گزارش تصویری | دویست و نوزدهمین شب ایستادگی مردم مشهد در سنگر خیابان گزارش تصویری | دیدار شهردار مشهد با سرکنسول جمهوری اسلامی ایران در گوانگجو چین گزارش تصویری | نمایش «کجا خوابم برد» گزارش تصویری | دویست‌وهجدهمین شب ایستادگی مردم مشهد در سنگر خیابان گزارش تصویری | قصه سماور؛ از فلز تا فرهنگ گزارش تصویری | دویست‌وهفدهمین شب حضور حماسی مردم مشهد در سنگر خیابان گزارش تصویری | نشست «شنبه‌های گفت‌وگوی استاندار خراسان رضوی» با محوریت هم‌اندیشی با چهره‌های برجسته میراث فرهنگی استان گزارش تصویری | آیین بزرگداشت روز ایمنی و آتش‌نشانی در استانداری خراسان رضوی (۱۱ مهرماه ۱۴۰۵) گزارش تصویری | دویست و شانزدهمین شب حضور حماسی مردم مشهد در سنگر خیابان گزارش تصویری | دویست‌وپانزدهمین شب حضور مردم مشهد در سنگر خیابان گزارش تصویری | استقبال از بانوی افتخار آفرین مشهدی در مسابقات آسیایی گزارش تصویری | جشنواره زیبایی اسب‌ کاسپین گزارش تصویری | آیین افتتاح پروژه آموزشی «شهدای میناب» با حضور وزیر آموزش و پرورش در مشهد (۹ مهرماه ۱۴۰۵) گزارش تصویری | سی وسومین اجلاس سراسری نماز در مشهد مقدس آیین آغاز عملیات اجرایی دوربرگردان غربی و اصلاح هندسی بزرگراه هاشمی رفسنجانی مشهد گزارش تصویری | دویست و چهاردهمین شب حضور مردم در سنگر خیابان (۸ مهرماه ۱۴۰۵) گزارش تصویری | مراسم بزرگداشت آیت‌الله شبیری زنجانی (۸ مهر ۱۴۰۵) گزارش تصویری | بازی‌های آسیایی «ناگویا ۲۰۲۶» - پدل
سرخط خبرها
| کد خبر: ۲۵۹۱۹۲ | ۱۷:۱۶ - ۱۳۹۹/۰۴/۱۳

زائران مجازی

موبایل‌ها را طوری گرفته بودند دست‌شان که انگار تنِ آدم‌های دل‌تنگ را روی دوش می‌کشاندند. در نگاه اول، توی صحن‌‌ها، مثل هرسالِ ولادت شلوغ نیست، ولوله نیست ولی این‌بار صداها و تصویرهای آدم‌ها همه‌ی حرم را پُر کرده بود.همه یک‌نفر نبودند، چندنفر بودند و چند خانواده. یک‌نفر که راه پیدا کرده بود به این صحن‌وسَرا با گوشیِ همراهش، باید بگویم با چشم‌هایش، توی حرم می‌چرخید. آن‌ها روزِ ولادت آقا همه‌ی خانواده را کشانده بودند بیرون. آن‌هایی که ناچار به‌خاطر کرونا توی خانه‌هایشان محصور شده بودند. دیشب ولی همه آمده بودند توی حرم. بعد رفتند توی صحن؛ حتی به‌سلامتی همه‌ی زائران از سقانه‌خانه‌ی اِسمال‌طلا آب خورده بودند. بعد نوای نقاره‌خانه را هم شنیده بودند و زوم کرده بودند روی آن دونفری که داشتند پرچمِ سبزِ گنبد را عوض می‌کردند. جمعیت انگار ساکت شده بود. حالا شلوغیِ صداهای پشت‌گوشی، تمام صحن را پُر کرده بود. صدای سلام‌ها، صدای گریه‌ها، بُغض‌هایی که یکی‌یکی می‌ترکیدند، آرزوهایی که یکی‌یکی فاش می‌شدند و چشم‌هایی که یکی‌یکی سرخ می‌شدند. راستش پشت این گوشی‌های هواشده، دل‌های تنگِ زائران جامانده‌ی زیادی را می‌دیدم که برای یک‌لحظه، فقط یک‌لحظه، دل‌شان می‌خواست صدای زنگ ساعت حرم را بشنوند. متن : قاسم فتحی
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->