بسیاری از ما عادتهای ناپسندی داریم که در برخورد با سایر افراد، سبب ناراحتی و آزار آنها میشود. اما از دید خودمان، رفتارمان هیچ مشکلی ندارد. بهعنوان مثال در مترو با دوستمان شوخی میکنیم که برای آن محیط مناسب نیست. در ایستگاه اتوبوس با آنکه فضا باز است پاهایمان را دراز میکنیم، بهنحویکه اگر فرد دیگری بخواهد از آنجا عبور کند باید از روی پای ما بگذرد. وسایلمان را در کتابخانه روی صندلی کناریمان میگذاریم و اجازه نمیدهیم فرد دیگری از آن صندلی استفاده کند. بهراستی چرا چنین رفتارهایی داریم؟ ریشه این رفتارها به چه موضوعی برمیگردد؟
راحتطلب هستیم
اولین نکته که از این رفتارها میتوان درک کرد، راحتطلبی فرد است. اگر در رفتار چنین افرادی دقت کنید یک نوع «من راحت باشم، دیگران برایم اهمیت ندارند که در چه وضعیتی هستند»، «من آسایش داشته باشم، ولو به قیمت ناراحتی دیگران» دیده میشود. این گروه مصداق «مرگ برای همسایه است» میشوند. تصورشان این است که خوبیها برای آنهاست و بدی برای دیگران. خودشیفتهها هم میتوانند جزو این گروه باشند و اگر راحتطلبها، آنهایی که همهچیز را برای خودشان میخواهند، زیاد در رفتارشان پیشروی کنند، میتوانند به خودشیفتگی برسند. در این حالت، رفتارها عقلانی نیست و خودشیفته میخواهد برتریاش را به دیگران دیکته کند.
حریمها مشخص نیست
حریمها و مرزها برای این گروه مشخص نشده است. ما باید در دوران کودکی به فرزندانمان آموزش بدهیم که هر کسی سیستم فردی جدایی دارد؛ حتی خواهر و برادر. سیستم فردی به شما میگوید هر آدمی ویژگیهای خاص خودش را دارد که با هیچ فرد دیگری یکی نیست. این فضا میتواند فیزیکی، اخلاقی، رفتاری و فکری باشد. بهعنوان مثال باید به فرزندتان آموزش بدهید این اتاق مشترک بین او و خواهر یا برادرش است و اولا خودش مسئول حفظ وسایلش است؛ دوم اینکه نباید پای خود را فراتر از حریمش بگذارد و وارد حریم دیگران شود. به او بگویید هنگامیکه وارد اجتماع شد، این حریم میتواند ابعاد دیگری داشته باشد که اگر آن را رعایت نکند منجر به تنش خواهد شد.
قوانین را تعیین کنید
احتمالا در محیط اطرافتان بارها با افرادی برخورد کردهاید که نمیدانستهاند در آن موقعیت و مکان چه رفتاری داشته باشند. بهعنوان مثال راننده تاکسی در ماشینش سیگار میکشد و شما و سرنشینان معذب هستید؛ فردی با صدای بلند در معابر عمومی مانند مترو، تاکسی صحبت میکند یا بدون استفاده از هندزفری آهنگی گوش میکند و لبخند میزند. این رفتارها نشان میدهد که ما آموزش ندیدهایم در چه مکانی، چه رفتاری شایسته است که انجام بدهیم. باید قاعده رفتار را بدانیم و بهموقع از آن استفاده کنیم که این موضوع تنها با آموزش در خانوادهها در کودک نهادینه میشود.
از کودکی آموزش بدهید
وقت مناسب برای آموزش مفاهیم رفتاری، قوانین و بهطورکلی باید و نبایدها چه زمانی است؟ مشاوران معتقدند از چهار یا پنجسالگی آموزش بایدها و نبایدها را میتوان شروع کرد. البته کودکان از همان دورانی که حرفزدن را شروع میکنند، میتوانند آموزشپذیر باشند. این آموزش باید مصداقی باشد؛ بهعنوان مثال هنگامیکه مهمانی میروید به دخترتان که تمایل دارد به قسمت مردانه برود یا پسرتان که دوست دارد عروس را در مهمانی زنانه ببیند، باید بگویید شما بزرگ شدهای و آنجا مخصوص بانوان یا آقایان است. یا بگویید هنگام صحبت، تن صدایت را پایین بیاور تا دیگران معذب نباشند.