از کربلای 4 تا جشنواره ابوذر

غلامرضا بنی اسدی - روزنامه نگار

می‌خواهم از ابوذر بنویسم، جشنواره ابوذر که آرزو‌هایم برایش، جان یافتن ابوذر است در قلم رسانه‌نگارانی که به تعهد برای ملک و ملت می‌نویسند. قلم‌هایی که قد می‌کشند تا قامت رشید کند ایران و ایرانی، تا سایه‌گستر شود درخت توسعه و رنگ بگیرد سفره پیشرفت. قلم‌هایی که باور دارند بهترین‌ها را باید برای مردم خواست که ایرانیان شایسته بهترین‌ها هستند. می‌خواهم تقدیر کنم از قلم‌هایی که حق قلم را با حق‌گویی و پیش از آن، حق‌جویی ادا می‌کنند. کسانی که شمع می‌شوند و می‌سوزند تا فرصت ساختن میهن فراهم شود. می‌خواهم از رسانه‌نگاران بنویسم که همه عمر خویش را «وقفِ عامِ خدمت» و نوشتن از مسائل دیگران می‌کنند. چشم می‌بندند بر مشکلات خویش و چشم می‌شوند برای یافتن راه‌های برون‌رفت برای مردم. باید هم نوشت و بعد از این هم خواهم نوشت، اما قطعا ابوذرهای رسانه‌ای امروز هم چون به روزهای سوم و چهارم و پنجم دی‌ماه می‌رسند، دلشان یاد کربلا می‌کند و کلماتشان، همه کلماتشان تجدید وضو می‌کنند برای نوشتن از کربلای4. از عملیاتی که در 3دی 1365 شروع شد، ولی هنوز به پایان نرسیده است و در فصل‌های گوناگون شاهد مراحل مختلف آن بودیم. یک مرحله مهمش بازگشت 175شهید غواص بود که با دست بسته از زیر خروارها خاک به بیداری و هوشیاری دوباره ما مبعوث شدند. آمدند و باز بسیارمان را سر خط آوردند. آمدند و هنر را تعالی بخشیدند و قلم‌ها را پرداختند
و چشم‌ها را شستند و دل‌ها را غبارروبی کردند و لب‌ها را به خوانش حقیقت‌ها کمال بخشیدند. وقتی این روزها فرامی‌رسد، نمی‌توانم قلم بر کاغذ ببرم و به این حقیقت نپردازم که کربلای4 را نه با جنگ‌های کلاسیک و متعارف جهان که فقط باید با عاشورا سنجید. عاشورایی که سرها به نیزه شد و تن‌ها زیر سم اسبان رفت و در کربلای4 هم کم نبودند سرهایی که اگر به نیزه نشدند، از تن جدا شدند و تن‌هایی
که تنها و غریب یا زیر شنی تانک‌ها رفتند یا زیر خروارها خاک. به باور من باید قلم‌های ابوذر را بسیج کرد برای گفتن از این حماسه و آن مظلومیت‌ها. برای تبیین این حقیقت که برخلاف محاسبات دنیایی، در کتابِ باورِ ما، 2صفحه وجود دارد؛ پیروزی و شهادت که هرکدام را احدی‌الحسنین می‌خوانیم. هر2 نیز رستگاری و سعادت است. بی‌آنکه آسیب‌های پیامد پیروزی و شکستِ مرسوم جنگ‌ها، آن را تهدید کند. البته نگاه و باور ما هم با تهدیدهایی مواجه است که جنسش فرق می‌کند. ما غرور را، غفلت را، غبارگرفتگی را، و مواردی از این دست که می‌تواند اخلاص را به چالش بکشد، در شمار آسیب‌های حماسه ماندگار خود می‌دانیم و باور داریم باید برایش مدام برنامه داشته باشیم و «ابوذرقلم‌ها» را باید در این حوزه مثل نفس لوامه جامعه فعال نگهداریم تا یادمان بماند که شهدا چگونه از منطقه کربلای4 به نینوا راه باز کردند و چگونه باید راه ببندیم بر آنانی که می‌خواهند با رفتارهای غلط، راه شهدا را ببندند. نباید بگذاریم دست‌های آلوده و دل‌های آلوده و اصحاب خلاف و اختلاس و ویژه‌خواری و جماعت خودحق‌مطلق‌پندار و میراث‌خوار ارزش‌ها و... میدان‌دار شوند که این می‌تواند مصداق «صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ‌ا...» باشد. حواس ابوذرقلم‌ها باید به «ابوزرها» و «ابوسیم‌ها» باشد که دهان ابوذرها را نبندند. بستن دهان این‌ها، نفس جامعه را به شماره می‌اندازد. جامعه‌ای هم که نفسش سرراست نباشد، نمی‌تواند به تعالی و پیشرفتی که حق آن است برسد، پس قلم‌ها باید به غیرت شهدای کربلای4 مستظهر باشند و میان‌داری کنند تا فضیلت‌های اصلی انقلاب حفظ شود.

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->