بهترین زمان روزه‌داری برای مادران باردار در چند ماهگی جنین است؟ حذف یارانه غذای دانشجویی تکذیب شد هوای مشهد سالم شد (۱۰ اسفند ۱۴۰۳) جاده چالوس همچنان مسدود است (۱۰ اسفند ۱۴۰۳) سامانه بارشی جدید وارد کشور می‌شود (۱۰ اسفند ۱۴۰۳) برگزاری پویش سراسری درختکاری در بوستان‌های بانوان شهر مشهد رئیس سازمان بهزیستی: تا پایان سال ۱۴۰۳ حتی یک فرد دارای معلولیت بدون ویلچر نخواهد ماند کشف ۱۵۴ تن برنج احتکارشده در مشهد (۹ اسفند ۱۴۰۳) توصیه‌های تغذیه‌ای برای روزه‌داران در ماه رمضان دادستان مشهد: نظارت‌ها بر اراضی ملی و منابع طبیعی در آستانه بهار ۱۴۰۴ تشدید شود درباره کینه‌توزی که روح و روان را می‌آزارد | کینه به دوش آخرین وضعیت ترافیکی جاده‌های کشور (۹ اسفند ۱۴۰۳) میزان صرفه‌جویی مصرف گاز خراسان رضوی در روز‌های سرد ۱۴۰۳ سالانه ۷۰۰۰ عضو قابل‌اهدا در کشورمان خاک می‌شود! بهترین رژیم غذایی برای بهبود سرطان پروستات واکسنی امیدبخش برای سرطان پانکراس نقش وکلا و اداره کل حقوقی شهرداری در تحقق حکمرانی شهر قانون‌مدار درباره شبکه فرسوده انتقال آب مشهد و آبی که در روزهای کم‌آبی از دست می‌رود | چکه‌های بی‌پایان ماجرای تخلیه بیمارستان زینبیه شیراز چه بود؟ نقشه زیرکانه پلیس مشهد، سارقان را زمین گیر کرد دیدار مشاور وزیر آموزش و پرورش عراق با کاظمی (۹ اسفند ۱۴۰۳) درج نشان اهدای‌عضو بر روی گواهینامه‌های رانندگی پیش‌بینی هواشناسی مشهد و خراسان رضوی امروز (پنجشنبه، ۹ اسفند ۱۴۰۳) | بارش پراکنده باران در برخی نقاط استان آیا رفلاکس معده در نوزادان ناشی از یک مشکل جدی است؟ آیا میوه‌ها و سبزیجات با پوست مغذی‌ترند؟ هوای سرد در کشور تا اواسط هفته آینده ماندگار است (۹ اسفند ۱۴۰۳) «رژیم فستینگ» چیست و چگونه به کاهش وزن کمک می‌کند؟ نزاع مرگ‌بار در مشهد به‌خاطر دختر ۱۵ساله سالم‌ترین نوشیدنی‌ها برای کودکان کدام‌اند؟ مهم‌ترین علامت سرطان پروستات تغییر شرایط ادراری است
سرخط خبرها

سرنوشت عجیب زنی که خیانت کرد و خیانت دید

  • کد خبر: ۳۱۲۸۹۲
  • ۰۷ بهمن ۱۴۰۳ - ۱۰:۰۸
سرنوشت عجیب زنی که خیانت کرد و خیانت دید
زن جوانی که با شکایت همسر و فرزندان یک مرد دستگیر و به کلانتری برده شده بود، گفت فریب یک مرد متاهل را در فضای مجازی خورده و زندگیش از هم پاشیده است.

به گزارش شهرآرانیوز، زن ۳۰ ساله با بیان اینکه فرزند اول خانواده‌ام بودم و پدرم وضعیت اقتصادی بدی نداشت، به کارشناس اجتماعی کلانتری شهید نواب صفوی مشهد گفت: دوران کودکیم با تمام سادگی‌ها و محدودیت‌ها گذشت و هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم در ۱۵ سالگی زندگیم دگرگون شود.

مردی که ۱۵ سال از من بزرگ‌تر بود، به خواستگاریم آمد. من نه او را می‌شناختم، نه حتی می‌خواستم با او زندگی کنم. اما مخالفت‌هایم به جایی نرسید. پدر و مادرم می‌گفتند صلاح تو را ما بهتر می‌دانیم و این‌گونه بود که با گریه و دلشکستگی ازدواج کردم و به همراه شوهرم به شهر دیگری رفتم.

درس و تحصیل را هم رها کردم و تا مقطع راهنمایی بیشتر نخواندم. زندگیم در خانه او مثل یک کابوس بود. مردی که تفاوت سنی‌اش با من به اندازه یک نسل بود، نه عشق داشت، نه درک.

تمام روزهایم در تنهایی و بی‌کسی گذشت. سال‌ها گذشت و بچه‌دار نشدیم. مشکل از او بود، اما همیشه من سرزنش می‌شدم. در ۲۸ سالگی دیگر فقط یک پوسته از وجودم باقی مانده بود. از روی بیکاری و تنهایی سراغ فضای مجازی رفتم.

آنجا با مردی به نام غلام آشنا شدم. او در شهر پدر و مادرم زندگی می‌کرد. از حرف‌هایش خوشم آمد؛ به نظرم فهمیده و مهربان بود. عکس‌هایش را که دیدم، فکر کردم چقدر جوان و جذاب است.

برای اولین بار بعد از سال‌ها قلبم تپید. بهانه کردم که می‌خواهم خانواده‌ام را ببینم و به شهرمان رفتم. وقتی غلام را دیدم، همه افکار و رویاهایم یکباره فرو ریخت. او ۲۰ سال از من بزرگ‌تر بود و تمام حرف‌ها و عکس‌هایش دروغ بود. اما با چرب‌زبانی مرا نگه داشت.

از شوهرم طلاق گرفتم و تمام مهریه‌ام را بخشیدم. با وجود مخالفت‌های پدر و مادرم، فقط می‌خواستم آزاد شوم. اما نمی‌دانستم چه سرنوشتی در انتظارم است. مدتی بعد فهمیدم غلام متأهل است و فرزندانی جوان دارد. وقتی همسرش در خانه نبود، او مرا به خانه‌اش می‌برد و عصر‌ها مجدد به خانه برمی‌گشتم. به مادرم گفته بودم در یک مغازه لوازم آرایشی کار می‌کنم تا به رابطه ما شک نکنند.

کم‌کم متوجه شدم غلام به کریستال اعتیاد دارد. نمی‌دانم چطور شد که من هم به مصرف مواد روی آوردم. شاید می‌خواستم از واقعیت فرار کنم. شاید فکر می‌کردم که این‌گونه می‌توانم آرام شوم. اما اشتباه می‌کردم.

یک روز، همان‌طور که با غلام مشغول مصرف مواد بودیم، پسرش سر رسید. او با دیدن ما به مادرش زنگ زد. در یک لحظه خانه پر از هیاهو شد. صدای داد و فریاد، درگیری و زد و خورد در فضای محله پیچید تا اینکه همسایه‌ها ماجرا را به پلیس گزارش دادند و طولی نکشید که دستگیر شدیم.

پدر و مادرم وقتی خبر را شنیدند، باورشان نمی‌شد. آمدند تا رضایت بگیرند. نگاهشان، سکوتشان... همه چیز در آن نگاه بود. انگار تمام دنیا روی شانه‌هایم فرو ریخت. حالا من مانده‌ام، با یک عمر پشیمانی. زندگیم نابود شده و آینده‌ام سیاه است.

شوهر اولم، مردی که حالا می‌فهمم چقدر خوب بود، از دست رفته. جوانیم، سلامتیم، همه چیز تمام شده است. این منم؛ مهشید؛ زنی که در اوج جوانی و با دستان خودش زندگیش را به آتش کشید.

با دستور سرهنگ علی ابراهیمیان رئیس کلانتری شهید نواب صفوی مشهد تلاش کارشناسان و مددکاران اجتماعی برای رهایی زن جوان از مرداب مواد افیونی و بازگشت وی به زندگی سالم آغاز شد.

منبع: روزنامه خراسان

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->