ادبیات کودک و نوجوان - صفحه 17

ادبیات کودک و نوجوان
| شهرآرانیوز
داستان تصویری کودک | شعرهای تر و تازه
مریم و امیر هر وقت پیش پدربزرگشان می‌رفتند او را در حال کتاب خواندن می‌دیدند. یک روز که آنجا بودند، پدربزرگ داشت کتاب می‌خواند و با خودش زیر لب شعری زمزمه می‌کرد.
کد خبر: ۲۴۹۸۰۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۸

معرفی کتاب کودک | من و یک گلدان خالی
کتاب «من و یک گلدان خالی» نوشته‌ی مرجان فولادوند داستان دختر کوچکی را روایت می‌کند که مادربزرگش داخل قوطی قرص برایش تخم گل فرستاده است تا آن‌ها را بکارد.
کد خبر: ۲۴۵۸۱۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۶

سرگرمی و بازی | بازی‌های دیروز، بازی‌های امروز
تا حالا شده از پدر و مادر یا پدر‌بزرگ و مادربزرگ‌ بپرسید وقتی بچه بودند چه بازی‌هایی می‌کردند؟
کد خبر: ۲۴۶۲۸۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۵

داستان کودک | تازه‌واردهای دوقلو
همیشه بزرگ‌ترها مواظب کوچک‌ترها هستند. در کارها کمک و اگر سؤالی داشتند راهنمایی‌شان می‌کنند. سینا هم برادر بزرگ‌تر بود.
کد خبر: ۲۴۶۲۶۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۴

شعر کودک | حال خوب
همه ما برای حفظ سلامتی نیاز به ورزش مرتب و روزانه داریم. «مرجان زارع» شعری در این‌باره سروده است که در ادامه می‌خوانیم.
کد خبر: ۲۴۹۸۱۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۴

عیادت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از محمود حکیمی در بیمارستان
سیدعباس صالحی در پی بستری‌شدن محمود حکیمی با حضور در بیمارستان از این پژوهشگر و نویسنده پیشکسوت ادبیات دینی و کودک و نوجوان عیادت کرد.
کد خبر: ۲۵۰۴۸۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۲

داستان نوجوان | یک روز با ابوعلی‌سینا
همه‌ی بچه‌های کلاس منتظر معلم بودیم که بیاید و جلسه‌ی دیگری از کلاس «نوشتن خلاق» را شروع کنیم. ناگهان مردی با روپوش پزشکی به تن و دستاری سفید بر سر وارد شد.
کد خبر: ۲۴۵۲۲۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۰

یادداشت کودک | حرف درست نکن
همه‌ی ما می‌دانیم که دروغ گفتن بد و دامن زدن به حرف‌های نادرست و غیرواقعی که به آن‌ها «شایعه» می‌گویند کار خطرناکی است.
کد خبر: ۲۴۹۸۲۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۱۹

معرفی کتاب نوجوان | قلب کوچک سپهر
داستان کتاب درباره‌ی زندگی پسری به نام «سپهر» است که از لحظه‌ی تولد دچار بیماری قلبی خطرناکی است و مادر او از ابتدای تولد فرزندش، مشکلات سپهر را روایت می‌کند.
کد خبر: ۲۴۰۵۶۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۱۸

شعر کودک | یک جمله
بعضی پرنده‌ها می‌توانند کلمات را یاد بگیرند و تکرار کنند، مانند طوطی‌ها که حیوانات بسیار بامزه‌ و دوست‌داشتنی هستند. «مرجان زارع» شعری درباره آن‌ها سروده است که در ادامه‌ می‌خوانیم.
کد خبر: ۲۴۵۲۱۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۱۷

داستان کودک | یک کمک کوچولو
وقتی یکی کمکت می‌کند، دلت می‌خواهد مهربانی‌اش را جبران کنی. دلت می‌خواهد تو هم یک جوری به او کمک کنی. ماشین‌های تعمیرگاه هم در همین فکر بودند.
کد خبر: ۲۴۵۲۲۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۱۷

یادداشت کودک | عزاداری‌هایتان قبول
دعا برای دیگران را فراموش نکنید. خداوند دعا کردن برای دیگران را خیلی دوست دارد.
کد خبر: ۲۴۵۳۴۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۰۸

داستان نوجوان | مهمانان شهر امام رضا(ع)
هر سال شهادت امام رضا(ع) که می‌شد، مادر‌بزرگ نذری می‌داد. یک آش خوش‌مزه می‌پخت و همه‌ی همسایه‌ها را دعوت می‌کرد.
کد خبر: ۲۴۵۳۵۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۰۸

شعر کودک | یا حسین(ع)
امام حسین(ع) امام آزادگی و مهربانی‌ است. «مرجان زارع» شعری درباره ایشان سروده است که در ادامه می‌خوانیم.
کد خبر: ۲۴۵۲۹۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۰۶

معرفی کتاب | گوش‌سفید، دم‌سیاه و دیگران
کتاب «گوش‌سفید، دم‌سیاه و دیگران» به نویسندگی وحید پورافتخاری روایتگر ماجرای چوپانی به نام مظفر است که گله‌ی خان‌قلی را به صحرا می‌برد اما هر روز یکی از گوسفندان بزرگ ده را گم می‌کند.
کد خبر: ۲۴۵۳۱۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۰۶

داستان کودک | من اینجا تنها نیستم
نهال کوچک دلش پر از ترس و غصه شد و شروع کرد به فریاد زدن: «کسی صدایم را می‌شنود؟ کسی هست کمکم کند؟» هنوز از سبز شدنش خیلی نگذشته بود که بیابان تاریک شد.
کد خبر: ۲۳۷۶۶۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۳۱

یادداشت کودک | شهر ما خانه ماست
در این روز و شب‌ها‌یی که شهر ما میزبان جمعیت زیادی از زائران و دسته‌های عزاداری از هر جای ایران است‌، ایستگاه‌‌های پذیرایی ‌و نذری، جلوه‌ای با‌شکوه و زیبا به شهر داده است؟
کد خبر: ۲۴۵۳۰۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۳۰

معرفی کتاب نوجوان | گرداب سکندر
 این داستان آموزنده و جذاب، روایت زندگی خانواده‌ای است که در نزدیکی تنگه‌ی هرمز زندگی می‌کنند. آن‌ها بسیار فقیرند و ماهیگیری پدر کفاف مخارج زندگی‌شان را نمی‌دهد.
کد خبر: ۲۴۵۲۱۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۲۹

شعر کودک | قهرمانان شجاع
مرزبان‌ها انسان‌های بسیار شجاعی هستند. «لیلاخیامی» شعری درباره آن‌ها سروده است که در ادامه می‌خوانیم.
کد خبر: ۲۴۵۳۸۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۲۸

داستان کودک | بابای مهربان
همیشه وقتی خیلی خسته‌ای، دلت می‌خواهد یک گوشه بنشینی و حسابی استراحت کنی. بابا هم حسابی خسته بود. دلش می‌خواست کمی استراحت کند.
کد خبر: ۲۴۵۸۰۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۲۸

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->