هانیه فیاض - همه او را با «کافه سید» میشناسند. سالهای زیادی است که در محله راهنمایی کاسبی میکند و جزو کاسبانی است که مشتریمداری و روی خندانش زبانزد عام و خاص است و در واقع یکی از دلایل استقبال مشهدیها از کافه سید، همین لبخند روی لبان صاحبش است. این حرفه را از پدرش به ارث برده است و قصد دارد آن را به نسل بعد از خود منتقل کند. سیدمحسن قارونیهاشمزاده صاحب کافه سید است که اعتقاد دارد هرچه روزی به دست میآورد، از برکت حضور مشتریانش است و مشتریان هم به دستِ خوب و سرعت عمل بالای او معتقد هستند. گزارشی که در ادامه میخوانید، به سبب آشنایی بیشتر با او تهیه شده است. سیدمحسن قارونی با اشاره به سالها تلاش در این واحد صنفی، میگوید: 49 سال سن دارم و از همان دوران کودکی به همراه پدرم به مغازه میرفتم. پدرم هم مغازه «کافه سیدهاشم» در خیابان قرنی را اداره میکرد و من کنار دست او این کار را یاد گرفتم، تا اینکه 17 سال پیش، مستقل شدم و به محله راهنمایی آمدم و در خیابان دستغیب مشغول به کار شدم. بهطور کلی حدود 32 سال است که در این حرفه فعالیت میکنم.
قارونیهاشمزاده به علاقه بسیاری که به شغلش دارد، اشاره میکند و توضیح میدهد: من هیچوقت خسته نمیشوم؛ زیرا آنقدر این کار برایم شیرین است که خستگی را حس نمیکنم. گاهی دیگران فکر میکنند که شاید این حرفه که هر روزش یکنواخت است، روزی تکراری شود، اما برای من هیچوقت اینگونه نبوده است و همیشه روزم را با انرژی مضاعفی آغاز میکنم.او دارای 2 فرزند دختر و یک فرزند پسر است و اکنون تنهاپسرش آقاسید را در اداره کافه همراهی میکند؛ پسری 24 ساله که قصد دارد راه آقاسید را ادامه دهد. او هم، مانند پدرش در این مسیر به شکل خستگیناپذیری قدم برمیدارد.کاسب محله راهنمایی درباره مردمان این محله بیان میکند: بهطور معمول از اقصینقاط مشهد مشتری دارم و همه آنها همیشه با خوشحالی و مهربانی میآیند و میروند؛ اما اگر بخواهم درباره اهالی محله راهنمایی بگویم، آنها را مردمانی صمیمی و دستودلباز میبینم. ساکن این محله نیستم اما در طول سالهایی که اینجا کار کردهام، دوستان زیادی پیدا کردهام که به بنده خیلی لطف دارند.
صبحانههای دوستداشتنی
او با اشاره به یکی از خاطرات دوران کاریاش میگوید: مشتری نوجوانی داشتم که خیلی اوقات برای صبحانه به کافه ما میآمد. روزی مادرش پیش من آمد و گفت: «آقا سید، من هرچه صبحانه برای پسرم درست میکنم، او نمیخورد. حتی املت با روغنزرد میپزم اما باز هم لب نمیزند و پیش شما میآید و میگوید من فقط صبحانههای سید را دوست دارم! شما چگونه املت و نیمرو میپزید که او میخورد؟» به آن خانم گفتم: «روش خاصی ندارد، من هم خیلی معمولی صبحانه آماده میکنم.» آن مادر از من خواست که نحوه پختوپز خود را به او یاد بدهم و من هم قبول کردم و ساعتی در روز را مشخص کردم که بیاید و از نزدیک ببیند که من چه میکنم.قارونیهاشمزاده چندماه است که مجبور شده مکان مغازهاش را تغییر دهد. او درباره علت این کار میگوید: کافه من، سالها در خیابان دستغیب، نزدیک مجتمع تجاری تک بود، اما چندماه پیش صاحب ملک از من خواست سریع آنجا را خالی کنم. زمانی که از من خواستند مغازه را تحویل بدهم، یک هفته مانده به پایان ماه مبارک رمضان بود و شرایط برای اطلاعرسانی به مشتریانم وجود نداشت. از طرفی صاحب ملک حتی اجازه نداد که بنر اطلاعیه مبنی بر انتقال کافه سید را در آن محدوده نصب کنم. من هم به اینجا (روبهروی دستغیب یک) نقل مکان کردم، اما در کمال ناباوری دیدم که صاحب ملک قبلیام مغازه را با همان نام و حرفه من به پسرش داده و اکنون مشغول کار و کاسبی است؛ درصورتیکه همه آنجا را با نام من میشناسند. به همین دلیل این کار را که بدون هماهنگی با من صورت گرفته بود، از اتحادیه چایخانهداران پیگیری کردم. متأسفانه بعد از گذشت این مدت، هنوز اتحادیه هیچ واکنشی درباره این مسئله غیراخلاقی نشان نداده است که امیدوارم این مشکل زودتر رفع شود.
او با اشاره به ساعت سرویسدهی کافه از 5:30 صبح تا 17:30 عصر ابراز میکند: اوج شلوغی کار ما از ساعت 8 تا 12 است و خامه، کره، پنیر، سوسیستخممرغ، املت، نیمرو، خاگینه، عدسی و دیزیسنگی با دورچین خیارشور، سیرترشی، ماست موسیر و پیاز، منوی خدمات کافه است که تصمیم دارم بهمناسبت جابهجایی مغازه، کشک و بادمجان و پیراشکی را هم به آن اضافه کنم.آقا سید در پایان از تمدید سهساله جواز کسب خود یاد میکند و ادامه میدهد: پایان هر روز، تمام مغازه را نظافت و شستوشو میکنیم و به همین دلیل است که تاکنون هیچگاه به لحاظ بهداشتی با مشکلی روبهرو نبودهایم و توانستهایم رضایت مشتریان و مراجعهکنندگان را کسب کنیم.