دهه کرامت رضوی فرصت مناسبی برای نمایاندن شمهای از کرامات رضوی است که هر سال به این مناسبت به برخی از مسائل و مباحث تاریخی پرداخته شود. دو ویژگی هشتمین امام شیعیان برای ایرانیان اهمیت خاصی دارد؛ اول اینکه مرقد سلاله رسول خدا(ص) در خاک ایران قرار گرفته است و مذهب شیعه باوجود مزار مبارک ایشان در خراسان جایگاه مستحکم و نمود ویژهای یافته است که هر چه زمان بهپیش میرود، تلألو و درخشش آن نمایانتر میشود و زمینههای فکری این مذهب بنیه قویتری به خود میگیرد. دوم اینکه، نگاه سیاسی و فکری نسبت به ورود آن حضرت به ایران و پذیرش ولایتعهدی مأمون عباسی و ارائه طریق در خصوص نظام اجتماعی و سیاسی از نظر امام رضا(ع)، اهمیت آن را دوچندان ساخته است. اهمیتی که حتی در سایر فرق اسلامی کمتر مشاهده میشود. هرچند که بهروز بودن تشیع درباره حوادث و مسائل اجتماعی و باز بودن باب اجتهاد در همه زمینههای جامعه اسلامی را که خود نیز میراث آن امام بزرگوار و اجداد پاک وی است، نمیتوان از نظر دور داشت.
در هر صورت این 2 ویژگی بستر مناسبی را برای بررسی نگاه امام رضا(ع) در مسائل مختلف، بهخصوص آنچه مربوط به مباحث اجتماعی است، فراهم کرده است. موضوع اقوام و طوایف مختلف امری پایهای بوده و اساس آن هم در فلسفه خلقت نهفته است. (یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثی وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا... )؛ یعنی از همان ابتدا خداوند انسانها را بهصورت طایفه و قومیت مجزا قرار داد تا همدیگر را خوب بشناسند؛ اما بازشناسی آن در بین تکتک اقوام و شناخت استعدادهای ذاتی و طبیعی اقوام و شرایط محیطی آن امری جداگانه است. هر قومی خاستگاه خاص خود را دارد و هر خاستگاه اجتماعی منبعث از اوضاع محیطی است که توان بازیابی خود را از اطراف خود اخذ میکند. به همین دلیل در پیرامون هر قومی زبان و فرهنگ، بهعبارتدیگر تمدن برخاسته از آن ناشی از این آمیختگی است که اقوام در شرایط زمانی از محیط خود تأثیر میگیرند و بر آن اثر میگذارند.
قوم ایرانی نمونه یکی از این اقوام ویژه، است؛ اقوامی که پس از مهاجرت آریاییها در فلات قاره ایران جای گرفتهاند و توانستهاند یک تمدن دیرینه را به جهان عرضه کنند. ورود امام رضا(ع) به این فلات قاره و دیدار با مردم و جغرافیای ایران از جنوب غرب گرفته تا نزدیک به منتهیالیه شمال شرق را میتوان طلوع یک بستر متعالی ارزیابی کرد که سرچشمه یک جریان پویای تاریخی و دینی الهامگرفته از شریعت الهی بوده است. به همین دلیل دیدار با اقوام مختلف و در مسیر ورود به ایران تا مرو و همچنین آشنایی با فرهنگها و منشهای اجتماعی بسیار درخور توجه بوده است.
امام رضا(ع) از بدو ورود به ایران با 4 گروه از قومیت ایرانی آشنا شد؛ اقوام خوزستان به دلیل نزدیکی با جهان عرب و همسایگی با قومیتهای مقیم بینالنهرین و همچنین ورود اعراب مهاجر به دشت خوزستان یکی از آنها بوده است. سپس آشنایی با مملکت پارس یا همان فارس که نقطه شروع و بنیه فرهنگ ایرانی محسوب میشود. این خطه دومین منزلگاه آن حضرت بوده است و ترسیم شایستهای از این جمعیت را به امام(ع) نشان داد. عبور از مناطق کرمان و بخشی از شمال مکران و شمال سیستان تا مناطق جنوبی خراسان و دیدار و آشنایی با فرهنگ این مناطق تجربه دیگری بوده است که حضرت رضا(ع) و نیز مردم این خطه نسبت به هم کسب کردهاند (گرچه این دیدارها بیشتر بهصورت گذری و کوتاهمدت و بدون حمایت حکومتی و به عبارتی غریبانه بوده است).
و بالأخره مناطق خراسان بزرگ و نزدیک شدن به ماوراءالنهر (که در بین اعراب همواره منطقه مهم در مقایسه با بینالنهرین جلوهگر بود) تا مرو و رودخانه جیحون و بازدید از مناطق این شهرها نظیر نیشابور، توس، سرخس و مرو و... نمونه دیگری از آشنایی و تجربه میدانی آن حضرت در ایران بوده که تأثیر آن بسیار مهم بوده است و این مناطق را در زمره شرف المکان بالمکین قرار داد. از طرفی خاستگاه قومی آن امام که برخاسته از اعراب است و همچنین قدمت و دیرینه آن از نسل ابراهیم حنیف و سلاله خالص آن را نمیتوان از نظر دور داشت. امتزاج 2 فرهنگ عربی و ایرانی، بهعبارتدیگر ایرانی با اسلامی، تمدنی را پیریزی کرد که اکنون بهعنوان ایران اسلامی در جهان معرفی شده است؛ و درنهایت اینکه با به شهادت رسیدن امام رضا(ع) در خاک ایران به دست مأمون عباسی، اگرچه تأسف ابدی را به دوش همان افراد بدطینت و بدذات عباسی باقی گذاشت، افتخار میزبانی از آن حضرت در خاک ایران را میتوان نقطه ارجمند تاریخ این خطه بهحساب آورد.