در یـــادداشت قبــــــلی از تلفیـــــق شتـــــاب و مهـــــــندسی معمـــاری برای توسعهیافتن در سالهای پایانی هزاره دوم نوشتم و گفتم که 66 سال پیش یک ایرانی هوشمند، تهران امروز را پیشبینی کرده بود؛ مقالهای در پرشمارترین روزنامه آن روزگار با عنوان «حیف نوزادی که زود قد میکشد اما جایی برای نفس کشیدن نخواهد داشت» نوشت، اما کسی آن تیتر را نخواند و ندید و حاصل آن شد تهرانی که امروز میبینیم.
و اما مشهد... بنا ندارم شهرداران و مجموعه تصمیمگیران شهری سالهای گذشته را محکوم کنم و مقصر جلوه دهم، اما اولین دستهگل مدیریت احساسی و بدون بینش مهندسی، شهرک قاسمآباد بود؛ شهری روی منابع و سفره آبی مشهد، شهری درمانده و دورافتاده که برای تأمین نیازهای اولیهاش مثل حملونقل، شبکههای آب و برق و تلفن و گاز، تأمین بهداشت و ... هزینه زیادی شد و ازآنجاکه ماهیت این نوع توسعههای غیراصولی و غیرفنی، زایش همزاد است، دیدیم که دهها شهرک در اطراف قاسمآباد متولد و قوز بالا قوز شد؛ و حالا هرروز باید صدهزار لیتر بنزین مصرف شود تا ساکنان محترم اینجا به نقاط دیگر شهر بیایند و برگردند.
نگاهی به سازههای معتبری همچون آپارتمانهای مرتفع و ششصددستگاه نشان میدهد که دوراندیشی شامل فضای سبز، سرانه فضای پارکینگ، فضاهای تفریحی و ورزشی، فضای کسبوکار و مهمتر از همه دسترسی آسان به نقاط اصلی شهر بدون نیاز به طی مسیرهای طولانی در آن لحاظ شده و حالا بعد از گذشته دههها همچنان چشمگیر و مستـحکم ماندهاند.
کــــاش بهجــــــــای توســـــــــــعه بیرویه عـــــرض شــهر مشهد، از این 2 الگو برای سرریز جمعیت مشهد استفاده میشد.
در حرم رضوی نیز اسناد و عکسهای موجود نشان میدهد که طراحی با فضای کاملا ایرانی و اسلامی برای نمایان ماندن حرم مطهر امام رضا(ع) چون نگین در شهر مشهد به اجرا درآمده بود و همه نیازهای انبوه زائران امام همام در آن دیده شده بود که از جمله پیشگیری از آلودگی هوا و صوت به دلیل وجود فضای سبز گسترده اطراف روضه منوره، پیشگیری از ورود اتومبیل در محدوده حرم مطهر، حفظ حرمت این مکان مقدس و طی شدن یک مسیر پیاده برای آماده شدن زائر جهت ورود به حرم مطهر امام رئوف و زیارت مقبول و مهمتر از همه پیشگیری از ساخت سازههای متصل به حرم بود،اما امروز یکی از جدیترین مشکلات، گمشدن و دیده نشدن
بارگاه است.
حاصل این تصمیم عجولانه و غیرکارشناسی باعث میشود زائر مشهد مقدس اصلیترین ضرورت یک زیارت مقبول، یعنی آرامش، را نداشته باشد و آنچنان در آلودگی هوا و صوت اطراف حرم محصور شود که از دلیل سفر معنوی بازبماند.
اهل فن میدانند کشور عزیزمان به دلیل تنوع قومیتها و فراوانی خردهفرهنگها و گوناگونی آبوهوا و اقلیم در طراحی شهری و شهرسازی باید متأثر از فرهنگ و شرایط جوی غالب باشد؛ بهخصوص در شهری چون مشهد که بزرگترین کلونی مهاجران در کشور است و شاید 72 ملت...
لذا به زبان سادهتر، نمیشود نسخهای که برای معماری و شهرسازی گیلان و مازندران مینویسیم، برای خراســــــان و سیســـــتانوبلوچستان نوشت.
به همین لحاظ در خراسان تشنه آب که هوای خشکش مزید بر علت است، توجه به پیشینه تاریخی و فرهنگی معماریاش همچون احداث دیوارهای قطور، پنجرههای کوچک و سقفهای بلند و دیده شدن بادگیر در سقفهای ساختمانها یک اصل انکارناپذیر است و حذف آن حتی به بهانه پیشرفت فناوری عاقلانه نیست، اما متأسفانه در چند دهه اخیر هیچیک از این مؤلفهها نهتنها رعایت نشدهاند، بلکه مهندسان «ژیگول» با تخریب بسیاری از این معماری و بنا در مرکز شهر صورتمسئله را پاککردهاند.