خبر فوری
درباره محمدجواد غفورزاده (شفق)، شاعر مشهدی که ارادتش به اهل بیت زبانزد است
استاد شفق به همه نگاهی پدرانه دارد؛ چه وقتی در انجمن‌های شعر حضور دارد و چه وقتی به برنامه‌های مذهبی و هیئت‌ها می‌آید. وقتی در هیئتی نام شفق برده می‌شود، جلسه به وجد می‌آید و همه منتظر می‌شوند، شعری بشنوند که جانشان تازه شود.

علیرضا حیدری | شهرآرانیوز - نزدیک به زادروز حضرت امام صادق  (ع) بود و من هم دربه در دنبال یک شعر در مدح این امام بزرگوار. باتوجه به اینکه برای زادروز بزرگان دین شعر کم سروده شده است و حتی برای برخی از امامان عزیز بیشتر به فقر شعری برمی خوریم؛ این موضوع را با استاد شفق در میان گذاشتم. فردای آن روز، استاد سروده‌ای زیبا و عالی برای امام صادق (ع) فرستاد.

می‌گفت: «به من هر آنچه عطا کرده اند، توفیق است.» و به راستی آن روز این توفیق را در ایشان دیدم. روزی دیگر از ایشان پرسیدم که شعر غیرآیینی هم دارید؛ مثلا عاشقانه و این ها. برایم شعر عاشقانه‌ای فرستاد بسیار زیبا و حتی با اخوانیه‌ای مرا به مهربانی خود نواخت.

استاد شفق به همه نگاهی پدرانه دارد؛ چه وقتی در انجمن‌های شعر حضور دارد و چه وقتی به برنامه‌های مذهبی و هیئت‌ها می‌آید. وقتی در هیئتی نام شفق برده می‌شود، جلسه به وجد می‌آید و همه منتظر می‌شوند، شعری بشنوند که جانشان تازه شود.

روزگاری به یک انجمن ادبی می‌رفت که شب‌های دوشنبه برگزار می‌شد و کسانی مانند «قاسم سروی ها»، «سید رضا مؤیّد»، «محمود اکبرزاده»، «خسرونژاد» و «سید جعفر ماهرخسار» بودند که حضور این جمع خود گویای خیلی نکته هاست. همین انجمن بعد‌ها به صورت هفتگی و با حضور افرادی، چون زنده یادان کمال و قدسی و صاحبکار تشکیل می‌شد و در روزگار ما و شاید از اواخر دهه ۶۰ انجمن ادبی رضوی شکل گرفت که اکنون در صحن جمهوری اسلامی، عصر‌های دوشنبه، دایر است و حضور استاد شفق در این جلسه افتخاری بزرگ است.

روزگاری که مدیر ادبی روزنامه خراسان بودم، عادت کرده بودم که استاد زنگ بزند و شعری به مناسبت بفرستد؛ مگر می‌شد تولد و وفات و شهادتی باشد و شعری از این استاد ادبیات آیینی مشهد در صفحه ادبیات نباشد؟ و چه فروتنانه این هبه را انجام می‌داد. از دل می‌سراید و بر دل می‌نشیند. چه عاشقانه با مهر پیامبر و آل پیامبر زندگی می‌کند و روزگارش را به عشق آل علی گره می‌زند.

استاد شفق را همه دوست دارند، همه دلدادگان به پیامبر و خاندان او. استاد محمدجواد غفورزاده شفق، همچنان دلداده پیامبر و خاندان مطهر ایشان است. هنوز با همان حرارت و شور شعرش را می‌خواند. هنوز وقتی می‌خواند بغض می‌کند و می‌گرید. هنوز جمع را به وجد می‌آورد؛ اگر زادسروده باشد و می‌گریاند، اگر سوگ سروده باشد. وقتی نام مادر اهل بیت را به زبان می‌آورد، به چشم خود دیده ام که می‌لرزد.

او همه توان و استعداد و قریحه خود را صرف ادبیات آیینی کرده است. او به برکت همسایگی با آستان مقدس امام رضا (ع) دل بسته مولایش امام هشتم است و باورمند است که «چگونه قصد زیارت کنم برای وداع / مگر ز دیدن تو سیر می‌شود دل من».


در ادامه بخوانید:

معرفی و  بررسی چند شعر عاشورایی از  محمد جواد غفورزاده «شفق»

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}