مطالعه علمی شهروندی و فرهنگ آن از قرن ۹۱ همگام با تفکرات جوامع مدنی و دولتهای ملی شکل گرفته است. واژه شهروندی معادل (Citizen) در زبان انگلیسی بیان شده و در زبان فارسی پسوند «وند» در اصطلاح شهروند، بیانگر نوعی مالکیت برای اهالی و ساکنان یک شهر به عنوان صاحب و مالک آن است. در حوزه فرهنگ شهروندی بایدبه یکسری از متغیرهایی اشاره کنیم که جزو کلید واژههای اساسی فرهنگ شهروندی است؛ این مفاهیم کلیدی همان «مسئولیتپذیری شهری، قانونمند بودن شهروندان، هنجارپذیری از الگوهای شهرنشینی» است، این مفاهیم به شکلگیری هویت فرهنگ شهروندی منجر شده است.
شهروند:واژه شهروند مرکب از دو کلمه «شهر» به معنای جامعه انسانی و «وند» به معنای عضو و وابسته است. شهروندی معمولا به صورت عضویت در یک قلمرو سرزمینی و یک اجتماع سیاسی تعریف میشود. به طور کلی شهروندی با اجرای کامل حقوق سیاسی، حق رأی و به دست آوردن یک منصب عمومی سرو کار دارد. پس شهروندی یک شأن است؛ شأنی که به واسطه عضویت در یک دولت، ملت و یک قلمرو سرزمینی مشخص به فرد داده میشود و فرد یا این شأن به او اعطا شده یا آن را به دست آورده است.
فرهنگ شهروندی:مجموعهای از ارزشها، نگرشها و قوانین مشترک بنیادی است که در بردارنده احساس تعلق، تعهد و احترام است. فرهنگ شهروندی که بهتر است به آن فعالیت «فعال بودن» و تعهد شهروندی گفته شود، یک مفهومی است که نه تنها اشاره به یادگیری زندگی جمعی دارد بلکه شامل کسب ارزشها، نگرشها، مهارتها و وفاداری به تعهدات شهروندی است که گاه با نام شهروند دموکراتیک نیز شناخته شده است. فرهنگ شهروندی، هنجارهای جامعه را رقم میزند و پایههای ارتباط میان شهروندان را شکل میدهد، شهری که از فرهنگ غنی شهروندان لبریز است، امنیت و آرامش در آن هویداست و مشارکت شهروندان در هر فعالیت به چشم میخورد؛ مشارکتی سازنده که هزینههای اداره شهر را کاهش میدهد و لبخند را جایگزین دغدغهها و نا آرامیها میکند. فرهنگ شهروندی هویتی تحصیل شده در یک روز، یک ماه و یک سال نیست، بلکه در یک دوره زمانی و در تعاملات اجتماعی ساکنان شهر ایجاد میشود؛ فرهنگ شهروندی تعاملی میان شهروندان، آداب و رسوم موجود در میان ساکنان، تبلیغات و اطلاعرسانی فرهنگی، زیرساختهای فرهنگی و بازخوردی است که ساکنان شهر با آن مواجه خواهند شد. مخلص کلام اینکه در حوزه فرهنگ شهروندی دارای یکسری از پارامترها و متغیرهایی است که جزو کلید واژههای اساسی فرهنگ شهروندی است. این مفاهیم کلیدی همان «مسئولیتپذیری شهری، قانونمند بودن شهروندان، هنجارپذیری از الگوهای شهرنشینی» است، در یک جامعه شهری تا این مفاهیم که از بطن یک فرهنگ شهری نشئت گرفته نهادینه نشود و هریک از شهروندان با حقوق و وظایف خود آشنا نگردند، فرهنگ شهروندی شکل نمیگیرد. این واژگان کلیدی را میتوان از همان آغاز کودکی درونی کرد؛ هر شهری با هزینههای بسیاری برای اجرا شدن حقوق و وظایف شهری روبهرو میشود، بر این اساس هر چقدر که هزینهها دائم افزایش یابد و به موقعیتهای درست دست نیابد، ناچار هستیم در شهر کنترل اجتماعی را افزایش دهیم که با یکسری از پیامدهای فرهنگی و اجتماعی روبهرو میشویم. در واقع این نگاه ضمن اشاره به حقوق شهروندی مدون و قانونی در نگاه کلیتر به رفتارهای اجتماعی و اخلاقی میپردازد که اجتماع از شهروندان خود انتظار دارد. دریافت این مفاهیم شهروندی نیازمند فضایی مناسب برای گفتگو و مشارکت مردم با نقطه نظرات متفاوت و نظارت عمومی است.