خبر فوری

یادی از واقعه خونین دهم دی ۱۳۵۷ مشهد

  • کد خبر: ۱۳۲۹۷
  • ۱۰ دی ۱۳۹۸ - ۰۸:۴۶
یادی از واقعه خونین دهم دی ۱۳۵۷ مشهد
دکتر سیدحسین فتاحی‌معصوم استاد دانشگاه علوم‌پزشکی مشهد
بیان مبارزات و خاطرات قبل از انقلاب اسلامی، می‌تواند ارتباط قلبی نسل باقی‌مانده از انقلاب اسلامی را با نسل جدید و آینده پیوند بزند و مستحکم کند تا بتوانند در این دنیای زور و تزویر و قلدر‌مآبانه مستکبران جهانی و دشمنان اسلام، همچون کوهی استوار و بنیانی مرصوص بایستند و موجبات افتخار و سربلندی کشور و اسلام را بیش از پیش فراهم آورند تا نویدبخش آینده‌ای درخشان و استوار برای همگان باشد.
در اوج‌گیری نهضت امام خمینی (ره) و مبارزات مردمی، روحانیون و دانشگاهیان پس از واقعه زلزله طبس در ۲۶ شهریورماه ۱۳۵۷ که بیشترشان گروه پزشکی دانشگاه بودند و با همکاری سایر دانشگاه‌ها و پزشکان به کمک مصدومان رفته بودند، وقایع انقلاب را دنبال می‌کردیم. در آبان‌ماه سال ۱۳۵۷ عده‌ای از دانشگاهیان دانشگاه مشهد تصمیم گرفته بودند برای اعتراض به کشتار‌های رژیم ستم‌شاهی در ۱۷ شهریور، سینما رکس آبادان، آتش زدن مسجد کرمان و سایر شهر‌ها اعتصاب غذای ۴۸ ساعته راه بیندازند. اثرات مثبتی که این اعتصاب غذا در جامعه داشت، نقطه امیدی بود بر ادامه مبارزه با طاغوت و جوش و خروش مردم را بیش از پیش زیاد نمود.
صبح روز ۲۳ آذرماه سال ۵۷ در گردهمایی که در بیمارستان قائم (عج) داشتیم، قرار شد برای هم‌بستگی با پزشکان و پرستاران متحصن در بیمارستان ۱۷ شهریور که روز ۲۲ آذرماه به آنجا حمله کرده بودند، برنامه‌هایی را داشته باشیم. ساعت نزدیک ۳ بعدازظهر بود که از طرف آقا (مقام معظم رهبری) و افراد حاضر اعلامیه‌ای شدید‌اللحن صادر شد که در آن ضمن محکوم کردن حمله ددمنشانه مزدوران حکومت به محل امن یعنی بیمارستان امام رضا (ع) و کشتار و زخمی کردن بیماران، پزشکان و پرستاران و مردم بی‌دفاع، آمده بود که «تا ازاله عناصر رژیم و رفع محاصره نظامی و تنبیه مقصرین حادثه دردناک حمله به بیمارستان، در این مکان اعلام تحصن می‌نماییم».

روز سوم تحصن، یعنی ۲۵ آذرماه ۵۷، خبردار شدیم حضرت امام رحمت‌ا... در پاریس سخنرانی مهمی ایراد فرموده‌اند و ضمن اشاره به واقعه مشهد به این مضمون «آقایان رفتند آنجا و نشستند و تحصن کرده‌اند. چه می‌گویند و چه می‌خواهند که موردحمله واقع شده‌اند.» و از همه مهم‌تر جمله معروف ایشان «که چماق به‌دستان واجب القتل‌اند». با پخش این سخنان بین مردم، شکل و محتوای مبارزه و تحصن تغییر کرد. دیگر از چماق‌داری و چماق‌به‌دستان در شهر و اطراف بیمارستان اثری نبود و همگی غلاف کردند. چون اگر به دست انقلابیان و مبارزان می‌افتادند، حسابشان پاک بود. تحصن همین‌طور روز‌ها و شب‌ها ادامه داشت و هر روزی که می‌گذشت، اخبار خوش‌حال‌کننده از پیشرفت نهضت اسلامی امام (ره) و پیروزی‌هایی از نتیجه تظاهرات مردمی و عقب‌نشینی حکومت نظامی می‌رسید، تا روز ۵ دی‌ماه که مقام معظم رهبری به‌عنوان محور اصلی مبارزه و رهبری نهضت اسلامی در مشهد به بالای آمبولانس هدایت شدند و سخنرانی غرا و پیروزمندانه‌ای که ایراد نمودند، خوش‌حالی فراوانی را در مردم ایجاد نمود. در نهایت اعلام کردند که طولانی‌ترین تحصن تاریخ مبارزات مردم در جریان انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام (ره)، پایان می‌پذیرد و همچنین اعلام شد که پزشکان با بازگشایی مطب‌ها به معالجه و درمان بیماران بپردازند. پس از پایان سخنرانی مردم متفرق شدند و تحصن پایان یافت.
واقعه خونین ۲۳ آذرماه سال ۱۳۵۷، روز حمله به بیمارستان امام رضا (ع) مشهد، روز «هم‌بستگی مردم با پزشکان» بود و تحصن علما و روحانیون تراز اول مشهد در حمایت از جامعه پزشکی و دانشگاهیان، در پنجم دی ۵۷ به دلیل برآورده شدن خواسته‌های متحصنین و عقب‌نشینی حکومت نظامی و رفع محاصره نظامی از بیمارستان تحصن دوهفته‌ای روحانیت، دانشگاهیان و پزشکان که طولانی‌ترین تحصن تاریخ مبارزات مردم در جریان انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام (ره) بود، پایان پذیرفت. این حرکت ضمن وارد آوردن ضربه‌ای بس کاری به ستون فقرات رژیم ستم‌شاهی، امید او را از جامعه پزشکی و دانشگاهیان به کلی قطع کرد. این وحدت و هم‌بستگی مردمی و نمادین دانشگاهی و روحانی برگ زرینی در تاریخ مبارزات مردم به‌ویژه دانشگاهیان و پزشکان علیه رژیم ستم‌شاهی و دیکتاتوری نظامی او جلوه‌گر شده بود و موجبات فروپاشی رژیم را بیش از پیش فراهم کرد.
چند روز از پیروزی مبارزان مشهد و وحدت و یکپارچگی اقشار مردم و روحانیون و دانشگاهیان و جامعه پزشکی نگذشته بود که در روز نهم دی راهپیمایی عظیم مردمی در خیابان بهار در نزدیکی استانداری شکل گرفت و تانک‌های رژیم ستم‌شاهی و مزدوران حکومت نظامی روی مردم آتش گشودند و با تانک‌ها به داخل جمعیت هجوم بردند و تعدادی از مردم به‌ویژه زنان را زیر گرفتند و ما که در بیمارستان امام رضا (ع) در حالت آماده‌باش بودیم در حوالی ظهر با انبوهی از مجروحان روبه‌رو شدیم. بیرون از بیمارستان مردم انقلابی و خشمگین با دستان خالی به عوامل حکومت نظامی یورش بردند و آن‌ها را از تانک‌ها پایین کشیدند، خودشان روی تانک‌ها رفتند و شعار می‌دادند و بعدازظهر هم مردم با حمله به کلانتری‌ها و آتش زدن فروشگاه ارتش و چند مرکز دیگر بر شدت مبارزه افزودند. خبر‌ها را مردم برای ما به بیمارستان می‌آوردند. حوالی غروب با آتش‌سوزی فروشگاه ارتش مردم موادغذایی و اموال فروشگاه را برای جلوگیری از سوخته شدن به داخل بیمارستان می‌آوردند و در خیابان منتهی به محل تحصن روی هم انبار می‌کردند. پس از تاریک شدن هوا و شروع حکومت نظامی، تیراندازی از خیابان بهار و از جلو فروشگاه شروع شد. تیراندازی شدید بود و پس از برخورد تیر‌ها به شیروانی و سقف بخش‌های ارتوپدی و جراحی و ساختمان‌های بیمارستان، بیماران را زیر تخت‌ها و در پناه دیوار‌ها مستقر کردیم تا آسیب نبینند. تیراندازی تا دیروقت و تا نیمه‌شب ادامه داشت و برایمان نقل کردند که در این مدت عده‌ای ناشناس یا از عوامل حکومت نظامی تمامی اموال و اغذیه فروشگاه لشکر را که مردم به بیمارستان آورده بودند، به غارت بردند و هیچ اثری از آن همه موادغذایی و اموال باقی نماند. آن شب تا صبح ما و بقیه دوستان و کادر پزشکی با دلهره و نگرانی از بیماران نگهداری و مراقبت کردیم. اخبار مختلفی از درگیری نیرو‌های مردمی با عوامل حکومت به ما می‌رسید. صبح روز دهم دی از ابتدای روز شاهد آوردن مجروحان به داخل بخش جراحی بودیم که بسیار نگران‌کننده بود. همراهان مجروحان می‌گفتند از صبح زود سربازان حکومت نظامی در صف نانوایی و در خیابان مردم را به رگبار گلوله بسته‌اند. از اواسط روز تعداد مجروحان افزایش پیدا کرد، به نحوی که آمبولانس تا دم درب ورودی بخش جراحی می‌آمد و مجروحان را پیاده می‌کرد و بچه‌های مسئول سریع آن‌ها را به اتاق عمل می‌رساندند. به‌قدری مجروح زیاد شده بود که اتاق عمل پر شده بود. از طرف دیگر شهدا را هم به سردخانه انتقال می‌دادند و می‌گفتند سردخانه نیز پر شده است. طبق آماری که ما داشتیم، بیش از ۱۵۰ مجروح و شهید را به بیمارستان امام رضا (ع) و همین تعداد را هم به بیمارستان‌های قائم (عج) و ۱۷ شهریور برده‌اند. غوغایی برپا شده بود. هر کسی هر کار از دستش برمی‌آمد، انجام می‌داد. دختران هم‌کلاسی ما مسئول رسیدگی به مجروحان خانم بودند و پسران به مرد‌ها رسیدگی می‌کردند. دستیاران و جراحان هم در اتاق عمل به مجروحان رسیدگی می‌کردند و عمل‌های جراحی را انجام می‌دادند.
واقعه دهم دی‌ماه (یکشنبه خونین) مشهد را نباید به فراموشی سپرد و در تاریخ مبارزات مردمی، دانشگاه و جامعه پزشکی جایگاه ویژه‌ای برایش باز کرد و وقایع را مفصل با اسناد و شواهد ثبت نمود و به نسل آینده و دانشجویان تحویل داد تا بدانند این انقلاب با چه سختی، فداکاری و ازجان‌گذشتگی انسان‌های مبارز و وطن‌پرست و مسلمان به ثمر نشسته است و در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب باید با تلاش مضاعف دستاورد‌های آن را تدوین و منتشر نمود. انقلابی صددرصد مردمی و با الهام از دستورات اسلام و قرآن و روایات معصومین (ع) به رهبری قائد عظیم‌الشأن انقلاب حضرت امام خمینی (ره) به ثمر نشسته و از کوران‌های مختلف و جنگ تحمیلی و نفاق و فتنه‌های معاندان و بدخواهان سربلند و سرافراز بیرون آمده است و پرتلاش گام برمی‌دارد و در صحنه بین‌المللی نیز جایگاه محکم و رفیعی را به دست آورده است و باید نسل انقلاب و نسل‌های بعد به‌خوبی از آن حفاظت نمایند تا ان‌شاءا... مقدمات ظهور حضرت مهدی (عج)، منجی عالم بشریت، را به سهم خود فراهم نمایند.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}