گزارش تصویری | هفتادوچهارمین شب حضور مردم مشهد در خیابان گزارش تصویری | نشست جنگ روایت‌ها در روایت جنگ گزارش تصویری | رونمایی از سامانه «شهرآموز» شهرداری مشهد گزارش تصویری | سفرهای روسای جمهور آمریکا به چین از نیکسون تا ترامپ گزارش تصویری | مراسم بزرگداشت سپهبد شهید سید عبدالرحیم موسوی، رئیس شهید ستاد کل نیروهای مسلح گزارش تصویری | هفتادوسومین شب حضور مردم مشهد در خیابان گزارش تصویری | مراسم رونمایی از خودروهای امداد برقی گزارش تصویری | اردوی تیم ملی کشتی آزاد بزرگسالان در مشهد گزارش تصویری | مردم شریف مشهد در هفتادودومین شب حضور در سنگر خیابان ایران زیباست | محوطۀ تاریخی و جهانی «تنگ چوگان» گزارش تصویری | قطع گسترده درختان روستای «اسکان» - شازند گزارش تصویری |مسابقه دو تیم شهید فخار مشهد و نفت تهران در رقابت‌های لیگ برتر بدمینتون بانوان کشور گزارش تصویری | مراسم یادبود شهید دکتر علی لاریجانی و شهید سید کمال خرازی گزارش تصویری | برداشت گل محمدی در روستای فرخد گزارش تصویری | نشست خبری تیم فوتسال دائم پناه مشهد گزارش تصویری | مردم شریف مشهد در هفتادویکمین شب حضور در سنگر خیابان گزارش تصویری | افتتاح ایستگاه استقبال از زائر شهید رجبعلی محمدزاده در مشهد ایران زیباست | حالِ خوبِ «هامون» گزارش تصویری | هفتادمین شب حضور حماسی مردم مشهد در خیابان ایران زیباست | بهارِ مهارلو
سرخط خبرها
| کد خبر: ۲۵۹۱۹۲ | ۱۷:۱۶ - ۱۳۹۹/۰۴/۱۳ | دریافت تصاویر

زائران مجازی

موبایل‌ها را طوری گرفته بودند دست‌شان که انگار تنِ آدم‌های دل‌تنگ را روی دوش می‌کشاندند. در نگاه اول، توی صحن‌‌ها، مثل هرسالِ ولادت شلوغ نیست، ولوله نیست ولی این‌بار صداها و تصویرهای آدم‌ها همه‌ی حرم را پُر کرده بود.همه یک‌نفر نبودند، چندنفر بودند و چند خانواده. یک‌نفر که راه پیدا کرده بود به این صحن‌وسَرا با گوشیِ همراهش، باید بگویم با چشم‌هایش، توی حرم می‌چرخید. آن‌ها روزِ ولادت آقا همه‌ی خانواده را کشانده بودند بیرون. آن‌هایی که ناچار به‌خاطر کرونا توی خانه‌هایشان محصور شده بودند. دیشب ولی همه آمده بودند توی حرم. بعد رفتند توی صحن؛ حتی به‌سلامتی همه‌ی زائران از سقانه‌خانه‌ی اِسمال‌طلا آب خورده بودند. بعد نوای نقاره‌خانه را هم شنیده بودند و زوم کرده بودند روی آن دونفری که داشتند پرچمِ سبزِ گنبد را عوض می‌کردند. جمعیت انگار ساکت شده بود. حالا شلوغیِ صداهای پشت‌گوشی، تمام صحن را پُر کرده بود. صدای سلام‌ها، صدای گریه‌ها، بُغض‌هایی که یکی‌یکی می‌ترکیدند، آرزوهایی که یکی‌یکی فاش می‌شدند و چشم‌هایی که یکی‌یکی سرخ می‌شدند. راستش پشت این گوشی‌های هواشده، دل‌های تنگِ زائران جامانده‌ی زیادی را می‌دیدم که برای یک‌لحظه، فقط یک‌لحظه، دل‌شان می‌خواست صدای زنگ ساعت حرم را بشنوند. متن : قاسم فتحی
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->