دیدار با حاج علی تفقد جانباز شیمیایی دفاع مقدس

دشمن بیدار است، هوشیار باشیم

  • کد خبر: ۲۷۷۵
  • ۰۹ مرداد ۱۳۹۸ - ۰۹:۳۱
دشمن بیدار است، هوشیار باشیم

جانقربان - حاج علی تفقد از آن‌هایی است که 8سال جنگ تحمیلی را با گوشت و پوست و استخوان دیده و چشیده و الان نه‌تنها در منطقه بلکه در شهر و کشور به‌عنوان تاریخ شفاهی جنگ محسوب می‌شود. او که این روزها ساکن محله سرافرازان است همچنان سبک زندگی دفاعی خود را حفظ کرده و با وجود اینکه بیش از 5دهه از زندگی‌اش می‌گذرد باز هم پرچم دفاع از مرزها را در دست دارد.
به بهانه سالروز عملیات مرصاد، آخرین عملیات دفاعی ما در سال1367 میهمان این مرد جانباز شیمیایی که بدنش پر از ترکش‌های جنگ است می‌شویم و برشی از خاطرات او را که به عملیات غرورآفرین مرصاد برمی‌گردد، می‌خوانیم.

 

یک تفکر خلاف
حاج علی تفقد این‌طور آغاز می‌کند: باتوجه به تجربه‌ای که از حضور 8ساله در جنگ تحمیلی دارم به نظرم می‌رسد که دفاع مقدس ما دو مقطع بسیار مهم داشت که مقطع اول آن زمان شروع جنگ بود. در اوایل جنگ، شاهد غربت مدافعان نظام جمهوری اسلامی در سرتاسر مرزهای مشترک ایران و عراق بودیم و با کمترین آمادگی، کمترین تجهیزات و کمترین نیرو باید در مقابل تهاجم رژیم بعثی عراق می‌ایستادیم.
البته بعد از یک‌سال توانستیم در همین جنگ نابرابر توفیقات زیادی کسب کنیم و شکست‌های زیادی به دشمن وارد کنیم که از قدرت دفاعی‌اش کاسته شود اما متأسفانه از کربلای5 به بعد تفکری خلاف تفکر حضرت امام(ره) شکل گرفت و کم کم جبهه‌های ما از نیروی انسانی خالی شد.
دشمن هر روز با یک تاکتیک جدید به ما حمله می‌کرد. منافقین از داخل به دشمن کمک مضاعف می‌کردند و در جبهه‌های مختلف به کمک صدام می‌آمدند و دم از این می‌زدند که جنگ باید جمع و جور شود؛ تا اینکه به قطعنامه598 رسیدیم.

 

2روزه تا تهران
دشمن نیروهای نفوذی را تا عمق کشور فرستاده بود و باتوجه به کمبود نیروی انسانی که در جبهه با آن روبه‌رو بودیم فراخوانی داد و تمام نیروهای داخلی و خارجی‌اش را به بغداد فراخواند. منافقین با لباس مبدل شرق اندیمشک را دور زدند و جبهه‌های ما را مورد تاخت‌وتاز قرار دادند. تجاوز دشمن تا جاده اهواز خرمشهر رسید و حمایت‌های کامل نظامی صدام را داشتند. صدامی که اوایل جنگ گفته بود دو روزه تهران را می‌گیرد فکر کرده بود که حالا با تضعیف نیروهای دفاعی می‌تواند این کشور را به دست بگیرد؛ اما قدرت ملتی را که انقلاب کرده بودند نادیده گرفته بود!

 

توفنده و شاد
آخر جنگ با خودشان گفتند که حالا قوی‌تر هستیم و می‌توانیم به اهدافی که داریم برسیم برای همین در غرب کشور تهاجمی صورت گرفت که در رأس آن منافقین بودند. بمباران‌های شدید داشتند و با آتش عقبه عراق فجایع زیادی در اسلام‌آباد راه‌انداختند.
حرکت آن‌ها در ابتدا تند بود. نیروهای ما برای عملیاتی پیش‌دستانه در جنوب مستقر بودند.
تدبیر آقای محسن رضایی بود که عملیاتی پیش‌دستانه در منطقه جنوب انجام دهیم تا دشمن به اهداف خود نرسد اما با ملاحظه اتفاقی که در غرب افتاد و اینکه دشمن از اسلام‌آباد رد شده بود و به سمت کرمانشاه در حرکت بود و حتی عده‌ای از منافقین در حوالی کرمانشاه جمع شده بودند تا به آن‌ها ملحق شوند، برنامه تغییر کرد و نیروها در غرب بسیج شدند تا جلو این تهاجم را بگیرند.
بماند که شهید شوشتری و شهید صیادشیرازی با چه زحمتی خودشان را به منطقه رساندند ولی با انبوه دفاع هوایی از گردنه چهارزبر تا اسلام‌آباد و بستن راه آتش عقبه عراق با به‌کارگیری تیپ‌ها و لشکرهای مختلف جلو این تجاوز گرفته شد و عملیات به قدری سریع و توفنده بود که دل امام(ره) و ملت را شاد کرد.
جنگ تمام شد اما این اتفاق درس عبرتی بود برای ما که بدانیم اگر حواسمان به مملکت نباشد چه آسیب‌هایی وارد می‌شود.
ما همیشه باید هوشیار باشیم. این عملیات یک تذکر و زنگ خطر بود که دشمن همیشه بیدار است.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.