گزارش تصویری | همایش سراسری مدیران ادارات کل بهزیستی سراسر کشور گزارش تصویری | ۱۹۸ شب حضور حماسی مردم مشهد در سنگر خیابان گزارش تصویری | بازسازی صحنه قتل در جاده سد کارده گزارش تصویری | نشست خبری مدیرکل آموزش و پرورش خراسان رضوی گزارش تصویری | شب صدونودوهفتم حضور حماسی مردم مشهد در خیابان گزارش تصویری | روزهای آبی دریاچه ارومیه گزارش تصویری | به بهانه روز ملی سینما، همه آنهایی که نیستند گزارش تصویری | تخریب کامل ساختمان قدیمی نان رضوی گزارش تصویری | شب صدونودوششم حضور حماسی مردم مشهد در خیابان گزارش تصویری | کاشی هفت رنگ مکتب شیراز گزارش تصویری | «شجره طیبه»، مدرسه‌ای برای همیشه گزارش تصویری | اکران مردمی فیلم سینمایی «ماده ۳۵۱» با حضور عوامل در مشهد گزارش تصویری | یکصد و نود و پنجمین شب حضور حماسی مردم مشهد در خیابان (۲۰ شهریور ۱۴۰۵) گزارش تصویری | نمایشگاه ویژه عرضه اقلام پاییزه در مشهد گزارش تصویری | یکصدونودوچهارمین شب حضور مردم مشهد در خیابان (۱۹ شهریور ۱۴۰۵) گزارش تصویری | دیدار تیم‌های فوتبال استقلال تهران و پیکان در هفته هفتم لیگ برتر گزارش تصویری | نفس‌های آخر... گزارش تصویری | نمایشگاه کشفیات انواع سلاح و مهمات در مشهد گزارش تصویری | مراسم بهره برداری از فاز یک بوستان جهانشهر مشهد گزارش تصویری | یکصدونودوسومین شب حضور مردم مشهد در خیابان (۱۸ شهریور ۱۴۰۵)
سرخط خبرها
| کد خبر: ۲۵۹۱۹۲ | ۱۷:۱۶ - ۱۳۹۹/۰۴/۱۳ | دریافت تصاویر

زائران مجازی

موبایل‌ها را طوری گرفته بودند دست‌شان که انگار تنِ آدم‌های دل‌تنگ را روی دوش می‌کشاندند. در نگاه اول، توی صحن‌‌ها، مثل هرسالِ ولادت شلوغ نیست، ولوله نیست ولی این‌بار صداها و تصویرهای آدم‌ها همه‌ی حرم را پُر کرده بود.همه یک‌نفر نبودند، چندنفر بودند و چند خانواده. یک‌نفر که راه پیدا کرده بود به این صحن‌وسَرا با گوشیِ همراهش، باید بگویم با چشم‌هایش، توی حرم می‌چرخید. آن‌ها روزِ ولادت آقا همه‌ی خانواده را کشانده بودند بیرون. آن‌هایی که ناچار به‌خاطر کرونا توی خانه‌هایشان محصور شده بودند. دیشب ولی همه آمده بودند توی حرم. بعد رفتند توی صحن؛ حتی به‌سلامتی همه‌ی زائران از سقانه‌خانه‌ی اِسمال‌طلا آب خورده بودند. بعد نوای نقاره‌خانه را هم شنیده بودند و زوم کرده بودند روی آن دونفری که داشتند پرچمِ سبزِ گنبد را عوض می‌کردند. جمعیت انگار ساکت شده بود. حالا شلوغیِ صداهای پشت‌گوشی، تمام صحن را پُر کرده بود. صدای سلام‌ها، صدای گریه‌ها، بُغض‌هایی که یکی‌یکی می‌ترکیدند، آرزوهایی که یکی‌یکی فاش می‌شدند و چشم‌هایی که یکی‌یکی سرخ می‌شدند. راستش پشت این گوشی‌های هواشده، دل‌های تنگِ زائران جامانده‌ی زیادی را می‌دیدم که برای یک‌لحظه، فقط یک‌لحظه، دل‌شان می‌خواست صدای زنگ ساعت حرم را بشنوند. متن : قاسم فتحی
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->