مهدی، جوان قبراق و سر حالی بود که مثل خیلی از جوا نهایی که موقع کُری خواندنشان بود و جگر داشتند، راهی سوریه شده بودند. عجیب بچههایی بودند؛ دل گنده، نترس و امام حسینی. حسرت خوردن به حال مهدی، از آنجا برایم شروع شد.
کد خبر: ۳۸۸۹۷۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۱۱/۰۸