اعلام سازوکار شرکت داوطلبان کرونایی در کنکورهای ۹۹ ریزش معدن در کرمانشاه + آخرین آمار جان باختگان آخرین آمار رسمی ابتلا به کرونا در ایران جمعه ۱۳ تیر | کرونا جان ۱۵۴ نفر دیگر را در کشور گرفت واکسن آنفلوانزا برای بیماری کووید۱۹ ایمنی ایجاد نمی‌کند چگونه خشم خود را کنترل کنیم؟ | هیولایی به نام خشم آخرین آمار جهانی کرونا | کرونا به مرز ۱۱ میلیون نفر رسید درباره قرنطینه خانگی بیماران کرونا بیشتر بدانید اعلام شرایط پلاک خودرو معلولان کودکان و کرونا | آسیب پذیری کودکان را جدی بگیریم سرماخوردگی راهی در برابر کرونا برخورد قضایی با برپاکنندگان تجمع‌های غیرضروری در مشهد رشد ۱۳ درصدی تولید سیگار در ایران جوان ۲۵ ساله در استخر کشاورزی علی آبادکتول غرق شد پوستر جنجالی چگونگی برخورد با زورگیران خیابانی + عکس آسیب مغزی؛ شایع‌ترین معضل بیماران بدحال کرونایی توقف اعمال جراحی زیبایی به علت کرونا بازگرداندن ۲۱ پرنده شکاری همزمان با میلاد ضامن آهو به آسمان خراسان رضوی صرفه‌جویی ارزی ۹۵ هزار دلاری با تولیدات یک واحد فناور در خراسان رضوی آغاز محدودیت‌های کرونا در کیش از شنبه
خبر ویژه
با گفتن اینکه رومینا عاشق بود، داس برنداریم و گلوی رومیناها را نبریم
سعید علیزاده

به گزارش شهرآرانیوز، سال ها پیش که دانشجوی حقوق بودم ارتباط بسیار خوبی با اساتید و کارمندهای دانشگاه داشتم و این ارتباط سبب می شد تا هروقت اراده کنم در دادگاه هایی که اساتیدم قاضی آن شعبات بودند حضور داشته باشم و پشت میزی بنشینم و البته دسترسی به پرونده ها و پیگیر روند دادرسی ها در زمان قاضی القضات بودن آیت الله یزدی که دادسرا را برچیده بود و محاکم حقوقی و کیفری در شعبات جداگانه ای نداشت.

▫️یکی از شعباتی که به آن زیاد رفت و آمد داشتم از اساتید ارجمندم به نام قاضی ...... بود و پرونده ای داشت که دختری ۱۵ ساله به همراه مردی ۳۵ اقامه دعوا کرده بودند تا از دادگاه به دلیل مخالفت خانواده دختر اجازه عقد بگیرند.
پدر و مادری که مثل مار به خود می پیچیدند و دختری که کوتاه نمی آمد و مردی که اتفاقا یک بار ازدواج هم کرده بود منتظر بود تا اجازه عقد بگیرد و دختر نوجوان را با حکم دادگاه به حجله ببرد.

▫️قاضی در ابتدا دختر را فراخواند و حرف هایش را شنید. سپس خواستگار را فراخواند و با پرخاش و تندی و حتی تهدید به او فهماند که تا پایان حکم اگر بفهمد هرگونه ارتباطی به هر شکل با دختر داشته باشد عواقب وحشتناکی خواهد داشت.

▫️سپس مادر دختر را صدا کرد. از مادر پرسید آیا شده پدر دختر نوازشش کند و شب ها برایش قصه بخواند یا با او حرف بزند تا بخوابد؟ زن گفت به هیچ عنوان اجازه نمی دهم یعنی چه. چه معنی دارد پدر به دختر دست بزند! قاضی نگاهی کرد و گفت آیا شما این کار را انجام می دهی و تاکید کرد واقعیت را بگو. مادر گفت نه این کار را نمی کنم. گفت از چه سنی دیگر دخترت را حمام نمی کنی؟ مادر گفت از کودکی به او آموختم خودش حمام کند. و چند سوال دیگر نظیر این سوال ها پرسید و جواب هایی شبیه این جواب ها گرفت.

▫️سپس قاضی دستور داد پدر هم بیاید داخل و به پدر و مادر گفت با این ازدواج مخالفید؟ آن ها گفتند بله ...
قاضی گفت برای سه ماه آینده وقت تعیین می کنم. در این مدت باید به دستوراتی که می دهم عمل کنید. هر شب پدر باید دختر را نوازش کند با او حرف بزند تا بخوابد. مادر هم باید مدام فرزند تان را نوازش کنید و حتی گاهی او را به حمام ببرید و ... دستور های دیگری که برای من عجیب بود.

▫️تاریخ سه ماه بعد را جایی یادداشت کردم و راس مقرر هماهنگ کردم و در شعبه حضور یافتم. به شدت هم می ترسیدم با اصرار دختر و آن مرد به دلیل بلوغ و رشد دختر قاضی و سایر شرایط که مهیا بود قاضی رأی به ازدواج آن دو بدون اذن پدر دهد. در کمال ناباوری دختر به همراه پدر و مادر در شعبه حضور یافت و اعلام کرد که دیگر تمایلی به ازدواج ندارد و ماجرا به اتمام رسید.

▫️پس از خروج آن ها استاد رو به من کرد و گفت من خودم هم دختر دارم این دختر بچه عاشق نبود و شوهر نمی خواست نیاز به نوازش و لمس و توجه داشت.
حال من با شما دوباره قصه ای را مرور می کنیم رومینا دختری سیزده ساله بود ... و پدر رومینا با داس در حالی که دختر خواب بود گردنش را برید...

▫️رومینا و رومیناها نه عاشقند و نه مشکل ناموسی دارند این دختر ها - زن ها- توجه و احترام و لمس و نوازش نیاز دارند که از پدر و مادر دریافت نمی کنند و برای رفع مشکل به سمت بیرون از خانواده می روند. رومینا که رفت اما ما یاد بگیریم که دختر های مان نیاز به توجه و عشق و لمس و نوازش پدر و مادرهای شان دارند.
با گفتن اینکه رومینا عاشق بود، نگوییم کودک همسری چاره درد است ، نگوییم این بچه خودش هم مشکل اخلاقی داشت و چرا به دنبال آن مرد رفت و ...و... بدانیم با این جملات ماهم داس برداشته و گلوی رومینا و رومیناها را می بریم.

▫️پ ن: اسم استاد را ننوشتم چون اجازه ندارم اما قاضی شریفی بود در شهر زنجان که استاد من بود و هرجا هست سلامت باشد و دستبوسش هستم.

منبع :فارس پلاس

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* captcha:
* نظر:
توجه : نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمیشود.
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
مرتضی
Iran, Islamic Republic of
۰۷:۲۶ - ۱۳۹۹/۰۳/۱۰
0
1
بسیار عالی و آموزنده بود
سرخط خبرها
{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}