تابستان بهترین زمان برای پرداختن به بسیاری از علاقهمندیهای هر دانشآموزی است که در طول سال تحصیلی درستوحسابی نتوانسته است به آنها توجه کند و برای هنرمندان کودک و نوجوان این فرصت، ارزشی دوچندان دارد. ...
کد محتوا: ۱۵۹۴۳۵
تاریخ: ۲۷ مرداد ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰
تابستان بهترین زمان برای پرداختن به بسیاری از علاقهمندیهای هر دانشآموزی است که در طول سال تحصیلی درستوحسابی نتوانسته است به آنها توجه کند و برای هنرمندان کودک و نوجوان این فرصت، ارزشی دوچندان دارد. آیا تا به حال فکر کردهاید که نقاش به دنبال چیست که ساعتها قلممو و پالت به دست، پشت بوم نقاشیاش میایستد و خسته نمیشود؟ بهراستی چه تفاوتی در نگاه یک هنرمند با انسانی معمولی وجود دارد که او میتواند دست به خلاقیتهایی اثرگذار بزند و آن یکی ناتوان و دست خالی است؟ به سراغ محیا کهربایی، نوجوان 14ساله مشهدی میرویم که علاوه بر موفقیتش در رشته نقاشی از اوقات فراغت خود برای بافتن دستنبدهای کاموایی در تولید صنایع دستی خانگی، نیز به بهترین شکل استفاده میکند.
چند سال است که در رشته نقاشی فعالیت میکنی و چه موفقیتهایی در این زمینه به دست آوردهای؟
هشت سال است نقاشی می کشم و در زمینه نقاشی آبرنگ چند سال در مسابقات نقاشی کانون و همچنین مسابقات نقاشی شهر مشهد جزو برگزیدهها بودم. در مسابقات نقاشی که دوسال پیش بین 40کشور آسیایی برگزار شد، نیز مدال نقره آوردم.
چه سبکهایی میتوانی نقاشی کنی، کدام از بقیه متفاوتتر و دشوارتر است؟
پاستل، آبرنگ، دستمال کاغذی، چسب و رنگ روغن. تکنیکهای زیادی هست که با ابزارهای مختلف میتوانم در نقاشی از آن استفاده کنم. رنگ روغن از همه سختتر است.
دنیای نقاشی چطور دنیایی است؟
دنیایی پر از حس و کشف است؛ نقاشی کار خیلی زندهای است. وقتی آدم نقاشی میکند، احساسش جان میگیرد. وقتی از خطوط بیزبان، شکلهایی به وجود میآید که میتواند پیام و حرفی برای دیگران داشته باشد، با آرامشی وصفنشدنی همه خستگی را از آدم میگیرد.
آیا در اوقات فراغت همیشه نقاشی میکنی؟
نه، معمولا کتاب میخوانم یا دستبند میبافم.
میشود درباره اینکه چطور کار بافتن دستبند کاموایی را شروع کردی، صحبت کنی؟
بله؛ با دوستم فاطمه طلایی چیزی بافتیم که به نظرمان قشنگ بود. بعد من در اینترنت جستجو کردم، دیدم طرحهای پیشرفتهایتری هم وجود دارد. بعد طرح خودمان و آن روش را ترکیب کردیم و هر دو شروع به بافتن دستبندهای کاموایی کردیم. معمولا از رنگهای مکمل مثل نارنجی و آبی یا زرد و سورمهای استفاده میکنم.
آیا آنها را به فروش هم میرسانی؟ نقاشی چقدر در این هنر به تو کمک کرده است؟
اوایل این دستبندها را هدیه میدادم اما حالا از من میخرند. نقاشی هم در انتخاب رنگها برای گرههای بافت به من کمک کرده است.
اولین چیزی که در کشف خلاقیتت نقش داشته، چه چیز بوده است؟
کتاب؛ کتابهایی که در کانون پرورشی مرکز4 خواندم.
آیا هنگام نقاشی کردن، همیشه وسایل خانه از رنگ شدن در امان بوده است؟ چطور؟
{میخندد....} نه اصلا؛ خرابکاری زیاد بوده است. موکت و روتختی اتاقم از آثار هنری من در امان نبود و لکههای رنگ در اتاقم به چشم میخورند. راستش مادرم دیگر حریفم نمیشود. چون هرجا مینشینم، شروع میکنم به نقاشی کردن. چند تا از مانتوهایم را هم اینطوری خراب کردهام و حالا دیگر در کلاس، لباس کار میپوشم و نقاشی میکنم.
جدیدترین فکری که برای عملی شدن به ذهنت رسیده است، چیست؟
این است که کاغذ دیواری اتاقم را بکنم و دیوارهای اتاقم را خودم رنگ کنم و بعد طرح بزنم.
چه صحبت نگفتهای داری؟
تشکر از پدر و مادر عزیزم و مربی نقاشیام سرکار خانم حضیره که واقعا یک مربی نمونهاند؛ هم از نظر اخلاق و هم از نظر تدریس.
از مسئولان فرهنگی شهرت چه انتظاری داری؟
برای خودم چیزی نمیخواهم اما میخواهم برای بچههایی که توان رفتن به کلاس نقاشی را از نظر مالی ندارند و استعداد و علاقه دارند، فکری بکنند و برایشان کلاس و استاد بگذارند تا آنها پرورش پیدا کنند و استعدادشان به هدر نرود.
چه صحبتی برای همسنوسالهای خودت داری؟
میخواهم از فرصت و جوانیشان استفاده و استعدادهایشان را کشف کنند.
جیران