مرتضی اخوان - شماره 7 ابومسلم در قلب دفاعی آنقدر برای مشکیهای محبوب شهر بازی کرد که آمار بازیاش در این تیم به حدی رسید تا ادعا کند بیشترین بازی را برای مشکیهای شهر انجام داده و به این باشگاه وفادار بوده است. گلهها و درددلهایش بیشتر از خودیهاست و وقتی سر صحبت باز میشود، از نارفیقی آنها مینالد. محمود مصلی، کاپیتان دهه70 ابومسلم، میگوید: «یک فصل مصدوم شدم، آقایان من را از لیست خارج کردند! سالها برای تیم زحمت کشیده بودم، اما بهراحتی مرا بیرون انداختند!» محمود مصلی بهعنوان کاپیتان کنار ستارههای زیادی از نسل طلایی ابومسلم دهه70 ایستاد و در مستطیل سبز برای آنها کاپیتانی و راهبری کرد. پیشکسوت این هفته «سهشنبهها با پیشکسوتان فوتبال» از بازیکنان بدشانس دهه50 و 60 نیست. محمود مصلی از نسل مردان دهه70 است که با ابومسلم به اوج افتخارات فوتبال رسید؛ از کسب عنوان بهترین تیم شهرستانی بگیرید تا صعود به لیگ برتر فوتبال.
به وقت تولد
10بهمن1350 در محله طلاب مشهد به دنیا آمدم. 4 خواهر و برادر بودیم که برادر بزرگترم تا جوانان آدنیس بازی کرد؛ اما بعد فوتبال را رها کرد.
تعداد فرزندان
3 تا بچه دارم؛ 2 پسر و یک دختر. دخترم عروس شده و پسر بیستویکسالهام به فوتبال علاقهمند است و برای جوانان ابومسلم ثامن هم بازی کرده است.
فعالیتها و افتخارات فوتبالی
13 سال برای ابومسلم بازی کردم. حدودا بیش از 400 بار برای این تیم بازی کردم که شاید در بین بازیکنانی که سابقه بازی در این تیم را دارند، بیسابقه باشد. با ابومسلم 2 بار بهترین تیم شهرستانی شدیم؛ یکبار سال77 و یکبار سال81. یکسال در داماش بازی کردم و 2 سال آخر فوتبالم را هم بهخاطر بیمهری آقایان ابومسلمی به پیام رفتم.
دوران مربیگری
بعد از فوتبال مدرکC و D مربیگری را گرفتم؛ اما آقایان از هر شهر و دیاری برای خودشان کمک آوردند، ولی سراغ ما نیامدند. اکبر میثاقیان که 10 سال برایش بازی کردم و بهخاطر رفاقت، پیشنهادهای مختلف فجرسپاسی، پاس تهران، ذوبآهن و... را رد کردم، از همهجای ایران کمکمربی آورد، ولی یکبار سراغ من نیامد. از مربیگری زده شدم و دیگر سراغش نرفتم.
شغل در کنار فوتبال
زمان فوتبال که همه عشقمان بازی بود؛ اما الان یک مغازه در میدان ترهبار دارم.
خودرو و منزل
یک اتومبیل206 دارم و در محله ابوطالب زندگی میکنم.
آخرین فعالیت ورزشی
الان دوماهی است که سرمربیگری تیم زیر هفدهسالههای ابومسلم ثامن را به عهده دارم.
تلخترین و شیرینترین اتفاق فوتبالی
تلخترین که معلوم است. برای منی که 13 سال در ابومسلم بازی کردم، نابودی این تیم تلخترین خاطره فوتبال مشهد است؛ اما شیرینترین را میتوانم قهرمانی ابومسلم در لیگ دستهیک و صعود به اولین دوره لیگ برتر در سال80 بگویم.
حالوروز امروز فوتبال مشهد
من از 20، به وضعیت فوتبال مشهد نمره 12 میدهم. اصلا نظم و انضباطی وجود ندارد. امکانات نیست و همهچیز روی هواست. باشگاههای مشهد شرایط اسفباری دارند؛ البته در بخش لیگبرتری شاید با موفقیتهای شهرخودرو دل هواداران فوتبال مشهد کمی شاد شده باشد، اما حقیقت آن است که وضعیت فوتبال مشهد بهاستثنای شهرخودرو، داغون است.
گله فوتبالی
گلایه زیاد است. به ما زیاد توجه نکردند. با آن همه وقتی که گذاشتیم و زحمتی که کشیدیم، خیلیها آمدند و در حقمان نامردی کردند. ما خاک ابومسلم را خوردیم، دیگران از بیرون استان آمدند و مربی شدند! دلم میسوزد زمانی که میتوانستم به پیشنهادهای مالی خوب باشگاههای خارج از استان جواب مثبت بدهم، به باشگاه ابومسلم وفادار ماندم؛ اما باشگاه به من وفادار نماند. این خیلی سخت است.