امیدواری، چگونه تار هدف را به پود عمل گره می‌زند؟ در سـتایـش امیـد

«انسان به امید زنده است.» این تنها یک ضرب‌المثل برای توصیف اهمیت امید نیست، بلکه معنایی عمیق از زیست انسانی است که در آن، آینده و چشم‌انداز رشد آدمی معنا و مفهوم پیدا می‌کند و بسته به شخصیت و اهداف هر ...
«انسان به امید زنده است.» این تنها یک ضرب‌المثل برای توصیف اهمیت امید نیست، بلکه معنایی عمیق از زیست انسانی است که در آن، آینده و چشم‌انداز رشد آدمی معنا و مفهوم پیدا می‌کند و بسته به شخصیت و اهداف هر فرد، امید نیز سمت‌و‌سویی متفاوت به‌خود گرفته و برای آنکه به‌دنبال رشد مادی است، معنایی می‌یابد و برای دیگری که ارتقای شغلی یا تحصیلی را هدف قرار داده، معنا و درکی دیگر.
با وجود این برای درک مقوله امید، باید میان برخی واژگان مترادف با امید تفاوت گذاشت؛ چراکه بدون درک این تفاوت‌ها نمی‌توان تبدیل به انسانی امیدوار شد، انسانی که مفهوم زندگی را درک کرده است.
یکی از این مفاهیم مترادف انگاشته‌شده، «خوش‌بینی» است که هرچند خود فضیلتی است برای افزایش قدرت تحمل برخی مصایب، اما الزاما همان امیدواری نیست؛ چه آنکه امید، پای بر زمین داشته و در نسبت با واقعیت تعریف می‌شود، اما خوش‌بینی و نوع اغراق‌شده آن «خوش‌خیالی»، تنها یک ذهنیت و یک نوع نگاه به رخدادهای پیرامونی است و بیشتر برآمده از تردید و گمان است تا واقعیتی ملموس و محسوس.
خوش‌بینی ریشه در احساس دارد و نه شناخت؛ اما امید، اگر پدید آید، برآمده از تلاش و تجارب و توانمندی‌های فرد برای رسیدن به هدف است؛ درست مانند دانش‌آموزی که برای کسب علم تلاش کرده، زمان زیادی را صرف مطالعه کرده و اکنون «امیدوار» به قبولی در آزمون ورود به دانشگاه است، اما دانش‌آموز خوش‌بین ممکن است بدون برخورداری از شرایط اولیه موفقیت، که همان تلاش و کوشش تحصیلی است، فقط در آرزوهای خود به قبولی و موفقیت نظر داشته باشد؛ آرزوهایی که زمینه تبدیل شدن به یک واقعیت را ندارد.
به این ترتیب، امید را نمی‌توان یک خوش‌خیالی محض ناشی از ذهنیت مثبت یک فرد یا جامعه درباره یک پدیده ارزیابی کرد، بلکه امید، آن‌هم وقتی سویه‌های اجتماعی پیدا می‌کند، آنگاه پدید می‌آید که یک اجتماع انسانی، ابتدا روی هدفی جمعی برای رشد خود اجماع کرده، سپس گام‌های عملی برای دستیابی به این هدف برمی‌دارد و بدیهی است که تنها با برخورداری از دو مؤلفه «هدف» و «تلاش» است که می‌توان به «امید»، به‌عنوان ارتباط‌دهنده چشم‌انداز ترسیم شده و کوشش به‌عمل درآمده دست یافت.
جامعه بی‌هدف که هنوز نتوانسته روی چشم‌اندازی که می‌خواهد به آن برسد، اجماع کند و در درون خود کشاکش‌هایی برای چیستی جامعه آرمانی وجود دارد، نمی‌تواند امیدوار باشد و تلاشی امیدوارانه خلق کند، درست بسان جامعه‌ای که حتی با وجود یک هدف دست‌یافتنی، بدون «عمل» و کنش اجتماعی معطوف به هدف مفروض، امکان امیدواربودن ندارد، اگرچه ممکن است خوش‌بینانه در انتظار رخدادهای پیش‌بینی نشده و فراسوی عقل ابزاری باشد.
به گمان صاحب‌نظران، امید اجتماعی فارغ از آنکه در هر جامعه‌ای کدام عوامل می‌تواند به تقویت آن یاری رساند، عامل مهمی در رشد و توسعه کشور به‌شمار بیاید و وجدان‌کاری، هم‌گرایی و انگیزه بالا برای کار (هم کار به معنای ابزار تامین معاش و هم کار به معنای مشارکت داوطلبانه یا خلق ایده‌های جدید فکری یا هنری) را به‌دنبال داشته باشد. روابط سالم میان شهروندان، اعتماد مردم به نخبگان فکری و اجرایی، رضایت عمومی از مسیر حرکت کشور و مهم‌تر از همه این‌ها، هدفی واحد و مورد وفاق عموم مردم و نیز تلاش عمومی برای برداشتن گام‌های مؤثر عملی در راه این هدف، همه و همه می‌تواند امید اجتماعی را افزایش دهد، چنان‌که تبلیغات مثبت رسانه‌ها نیز می‌تواند عاملی تقویت‌کننده در این راه باشد که البته نیازمند درک دقیق تفاوت‌های امیدواری و خوش‌بینی (یا همزاد آن، بدبینی و سیاه‌نمایی) از سوی روزنامه‌نگاران است.
دست یافتن به جامعه امیدوار، همچنین به چارچوبی منطقی برای تفکر، صبر عقلایی برای تغییر تدریجی محیط به سوی هدف، پرهیز از تصمیم‌های هیجانی و معطوف به احساس و نه هدف، عزمی جدی برای عملی کردن آرزوهای واقعی و نه رویایی و توهم‌آلود و همفکری آزادانه و مداوم برای مرور هدف مورد اجماع نیاز دارد که بستر لازم برای آن، وجود رسانه‌هایی فراگیر، آزاد و مورداعتماد عمومی است که البته درکی از ضرورت تقویت امید اجتماعی و نه تخریب جامعه امیدوار داشته باشند.
به هر ترتیب، جامعه امیدوار، سرمایه‌ای است ارزشمند که می‌تواند رشد خود را تضمین کند. نمونه‌های تاریخی متعددی درباره تأثیرات عمیق اجتماعی این نوع امیدواری وجود دارد و هنوز کم نیستند کسانی که در حیرتند که چگونه از دل خاکستر آلمان جنگ‌زده در فردای پایان جنگ جهانی دوم، کشوری برخاست که اکنون از مدعیان قدرت برتر سیاسی و اقتصادی در سطح جهان است یا ژاپن قرن بیستم از کجا به کجا رسید.
ما نیز در تاریخ خود بارها و بارها شاهد پیروزی‌هایی ارزشمند، ناشی از اوج گرفتن امید اجتماعی و تلاش برای «تغییر» بوده‌ایم. پیروزی انقلاب اسلامی و شکست دشمن در جنگ تحمیلی هشت‌ساله، نمونه‌های متأخری هستند که تأثیر امید فراگیر در خلق یک حماسه را به‌نمایش گذاشته و نشان می‌دهد تاریخ را اراده امیدوارانه یک ملت می‌سازد و نه توهمات انفعالی آنان که مروج خرافه و سکونند و دشمن امید.
به نظر برخی، امید خود هنگامی تقویت می‌شود که جامعه از شکست یا ناموفق بودن به‌تنگ آمده و درصدد جبران برمی‌آید. شاید همین است که برخی شکست را مقدمه پیروزی نام نهاده‌اند. تعریف هدفی منطقی و واقعی و تلاش برای تحقق آن از فردای تجربه شکست، با تکیه بر جلوگیری از تکرار این تجربه تلخ، راهی است برای خلق امیدواری. امیدی که باید صبورانه در نگه‌داشتنش کوشش کرد و مانع از آن شد که غبار بی‌مسئولیتی، سکون و بدگمانی، آن را مخدوش کند؛ چراکه فرزند ناامیدی، بازگشت به عقب است؛ آن هم در جهانی که با شتاب به سوی پیشرفت حرکت می‌کند.
مصطفی انتظاری هروی
پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->