می‌خواهم استعدادهایم شکوفا شود

  • کد خبر: ۱۸۶۹
  • ۲۴ تير ۱۳۹۸ - ۱۰:۱۳
می‌خواهم استعدادهایم شکوفا شود
گپ و گفتی با هنرمند جوان و با انگیزه منطقه

عطایی - جوان است و جسور از معدود دخترهای مناطق کم برخوردار که تن به محدودیت شرایط محیط و درخواست معمول جامعه و خانواده از دختران مثل او نداده است. منظورم این است که برای خواسته دلش جنگیده است. شاید خبر نداشته باشید که در حاشیه شهر دسترسی به دبیرستان و هنرستان و رشته مورد علاقه کمی مشکل است. دختر و پسر هم ندارد. مثلا در محله‌ای فقط یک هنرستان با دو یا سه رشته وجود دارد. اگر علاقه‌ای به آن رشته ‌ها نداشته باشید باید به دبیرستان یا هنرستان دیگری در سطح شهر بروید که خود هزینه و مخالفت خانواده را درپی دارد. تازه اگر دوری راه و سختی رفت و آمد را به حساب نیاوریم. این موضوع راه را برای پسران مشکل و برای دختران تقریبا دست‌نیافتنی می‌کند. اما جوان اول قصه امروز ما دلش نمی‌خواسته خیاطی بخواند رشته دیگری را دوست داشته، اصلا استعدادش را داشته و گرنه در پانزده سالگی مقام دوم ناحیه را در نقاشی به دست نمی‌آورد آن‌هم بدون هیچ آموزشی. کوثر تن‌زن بیست ساله و تحصیلکرده رشته گرافیک در هنرستان عرفانی محله حسین‌آباد مخاطب گفت‌وگوی امروز ماست.
متولد آبان 1377 است و به تازگی به عنوان کارآموز در اداره اجتماعی و فرهنگی شهرداری منطقه5 مشغول به کار شده است. به مجرد اینکه با او همکلام شوید متوجه خواهید شد که سرشار از انرژی است. سال‌های دوره هنرستان را با رفت و آمد از ابتدای ساختمان و مرز منطقه5 و 6 تا هنرستان پشت سرگذاشته است. کوثر می‌گوید: «هر روز سوار اتوبوس می‌شدم و به مصلا می‌آمدم دوباره از مصلی سوار خط 28 می‌شدم و تا نزدیکی هنرستان می‌آمدم و دوباره برمی‌گشتم.» سال دوم دبیرستان در رشته علوم انسانی تحصیل می‌کند، ولی علاقه‌اش به هنر هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود تا جایی که به خانواده‌اش اعلام می‌کند دیگر نمی‌خواهد در این رشته تحصیل کند. ابتدا با مخالفت خانواده روبه‌رو می‌شود. آن‌ها می‌گویند هنر نان و آب نمی‌شود. او که پدر خود را از دست داده است، می‌گوید: «خانواده مادری‌ام همگی مشاور، وکیل یا نظامی هستند و از من هم توقع داشتند در همین مسیر گام بردارم ولی دلم می‌خواست در رشته‌ای تحصیل کنم که استعدادهایم شکوفا شود. به آن علاقه داشته باشم و در آن پیشرفت کنم. در نهایت مادرم به خواسته من احترام گذاشت و گفت: « مرا باور و اطمینان دارد در هر رشته که علاقه داشته باشم پیشرفت می‌کنم.»
برای تغییر رشته راه سختی در پیش دارد. به او می‌گویند که چون 2سال از زمانی که باید وارد هنرستان می‌شدی گذشته باید به مدارس بزرگ‌سالان بروی. مدت‌ها می‌روند و می‌آیند تا در نهایت حرف آخرش را در ناحیه5 آموزش و پرورش به مسئولان می‌زند. می‌گوید: «اگر نگذارید وارد هنرستان شوم، ترک تحصیل می‌کنم. اگر خواسته شما این است دیگر حرفی ندارم.» این را که می‌گوید، مسئولان مجاب می‌شوند که واقعا به این تغییر رشته نیاز دارد و با آن موافقت می‌کنند. در قدم اول مدارس اطراف منزلشان را می‌گردد ولی هیچ کدام رشته گرافیک ندارد. در نهایت به میرزا کوچک‌خان بیست و هنرستان شهید عرفانی می‌آید. ابتدای ثبت‌نام در هنرستان از او می‌خواهند یکی از 3رشته گرافیک دستی، گرافیک کامپیوتری و فتوگرافیک را انتخاب کند. کوثر می‌گوید: «گرافیک دستی را دوست داشتم ولی رشته گرانی است.کلی وسیله باید بخری و هزینه زیادی دارد که از عهده ما خارج بود. ولی در گرافیک کامپیوتری نهایت نیاز بود سیستم یا لپ‌تاپی تهیه کنم.»
کوثر و دخترهایی در شرایط مشابه نیازمند دیده شدن و حمایت هستند تا بتوانند در مسیر دلخواهشان پیشرفت کنند. او در پایان گفت‌وگوی کوتاهمان از مادرش خانم جعفری، مدیر هنرستان خانم موسوی و همکاران شهرداری آقای سلطانی، حیدری و نظری همچنین خانم‌ها خلیلیان، یوسفی، طاهری و فرخی تشکر می‌کند که فرصت ارائه کار و همکاری را به او داده‌اند. اسم معلم‌های خوبش را هم می‌آورد تا از قافله تشکرها جا نمانند؛ خانم‌ها صدری، سلیمانی و مشکین. برای کوثر در ادامه راه آرزوی موفقیت داریم. 

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.