یکی از بزرگترین معماها و معضلات اساسی جوانان جامعه ما در زمان حاضر بحث ازدواج است. نوشته خود را با چند سؤال آغاز میکنم. چرا جوانان باوجود میل شدید باطنی و فطری به ازدواج، میل و رغبتی به این سنت حسنه ندارند؟ چرا سن ازدواج در جامعه ما از مرز تعادل که نه، بلکه از خط قرمز هم گذشته است؟ چرا آمار طلاق در جامعه ما زیاد است؟ دلیل تعدد پروندههای جرائم و تخلفات مربوط به انحرافات جنسی، فسادهای اخلاقی و روابط نامشروع چیست؟ چرا باوجوداینکه ازدواج در دین ما جزو قوانین و سنت نبوی است، مسئولان کشور بعد از گذشت چهاردهه از انقلاب نتوانستهاند این مشکل اساسی و بسیار حیاتی جوانان را حل کنند؟ای کاش مسئولان نظام و کشور جوابی برای این 5سؤال، نه از سر توجیه و شعار بلکه از سر انصاف بدهند و راهحل منطقی و مناسب برای حل این معضل غولآسا و کمرشکن( تمایلنداشتن جوانان به ازدواج) ارائه کنند.از نظر من برای حل این معضل انجام دو کار ضروری است. اول آگاهی و دانستن و بعد عمل و اقدام.
در مورد اول باید بدانیم جوانان چقدر برای ما ارزش داشته و عزیز هستند. جوانان ما در خطر انحرافات اخلاقی قرار دارند. جوانان هر جامعهای حکم پایه و ستون آن جامعه را دارند و سرمایههای مملکت محسوب میشوند، بدیهی است بیتفاوتی به نیازهای آنها به معنای سستشدن پایهها و ستونهای جامعه است. جوانان ما در معرض نابودی هستند؛ اعتیاد، بیکاری، فقر مالی و فرهنگی، فشار غرایض، عوامل تحریککننده و فشارهای عصبی بر آنان از طریق فضای مجازی و عوامل بیرونی مانند بدحجابی و... بروز میکند.
اما موضوعاتی که باید به آن عمل کنیم به این شرح است؛ نهادی رسمی و قانونی از طرف مجلس به نام سازمان امور جوانان تشکیل شود که وظیفه آن فقط رسیدگی به امور جوانان باشد، همه بانکهای فعال در کشور باید موظف شوند تا یکدرصد از درآمد خود را رایگان صرف وامهای بلاعوض و رسیدگی به امور جوانان از قبیل ازدواج، جهیزیه، مسکن و تولید کار کنند، یک درصد مالیات دریافتی کل سازمانها، مؤسسات دولتی و غیردولتی، تجار و کسبه کشور باید رایگان به امر ازدواج، جهیزیه، مسکن و تولید کار برای جوانان اختصاص یابد. کارخانجات و سازمانهای دولتی باید مکلف به قراردادن شرط تأهل در شرایط استخدام شوند، وزارت مسکن به جوانان مسکنهای ساختهشده به صورت اجاره به شرط تملیک بدهد.
با اجرای نظریههای فوق، جوانان درمییابند که اگر بخواهند شغل مناسب پیدا کنند، اول باید ازدواج کنند و از طرف دیگر دولت هم زمینه ازدواج را از طریق طرحهای یادشده برای وی فراهم کرده و یقین دارد که بعد ازدواج مشکل مسکن و شغل او حل خواهد شد.
حال در چنین شرایطی کدام جوان میل و رغبت به ازدواج ندارد؟!