ایمان فروزان نیا - گوشی را برمی دارم و توئیتر را باز می کنم. دوباره رنگ زرد جای رنگ آبی توئیتر را گرفته است. توئیتر پر از مهدی هاشمی است و دیگر هیچ! همه دارند درباره ازدواج دوم مهدیهاشمی توئیت می نویسند و اظهارنظر می کنند. روز گذشته مهدی هاشمی، بازیگر هفتادودوساله سینما و تلویزیون، گلاب آدینه، همسر اولش و مهنوش صادقی، همسر دوم سی وهشت ساله اش که اتفاقا او هم بازیگر است، داغ ترین سوژه فضای مجازی بودند.
تایید، تکذیب و دوباره تایید
همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد و از ویدئوی مهنوش صادقی شروع شد؛ ویدئویی که در آن می گوید چند سالی است با مهدی هاشمی ازدواج کرده است ولی بنا به صلاحدید خودش این موضوع را مطرح نمی کرده و حالا تصمیم گرفته است آن را بیان کند. خیلی زود کاربران اینستاگرام، سراغ گلاب آدینه رفتند و درباره این موضوع از او پرسیدند و آدینه برایشان نوشت که: «به این خبر بخندید و توجه نکنید». اما این تکذیب، زیاد دوام نیاورد و مهدی هاشمی در ویدئویی بیان کرد که مهنوش صادقی همسر رسمی اوست و کسانی که تکذیب کرده اند، از ماجرای ازدواج او خبر نداشته اند.
زندگی های پهن در فضای مجازی
مهدی هاشمی همیشه بازیگر کم حاشیه و حرفه ای بوده است و در گیرودار این خبر در بخشی از ویدئویی که منتشر کرده است، از مردم می خواهد به جای پرداختن به زندگی شخصی اش و موضوعات زرد، از فضای مجازی برای مطالبه مسائل مهم تری استفاده کنند؛ حرفی که می تواند هم غلط باشد و هم درست؛ چون خود هاشمی و همسر دومش بوده اند که زندگی شخصی شان را وسط دایره فضای مجازی ریخته اند. عکس همسر دوم هاشمی نه به صورت مخفیانه از یک مهمانی به بیرون درز کرده و نه یک پاپاراتزی در خیابان آن را گرفته است، هاشمی و صادقی خودشان پای مردم را زودتر از هرکس دیگر و حتی همسر اولش به ماجرا باز کرده اند. در چنین شرایطی، گلایه از اینکه چرا فضای مجازی پر شده است از خبر ازدواج آن ها، کاملا عجیب به نظر می رسد. اتفاقا باید پرسید که براساس چه عقل و منطقی فضای مجازی، محل مناسبی برای باز کردن سفره دل و پرده برداری از رازهای زندگی شخصی می شود؟ آیا اینکه بهنوش صادقی می گوید کاربران مدام از او سوال می کردند و او تصمیم به شفاف سازی گرفته است، حرف درستی است؟ چرا گلاب آدینه قبل از تماس با همسرش، فضای مجازی را برای پاسخ گویی و تکذیب انتخاب می کند و چرا مهدی هاشمی به جای رفتن به خانه و آرام کردن خانواده اش، می خواهد کاربران فضای مجازی را توجیه و آرام کند؟
تا کجا می خواهیم سرک بکشیم؟
اما همان طور که گفتم، حرف مهدی هاشمی هم غلط است و هم درست. درست بودن آن وقتی معلوم می شود که کامنت های کاربران در اینستاگرام و توئیتر را بخوانید. ماجرا فقط پخش خبر داغ ازدواج دوم یک سلبریتی نیست که اگر این بود، کسی نمی توانست به مردم بابت واکنش نشان دادن به یک خبر داغ -که چند بازیگر خودشان آن را پخش کرده اند- ایراد بگیرد. مشکل اینجاست که کاربران چنان در زندگی خصوصی سلبریتی ها ورود کرده اند که به خودشان حق می دهند درباره مهدی هاشمی و همسرانش قضاوت کنند. آن یکی از این نوشته است که صدای گرم گلاب آدینه در خانه به هزارتا مهنوش صادقی می ارزد. این یکی مهدی هاشمی را قدرنشناس خوانده است. دیگری تقصیر را گردن همسر دوم انداخته و او را دزد زندگی خطاب کرده و یکی هم علیه همسر اول نوشته است که اگر چیزی کم نداشت و حواسش به شوهرش بود، گرفتار هوو نمی شد! این ها درحالی است که ماجرای مهدی هاشمی صددرصد یک اتفاق خانوادگی و خصوصی است؛ او نه مثل رامبد جوان در رسانه ملی درباره وطن دوستی شعار داده و بعدش عکس آن عمل کرده و نه مثل امیر جعفری از آقازاده ها حمایت کرده و قشر فرودست را بابت تلاش نکردن پدرانشان، تحقیر کرده است. مهدی هاشمی در زندگی شخصی اش، تصمیمی گرفته است که حالا همه از آن باخبر شده اند ولی این باخبری، توجیهی برای قضاوت و تحلیل و اظهارنظر درباره کم وکیف ماجرا نیست. بگذارید یک کلام بگویم و مطلب را پایان بدهم؛ زن دوم گرفتن مهدی هاشمی به من و شما هیچ ربطی ندارد، خواهش می کنم این را بفهمیم، تمام!