گزارش تصویری | مسابقات پرش با اسب گزارش تصویری | یک توپ، هزار رویا گزارش تصویری | جنگ ۱۲ روزه؛ روزهایی که در قاب ماندند گزارش تصویری | گردهمایی خودروهای کلاسیک، آفرود و کمپر - اصفهان گزارش تصویری | جشنواره پدل‌برد سواری - زاینده‌رود گزارش تصویری | نشست تخصصی «ساماندهی کودکان کار و خیابان» گزارش تصویری | صدوچهارمین شب حضور مردم مشهد در خیابان گزارش تصویری | لیگ دسته سوم فوتبال | مسابقه شهدای بابلسر و ابومسلم مشهد گزارش تصویری | نشست خبری استاندار خراسان رضوی در آرامگاه فردوسی گزارش تصویری | بازدید اصحاب‌رسانه از منطقه آزاد و پایانه مرزی دوغارون گزارش تصویری | درنا برای کودکان میناب گزارش تصویری | صدوسومین شب حضور مردم مشهد در خیابان گزارش تصویری | دیدار افتتاحیه مکزیک - آفریقای جنوبی در جام جهانی ۲۰۲۶ گزارش تصویری | همایش استانی «منادیان عاشورایی» در مشهد گزارش تصویری | صدودومین شب حضور مردم مشهد در خیابان گزارش تصویری | «روایت همدلی» آیین بزرگداشت یکسال تلاش و هم‌افزایی در برنامه یکشنبه‌های اقتصادی استاندار خراسان رضوی گزارش تصویری | تصاویر منتشرنشده حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه گزارش تصویری | برداشت «انبه» - میناب گزارش تصویری | کوچ سالانه دامداران سنتی در محور کرج - چالوس گزارش تصویری | ۲۰ خرداد، روز جهانی صنایع دستی هنر دست فراموش شده
سرخط خبرها
| کد خبر: ۲۵۹۱۹۲ | ۱۷:۱۶ - ۱۳۹۹/۰۴/۱۳ | دریافت تصاویر

زائران مجازی

موبایل‌ها را طوری گرفته بودند دست‌شان که انگار تنِ آدم‌های دل‌تنگ را روی دوش می‌کشاندند. در نگاه اول، توی صحن‌‌ها، مثل هرسالِ ولادت شلوغ نیست، ولوله نیست ولی این‌بار صداها و تصویرهای آدم‌ها همه‌ی حرم را پُر کرده بود.همه یک‌نفر نبودند، چندنفر بودند و چند خانواده. یک‌نفر که راه پیدا کرده بود به این صحن‌وسَرا با گوشیِ همراهش، باید بگویم با چشم‌هایش، توی حرم می‌چرخید. آن‌ها روزِ ولادت آقا همه‌ی خانواده را کشانده بودند بیرون. آن‌هایی که ناچار به‌خاطر کرونا توی خانه‌هایشان محصور شده بودند. دیشب ولی همه آمده بودند توی حرم. بعد رفتند توی صحن؛ حتی به‌سلامتی همه‌ی زائران از سقانه‌خانه‌ی اِسمال‌طلا آب خورده بودند. بعد نوای نقاره‌خانه را هم شنیده بودند و زوم کرده بودند روی آن دونفری که داشتند پرچمِ سبزِ گنبد را عوض می‌کردند. جمعیت انگار ساکت شده بود. حالا شلوغیِ صداهای پشت‌گوشی، تمام صحن را پُر کرده بود. صدای سلام‌ها، صدای گریه‌ها، بُغض‌هایی که یکی‌یکی می‌ترکیدند، آرزوهایی که یکی‌یکی فاش می‌شدند و چشم‌هایی که یکی‌یکی سرخ می‌شدند. راستش پشت این گوشی‌های هواشده، دل‌های تنگِ زائران جامانده‌ی زیادی را می‌دیدم که برای یک‌لحظه، فقط یک‌لحظه، دل‌شان می‌خواست صدای زنگ ساعت حرم را بشنوند. متن : قاسم فتحی
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->