مژده رنگیان - این روزها بازار اخبار فوتبالی ایران حسابی داغ است، جایی که حرف از تحریم فوتبال ایران بهدلیل ممنوعیت ورود بانوان به ورزشگاهها و تأخیر در برگزاری لیگ برتر شنیده میشود، اما در گوشهای از شهر مشهد در یک ظهر تابستان، دختران ما با فوتبالیستهای تیم شهرشان هم بازی و دقایق شیرینی را مقابل هم پا به توپ شدند.
مؤسسه خیریه همدم، 400 دختر بیسرپرست یا بدسرپرست را تحت پوشش خود دارد و در تلاش است تا با وجود همه سختیهایی که بیرون از این خانه برای دخترانش وجود دارد، آنها را توانبخشی کند تا بتوانند راحتتر در جامعه حضور داشته باشند. پیش از این فوتبالیهای زیادی میهمان این مؤسسه بودند اما برای نخستین بار نماینده شهرمان در لیگ برتر فوتبال راهی این محل شد تا با اهالی این خانه هم صحبت شوند، فوتبال بازی کنند، به صدای آنان گوش دهند و از هنر آنها لذت ببرند. دکتر حجت، مدیر مؤسسه، که حکم مادر این دختران را دارد، میگوید: فصل گذشته بچههای این خانه برای موفقیت تیم شهرشان در بازی آخر دست به دعا برداشتند و در ادامه راه آسیایی شدن آنها را فراموش نمیکنند.
میزبانی همدمیها از فوتبالیها
یحیی گلمحمدی، سرمربی تیم شهرخودرو، به همراه مجتبی سرآسیایی، مدیر تیم، در این دیدار حضور داشتند و از بازیکنان، امین قاسمینژاد، یونس شاکری، سعید صادقی و روح ا... باقری، و مربیان، حمید مطهری و محمد عسگری، آنها را در این دیدار همراهی میکردند. قرار بود مهدی رحمتی نیز در این جمع باشد و دستکشهای گلری را با امضای خود به دختران همدم هدیه دهد اما این دیدار به زمانی پس از اردوی تهران موکول شد. فریده، دختر ویلچرنشین همدم، که لبخند از روی لبانش محو نمیشود، به همراه اختر انتخاب شدهاند تا با دستهگلی به استقبال یحیی و دوستانش بروند و از نیمساعت قبل در انتظار ورود آنها بودند. یکی از غنچههای گل مریمی که در دست دارد، روی موهایش جا میگیرد و بالاخره با آمدن میهمانان، او کار خود را به بهترین شکل انجام میدهد. میهمانان فوتبالی برای اولین بار به دیدن دختران کمتوان ذهنی میروند که در یک ظهر تابستانی روی تختهای خود آرام گرفتهاند. با ورود میهمانان به رسم همیشگی، اکثر همدمیها به دنبال ارتباط برقرار کردن با میهمانان هستند. گل محمدی و دوستانش با آنها خوشوبش میکنند، دست میدهند، عکس میگیرند و دختران با لبخندهایی به پهنای صورت، پاسخ آنها را میدهند.
گلمحمدی، مدافع تیم دختران همدم
اما حالا قسمت اصلی ماجرا رقم میخورد: گلکوچک با تیم فوتبال همدم. دختران با کاپشن شلوار ورزشی صورتیرنگ، در حیاط کوچک همدم که 2 دروازه گلکوچک در 2 سمت خود دارد منتظر ورود فوتبالیستها هستند و با دیدن آنها شروع به تشویق میکنند و آنها را به کریخوانی و یکدست بازی دعوت میکنند. اسپهبدی، مربی ورزش دختران، آنها را در زمین میچیند و بازیکنان جاگیری میکنند اما یحیی گلمحمدی، کاپیتان سالهای نه چندان دور پرسپولیس، ترجیح میدهد در همان پست همیشگی خود بازی کند، دفاع آخر اما اینبار برای تیم دختران همدم.
در مقابل هم سرآسیایی، مدیر تیم، درون دروازه شهرخودرو قرار میگیرد. شاکری، قاسمینژاد، باقری و صادقی و عسگری هم در میدان حضور دارند. بازی را گلمحمدی شروع میکند، با شوتی به سمت دروازه شهرخودرو که به اوت میرود. زهرا، زینب، فاطمه و مهناز تلاش میکنند در میانه میدان توپ را پیدا کنند و خود را به دروازه برسانند. شوت اول آنها از بین دستهای سرآسیایی وارد دروازه میشود. گل دوم را هم زهرا از گوشه راست وارد دروازه میکند که باعث تحسین همه میشود و پس از گل خوشحالی ویژه خود را به نمایش میگذارد. حالا بازی جدیتر شده و با پاس قاسمینژاد، سعید صادقی توپ را وارد دروازه میکند. دیگر بازی شلوغ شده است و صدای سوت پایان به گوش میرسد.
خاطره فراموشنشدنی آقای مربی
کسی نتیجه نهایی را متوجه نشد اما زهرا، گلزن تیم همدم، میگوید «ما 4 بر یک بازی را بردیم، تازه ما دختر بودیم و آنها مرد.» فوتبال را دوست دارد و با همان لباسهای صورتی همیشه در بازیهای گلکوچک یک پای ثابت است. در آخر بازی هم همگی با هم یک عکس دستهجمعی رفاقتی میگیرند. زهرا و زینب حسن خانی، فاطمه کهنه، زینب طاهری، مهناز حسینتاش، سمیه خاوری و نرگس نصیری بازیکنان تیم دختران همدم در این مسابقات بودند، کسانی که سرمربی شهرخودرو از استعداد خوب آنها گفت. در پایان گلمحمدی از این بازی به عنوان خاطره فراموشی نشدنی خود نام برد و گفت: تا به حال چنین تجربهای نداشتم و لحظات خوب و شیرینی برای من و دوستانم رقم خورد. امروز تحت تأثیر هنر و استعداد بچهها در قسمتهای مختلف مؤسسه قرار گرفتم و دختران همدم روز خوبی را برای ما رقم زدند.
پایانی با صدای تکتم و توپ امضاشده
در گام بعدی اما دختران گروه سرود میزبان فوتبالیها هستند، همان گروه معروف که «تکتم»، عضو آن، با چشمهای نابینا اما صدای گیرای خود توانسته است دل خیلیها را در سراسر کشور ببرد. ندا دکلمهای در ابتدا میخواند و با صداقت کلامش همه را تحتتأثیر قرار میدهد و بعد از آن گروه، همه را میهمان دوقطعه گل پامچال و ایران میکنند که با تشویق حاضران در جمع همراه میشود. در بازدید از کارگاه هنرهای دستی، قلمزنی و گلیمبافی یکی از گلیمهای کاملشده، به دست شهرخودروییها از دار قالی بریده میشود و توسط آمنه که خودش گلیم را بافته است، به یحیی گلمحمدی اهدا میشود. گلیمی که یحیی در جمع دوستان خود گفت برایش ارزشمند است و با کسی از باشگاه آن را سهیم نمیشود. بعد از آن هم یک گلیم با نام باشگاه شهرخودرو را به دختران هنرمند این مؤسسه سفارش دادند. هدیه باشگاه به رسم یادبود به دختران، 2 توپ با امضای بازیکنان و مربیان این تیم و لباس باشگاه بود.