تصرف نیروهای خودی درآمده بود، وارد شد. او متوجه شد که نیروهای عملکننده با مهارت از میدان مین دشمن عبور کردهاند، اما پس از رسیدن به خاکریز اول عراق، متحمل تلفات و ضایعات زیادی شدهاند. مجروحان زیادی در پشت خاکریز افتاده و منتظر بودند تا نوبت تخلیه آنها شود. تعدادی از نیروها هم درحال عقبنشینی از مواضع جلوتر بودند. دود غلیظی از تانکهای خودی به آسمان بلند بود که با روشنشدن هوا، هدف موشکهای عراقی قرار گرفته بودند. سرهنگ فروزان از دیدن این صحنهها خیلی عصبانی شد، گاهی فریاد میزد و گاهی آرام میشد و گاهی بیهدف به سمت دشمن میرفت و میگفت: «باید دمار از روزگار دشمن درمیآوردید!» نزدیک ظهر همان روز، دشمن پاتکهای سنگین خود را شروع کرد و موفقیتهای بهدستآمده کمکم از دست رفت و بهسبب مقاومت شدید نیروهای عراقی و اجرای آتش انبوه توپخانه بر روی مواضع نیروهای ایرانی، عملیات به اهداف پیشبینیشده نرسید و در روز دوم متوقف شد. در نتیجه این عملیات، تلفات و خسارات سنگینی به هر 2طرف درگیر وارد شد، صدها نفر از نیروهای عراقی کشته و زخمی شدند و 90دستگاه تانک، 60دستگاه نفربر، 5دستگاه خودرو و تعدادی زاغه مهمات دشمن به آتش کشیده شد.
در این عملیات همچنین 67نفر از نیروهای خودی به شهادت رسیدند و 295نفر مجروح شدند و 152نفر نیز به اسارت دشمن درآمدند. تعدادی از کارکنان تیپ2 قوچان از جمله سرهنگ دوم سیدکاظم نسطورفر، فرمانده گردان، و ستواندوم محمدعلی جعفری، فرمانده گروهان، نیز به شهادت رسیدند. 3روز پس از پایان عملیات «توکل»، 3نفر از سربازان گردان129 پیاده با حالی پریشان خود را به ستاد تیپ2 قوچان در حومه آبادان رساندند و معلوم شد که آنها در شب عملیات پس از جنگ تنبهتن، برای رهایی از اسارت در زیر ستونهای لولههای نفت مخفی شده و در تاریکی شب بهسوی خاکریز خودی بازگشتهاند.