نجمه موسوی کاهانی - دنیای بعضی آدمها پر شده است از فکرهای بزرگ که چه کارهایی انجام دهند تا مسیر نسلهای بعد را هموار کنند. این آدمها ذاتا معلم هستند حالا در هر سن و سالی که باشند فرقی ندارد، همیشه فکرهایی دارند که باید آنها را به دیگران آموزش دهند. فهیمه میزانی متولد سال57 است که از17سالگی سابقه تدریس دارد.
با شاگردانم همسن و سال بودم
برای ملاقات با او به خانهای قدیمی و زیبا در میدان حر میروم و معلم باتجربه را در میان انبوهی از کارهای دستی زیبا میبینم. تمام دغدغهاش بچههایی هستند که احساس میکند باید مسیر درست زندگی را به آنها نشان دهد. با شور و حرارت خاصی که در صحبتهایش کاملا نمایان است، میگوید: در رشته گرافیک درس خواندم و به کارهای هنری علاقه زیادی دارم. از 17سالگی که در دانشگاه الزهرا مشغول به تحصیل شدم معلمی را هم شروع کردم. در آن زمان برای تدریس به یکی از روستاهای منطقه تبادکان میرفتم که منطقهای به نسبت محروم بود. شاگردانم یکی دوسال از من کوچکتر بودند اما با ارتباط خوبی که بهدلیل نزدیکبودن سنم با آنها برقرار کردم بچهها در تمام برنامههای هنری شرکت میکردند. با وجود اینکه امکانات خاصی در آنجا وجود نداشت اما شور و شوق بچهها کافی بود تا کارهای هنری ما بهخوبی در منطقه دیده شود.
دستورزی عامل تقویت ذهن
پس از اینکه چند نمونه از کارهای هنریاش را با ذوق و شوق نشان میدهد، کمی از حرارت صدایش کم میشود و با مهربانی مادرانهای میگوید: کار با بچهها را دوست دارم. به مادرانی که فرزندانشان را برای آموزش به کلاسهای من میآورند میگویم که اگر میخواهید فرزندتان خلاق و خوشفکر باشند اجازه دهید دستورزی بچهها قوی شود. تا زمانی که فرزندتان خودش با قلم و کاغذ و چسب و قیچی کار نکند ذهن خلاقی نخواهد داشت.
بعد به عکس دو فرزندش که روی میز کار گذاشته است اشاره میکند و میگوید: من هم از آن دسته مادران بسیار حساس بودم و هستم. شایان و شهراد من 20 و 15ساله هستند و من از همان کودکی اجازه میدادم کارهایشان را خودشان انجام دهند.
خاطرهسازی با چرتکه قدیمی
از کشوی میزش چرتکهای را بیرون میآورد که حس نوستالژی خوبی را به همراه دارد. چرتکهای که مرا یاد خرازیها و بقالیهای قدیم میاندازد. حجرههای قدیمی که مو لای درز حساب و کتابشان نمیرفت و من در حالی که گوشه چادر مادرم را محکم در دست داشتم، در عجب بودم که چطور چندتا مهره که تق و تق بالا و پایین میروند تکلیف میزان پرداختی ما را مشخص میکنند. سپس با صدای خانم میزانی از خاطراتم بیرون میآیم و میپرسم: «یعنی شما هم آموزشهای قدیمی را قبول دارید؟» در پاسخ میگوید: البته که روشهای جدید آموزشی بسیار تأثیرگذار است اما در کنار آنها از روشهای سنتی و قدیمی برای پیوند بچههای نسل بعد با آداب و سنتها نیز استفاده میکنم. به نظر من روشهای سنتی نهتنها منسوخ نشده است بلکه قدرت ذهنی بچهها را افزایش میدهد.
بهدرستی حرفش فکر میکنم، باید به جای کسب مدرک و نمره، قدرت ذهن کودکانمان را افزایش دهیم، همانطور که یک پیرمرد قدیمی بدون داشتن سواد کافی میتوانست به خوبی حسابهای سالانه خود را محاسبه کند.