خبر ویژه
هنرمند مشهدی از هنر پته‌دوزی و روش احیا آن می گوید | پته‌دوزی، یعنی تمرین صبر
بازی سوزن و نخ بر روی پارچه نقش‌ها می‌آفریند و رنگ‌ها در کنار هم رنگین‌کمانی بر آسمان پارچه می‌سازد. نقش و رنگ با هم، سرو، گل، برگ و ترنج باغی را به تصویر می‌کشاند که چشم از دیدنش سیر نمی‌شود و زبان از بیان زیبایی آن قاصر می‌ماند. الهام صمدی مقدم، هنرمند محله آبکوه، سال‌هاست با سوزن و نخ نقش‌ها می‌نگارد و با عشقی که به سوزن‌دوزی و پته‌دوزی دارد دنیا و احساش را بر روی پارچه حک می‌کند و چه زیبا این کار را انجام می‌دهد. او که به خاطر احیای پته دوران زند موفق به کسب نشان ملی کیفیت و اصالت کالا شده است، اکنون با آموزش رایگان پته‌دوزی به دیگر بانوان، می‌خواهد آن‌ها نیز سهمی در عشق و احساسی که خود تجربه کرده است داشته باشند. ما نیز از زبان او از دنیای رنگ و نقش شنیدیم.

زمانی / به گزارش شهرآرانیوز، بازی سوزن و نخ بر روی پارچه نقش‌ها می‌آفریند و رنگ‌ها در کنار هم رنگین‌کمانی بر آسمان پارچه می‌سازد. نقش و رنگ با هم، سرو، گل، برگ و ترنج باغی را به تصویر می‌کشاند که چشم از دیدنش سیر نمی‌شود و زبان از بیان زیبایی آن قاصر می‌ماند. الهام صمدی مقدم، هنرمند محله آبکوه، سال‌هاست با سوزن و نخ نقش‌ها می‌نگارد و با عشقی که به سوزن‌دوزی و پته‌دوزی دارد دنیا و احساش را بر روی پارچه حک می‌کند و چه زیبا این کار را انجام می‌دهد. او که به خاطر احیای پته دوران زند موفق به کسب نشان ملی کیفیت و اصالت کالا شده است، اکنون با آموزش رایگان پته‌دوزی به دیگر بانوان، می‌خواهد آن‌ها نیز سهمی در عشق و احساسی که خود تجربه کرده است داشته باشند. ما نیز از زبان او از دنیای رنگ و نقش شنیدیم.

آشنایی با هنر
سال ۵۶ در محله آبکوه مشهد به دنیا آمدم. محله‌ای با بافت قدیمی و روستایی که دیگر از حال آن روزهایش خبری نیست و جایش را دیوار‌های از بین رفته و مشکلات بسیار گرفته است. پدربزرگ من در گذشته زمین‌دار بوده و به کار خرید و فروش زمین می‌پرداخته است و خانه کنونی من تکه‌ای از زمین‌های اوست که گذر زمان آن را به این اندازه رسانده است. من فرزند اول خانواده بودم و از همان کودکی سوزن را در دستان دخترخاله‌های خود می‌دیدم. آن‌ها به کار‌های هنری از جمله قلاب‌بافی و شماره‌دوزی مشغول می‌شدند و من نیز با هنر آشنا شدم. کنار آن‌ها می‌نشستم و دوست داشتم من هم آن رفت و برگشت سوزن را تکرار کنم. این‌گونه اولین سوزن را در دست خود دیدم و در حس خوش آن‌ها من نیز سهیم شدم.
او به یاد دوران کودکی خود به خاطره‌ای اشاره می‌کند و می‌گوید: در دوران کودکی‌ام مادرم یک روتختی از جنس مخمل داشت که روی آن گل‌های رز شماره‌دوزی شده جلوه می‌کرد. آن روتختی را بسیار می‌پسندیدم و نگین‌های هفت رنگ آن را دوست داشتم. مادرم همیشه سفارش می‌کرد که آن نگین‌ها را از روتختی جدا نکنم. با این حال به دور از چشم مادر به‌سراغ آن می‌رفتم و از آنجایی که آن‌ها را دوست داشتم و برایم زیبایی داشت، نگین‌ها را جدا می‌کردم. از آن روز‌ها سال‌ها می‌گذرد، اما خاطره آن هنوز در ذهن و یادم جاری است.
از کودکی علاوه بر گلدوزی، نقاشی نیز می‌کردم و در کلاس‌های تابستانی‌ای که آن زمان در مدارس برگزار می‌شد شرکت می‌کردم. علاقه به هنر در من ریشه دوانده بود و به همین دلیل دوست داشتم به هنرستان بروم، اما متأسفانه شرایط موجود در آن زمان دیدگاهی را به وجود آورده بود که دانش‌آموز برای ادامه تحصیل بهتر بود که رشته‌های تجربی را انتخاب می‌کرد؛ بنابراین من نیز در رشته نظری تحصیل کردم گرچه پس از دیپلم در سال ۷۶ ازدواج کردم.

توجه به علاقه‌ای که هدف شد
ارتباط من با هنر قطع نشده بود و کوبلن‌دوزی، گلدوزی و شماره‌دوزی می‌کردم، اما سال ۸۱ تصمیم گرفتم کار را جدی‌تر انجام دهم و به همین دلیل زیر نظر یکی از استادان مجرب در این زمینه سرمه‌دوزی را فراگرفتم. پس از آموزش نیز چندین سفارش کار قبول کرده و آن‌ها را انجام می‌دادم. همسرم نیز با این موضوع مشکلی نداشت و به علاقه‌ام احترام می‌گذاشت. سوزن‌دوزی علاقه خاصی در من ایجاد کرده بود، هرچه کار می‌کردم از آن سیر نمی‌شدم. هنوز هم این حس نه‌تن‌ها از بین نرفته بلکه بیشتر نیز شده است. از طریق آموزش در این مسیر متوجه شدم که می‌توانم کارت صنعتگری صنایع‌دستی بگیرم؛ بنابراین به دنبال این موضوع توانستم کارت را دریافت کنم. به موجب آن کارت از طرف اداره میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، به‌عنوان تولیدکننده خانگی شناخته شدم. تا سال ۹۱ آموزش خود را در زمینه سرمه‌دوزی کامل کردم. پس از آن با هنر پته‌دوزی آشنا شدم. به این هنر نیز علاقه‌مند شدم. این علاقه آنچنان در من جاری شد که تصمیم گرفتم آن را ادامه دهم؛ بنابراین کار را شروع کردم و به مرور متوجه شدم که بیشتر از هر چیزی به آن علاقه‌مند شده‌ام و باید آن را جدی بگیرم طوری که کارگاهی در این زمینه راه‌اندازی کنم و آن را گسترش دهم. به دنبال هدف خود به کلاس‌های آموزشی در این زمینه رفتم و پته‌دوزی را نزد استادان مجرب فراگرفتم. پته یک نوع رودوزی مختص کرمان است که زیبایی خاص خود را دارد. در این هنر یک‌سری نقش‌های انتزاعی را روی پارچه گرته‌زنی می‌کنند و سپس با نخ آن را می‌دوزند. یکی از ویژگی‌های این هنر، آن است که هم پارچه از پشم است و هم نخ از پشم است و مواد آن به طور کاملا طبیعی است. گرچه این هنر مربوط به کرمان است، اما به نظر من آن اندازه زیبایی دارد که هر فردی در هر شهری آن را بیاموزد.

احیای پته دوران زند
پته‌دوزی برایم معنای جدی یافت و به همین دلیل وقت زیادی برای کار با آن صرف کردم. نمونه کار‌های بسیاری نیز ارائه دادم. برای مثال یک نیم بقچه ۷۰ در ۷۰ انجام دادم که حدود ۳ ماه زمان برد تا به پایان رسید. آن کار را شبانه‌روزی انجام می‌دادم و گر چه از نظر بهداشت کار نباید به مدت طولانی پای یک کار نشست، اما این هنر آن‌چنان برایم لذت‌بخش بود که من را به هیچ وجه خسته نمی‌کرد، هنوز هم نتوانسته من را خسته کند. در واقع خوبی کار پته این است که آرامش‌بخش است و حس آرامش را نثار فرد می‌کند. همچنین برای نمایش آثار خود چند تابلو ارائه دادم. اولین کار بزرگ پته‌ای که انجام دادم کاری با عنوان «چهارباغ» است که اکنون بر دیوار خانه‌ام خودنمایی می‌کند. از دیگر کار‌های تابلومانندی که انجام داده‌ام می‌توانم به تابلو «امام رضا (ع)» اشاره کنم که یک شمسه بوده و میان آن نام علی بن موسی‌الرضا (ع) نقش بسته است. علاقه‌ای که به پته‌دوزی دارم باعث شد در چندین نمایشگاه و بازارچه برای ارائه آثارم حضور داشته باشم، زیرا دوست دارم تمام مردم با این هنر زیبا آشنا شوند و تنها راهی که می‌تواند در این امر مؤثر باشد دیده شدن این هنر توسط مردم است. برگزاری نمایشگاه می‌تواند به این موضوع کمک کند. هرگاه در نمایشگاهی با این مضمون شرکت کرده‌ام بازدیدکنندگان درباره کار‌ها پرسیده‌اند و برایشان کاری زیبا و جذاب بوده است. سال ۹۶ از طریق گروه‌های هنری با خبر شدم که نمایشگاهی در یکی از هتل‌های مشهد برگزار می‌شود و من نیز چند کار پته‌دوزی‌شده را انتخاب کرده و در آن نمایشگاه به نمایش گذاشتم. در کنار آن به آموزش خود نیز توجه داشته‌ام. سال ۹۷ در یک ورکشاپ که در تهران برگزار شد شرکت کردم. در آنجا درکنار برگزاری نشست تخصصی، نمایشگاهی نیز ارائه شد. آن ورکشاپ برای من خیلی ارزشمند بود، زیرا اطلاعات بسیاری به دست آوردم ضمن اینکه تغییری در دیدم ایجاد کرد و نگاه تازه‌ای در من ایجاد شد. نگاهی که سبب شد به تصمیمی که از قبل مبنی بر ادامه مسیر پته‌دوزی با جدیت گرفته بودم، مطمئن‌تر شوم و از هیچ همتی در این راه دریغ نکنم. در آن برنامه اتفاق خوب دیگری نیز رقم خورد. در آنجا یک پته از دوران زند به نمایش گذاشته شده و توضیحاتی درباره آن ارائه شد. من از آن کار عکس گرفتم. وقتی به مشهد برگشتم همان عکس‌ها را در کامپیوتر قرار دادم، صفحه را بزرگ کرده و تمام ابعاد کار را به دست آوردم و سپس روی پارچه اجرا کردم. در نهایت توانستم آن را روی پارچه انجام دهم. کار ساده‌ای نبود، اما توانستم آن را انجام دهم و این‌گونه موفق شدم کار پته دوره زند را احیا کرده و به خاطر همان کار که طرح چهاربته بود نشان ملی کیفیت و اصالت کالا را دریافت کنم. اکنون نیز دوست دارم چنین کار خوبی را باز هم انجام دهم و پته‌های دوران اوایل قاجار را بدوزم که کار‌های ظریف و زیبایی هستند. اواخر آبان سال ۹۸ هم در نمایشگاهی که از سوی کانون زنان بازرگان در چهارسوق برگزار شده بود نیز شرکت کردم. به عقیده من برگزاری نمایشگاه هنری از جمله پته‌دوزی یک ضرورت است به ویژه برای شهروندانی که با این هنر بیگانه هستند تا این‌گونه شناخت به وجود آید. گرچه چنین نمایشگاه‌هایی ممکن است با فروش همراه نباشد، اما باز هم ضرورت دارد که برگزار شود. حتی به این موضوع علاقه‌مند هستم که در شهر‌های دیگر هم نمایشگاهی برگزار کنم. تاکنون تلاش کرده‌ام آثاری ارائه دهم که تنوع داشته باشد. بیشتر پته‌های نفیس در کرمان و موزه‌ها قرار دارند، به همین دلیل دسترسی به آن آسان نیست و فقط می‌توانم به عکس‌ها اکتفا کنم. با این حال تصمیم دارم پته‌های دوره‌های دیگر را مدنظر قرار دهم و آن‌ها را هم انجام دهم. پته دوخت‌های خاص خود را دارد و سعی می‌کنم بیشتر کاری انجام دهم که به اصالت خود نزدیک باشد. پته‌های دوران صفویه را دوست دارم. کار‌های ظریف و زیبایی دارند و من هم علاقه‌مند هستم که کارهایم به آن سمت برود. به طور کلی پته را همه می‌پسندند و برایشان جالب است که هنر به این زیبایی کار دست است. آنچنان پته‌دوزی برایم اهمیت دارد که دوست ندارم کاری تکراری و یکنواخت ارائه دهم به همین دلیل حتی دوخت‌هایم را تغییر می‌دهم. علاوه بر این مطالعات زیادی در این حوزه دارم. کتاب و مقالات بسیاری راجع به این هنر شامل دوخت‌ها، نمادها، رنگ‌ها و نقش‌ها می‌خوانم. زیرا وقتی اطلاعات بیشتری درباره موضوعی داشته باشی بهتر می‌توانی کار را ارائه دهی و من می‌خواهم بدانم که هر نقشی نماد و بیانگر چیست. به همین منظور مدام مطالعه و تحقیق می‌کنم و اطلاعاتم را درباره پته‌های دوران مختلف افزایش می‌دهم. اکنون تصمیم دارم با یک انجمن صنایع‌دستی زیر نظر استانداری همکاری کنم.

آموزش رایگان به بانوان
سال‌هاست که به آموزش علاقه‌مندان در این حوزه می‌پردازم. سال گذشته نیز از طریق دفتر توسعه محلی آبکوه- سعدآباد با شبکه ملی دست‌بافته‌های داری و دستگاهی آشنا شدم. در آن طرح ثبت‌نام کردم و پس از مدتی با من تماس گرفته شد که می‌توانم به عنوان مدرس به اهالی یک محل آموزش دهم. متأسفانه برای شرکت در کارگاه آموزشی کسی از محله آبکوه درخواست نداده بود و به همین دلیل اکنون در کارگاهی در طرق به آموزش رایگان بانوان می‌پردازم. در واقع با این طرح از من خواسته شد که عده‌ای از بانوان را آموزش دهم و این‌گونه راه کسب درآمد نیز برای آن‌ها هم به وجود آید و با آموزش دارای شغل شوند. من هم در این امر با آنکه رایگان بود از هیچ کاری دریغ نکرده‌ام و دوست دارم با توجه به میزان کاری که از دستم برمی‌آید برای مردم مفید باشم. این آموزش‌ها سبب شده که علاوه بر تأمین سرگرمی و اوقات فراغت بانوان نوعی کارآفرینی نیز ایجاد شود. اکنون شاگردانی دارم که فقط برای یادگیری هنر و سرگرمی می‌آیند و در کنار آن‌ها افرادی هستند که می‌خواهند با آموزش دارای درآمد شوند و در حال حاضر آماده به کار شده‌اند و در این زمینه درآمد کسب می‌کنند. با آنکه این کلاس‌ها رایگان است و مسیر نیز برایم دور است، اما به‌دلیل علاقه‌ای که به این حرفه دارم و دوست دارم بانوان دیگر هم با این هنر آشنا شوند و حتی در این زمینه فعالیت کنند تمام سختی‌ها را به جان می‌خرم. به نظر من اگر فردی کاری در حد توانش است ایرادی ندارد که آن را به دیگران رایگان آموزش دهد. اکنون برای عده‌ای که در این کارگاه می‌خواهند درآمدی کسب کنند طرح و نقشه را آماده می‌کنم و آموزش و توضیحات لازم برای انجام کار را به آن‌ها ارائه می‌دهم و آن‌ها از این طریق می‌توانند کار خود را بفروشند. علاوه بر این تصمیم دارم با کارهایشان نمایشگاهی برگزار کنم تا این‌گونه تشویق به ادامه این مسیر شوند.
در محله آبکوه بانوان اهل کار هستند و من آن‌ها را می‌بینم که در کنار هم می‌نشینند و فعالیت‌های دسته‌جمعی انجام می‌دهند. من فکر می‌کنم آن‌ها با سوزن‌دوزی آشنا نیستند و اگر آشنا بودند به طور حتم از این هنر زیبا استقبال می‌کردند. متأسفانه در طرح شبکه ملی دست‌بافته‌های داری و دستگاهی تنها فردی که از این محل برای سوزن‌دوزی ثبت‌نام کرد من بودم. البته ممکن است افرادی در محل باشند که با این هنر آشنا بوده و حتی کار کرده باشند، اما از آنجایی که اطلاعی از این طرح نداشته‌اند اعلام حضور نکرده‌اند. با این حال تصمیم دارم به عنوان فردی که از کودکی در این محل زندگی کرده است برای محله خود نیز کاری انجام دهم. قصد دارم نمایشگاهی محلی از هنر سوزن‌دوزی و پته‌دوزی در محله آبکوه ارائه دهم و این‌گونه بانوان محل را با این هنر آشنا کنم و در صورت ایجاد حس توجه و علاقه‌مندی در آن‌ها آموزش نیز بدهم.

هنر به خانه‌ها جان می‌بخشد
او با اشاره به اهمیت و ضرورت هنر در زندگی بیان می‌کند: قبل از آنکه به آموزش سوزن‌دوزی بپردازم یک زن خانه‌دار بودم و برای اوقات فراغت و آرامشی که این‌کار به من می‌بخشید آن را انجام می‌دادم. در جامعه تنها خانه‌داری یک بانو کافی نیست به‌ویژه زمانی که فرزندانش بزرگ می‌شوند آنگاه احساس خلأ می‌کند. من نیز بیشتر به این خاطر با هنر ارتباط برقرار کردم. هنر علاوه بر بحث سرگرمی و اوقات فراغت برای هر فردی می‌تواند منبع درآمد شود. البته این نکته را نباید فراموش کرد که درآمد سریع در هنر وجود ندارد و کار هنری بازده زمانی بیشتری دارد، اما با کمی صبر درآمد هم ایجاد خواهد شد و وقت گذاشتن برای هنر از گذر زمان به بطالت خیلی بهتر است. از طرف دیگر نباید گذاشت خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم و محل آرامش و آسایش ماست سرد و بی‌روح باشد. هنر در این امر می‌تواند نقش مؤثری داشته باشد و به خانه‌ها روح و جان ببخشد.
به اعتقاد خانم صمدی مقدم هر بانویی باید با هنر آشنا باشد. او در این باره خاطره‌ای هم دارد و می‌گوید: مدتی به یک خانم که آمریکایی بود و همسر ایرانی داشت آموزش می‌دادم. او با آنکه مترجم کتاب‌های پزشکی بود، اما به هنر نگاه ویژه‌ای داشت و زمانی را برای آموزش نزد من می‌آمد.
صمدی لبخندی می‌زند و ادامه می‌دهد: آن خانم می‌گفت «دوختن خیلی خوب است و به دست‌ورزی کمک می‌کند و حتی دانشجویان پزشکی باید دوره‌ای در این زمینه بگذرانند تا بهتر کوک و بخیه بزنند.» صنایع‌دستی کشور ما مانند نفت باید اهمیت داشته باشد همان‌طور که خیلی از پارچه‌های ما مانند زربفت و ترمه مهم بوده است و اکنون بسیاری از صنایع‌دستی کشورمان در موزه‌های غربی خودنمایی می‌کنند. ضرورت دارد که کشور‌های غربی با هنر و فرهنگ کشور ما آشنا شوند. برای کمک به این موضوع صادرات صنایع‌دستی می‌تواند نقش مهمی ایفا کند و صنایع‌دستی ارزش صادرات را دارد.

استفاده از قابلیت‌های پته
پته پشم است و خود پشم به عنوان پارچه خصوصیاتی دارد و می‌توان از آن در موارد دیگر مانند لباس استفاده کرد. من نیز به قابلیت‌های پته توجه بسیاری دارم. برای مثال یک جلیقه مردانه دوختم و برای این کار از پارچه پته استفاده کردم و سپس روی آن را پته دوزی کردم. عده‌ای روی لباس کار پته می‌کنند، اما پارچه پته هم این قابلیت را دارد و خوب است به آن هم توجه شود. علاوه بر این با پته کفش، لباس، کیف، پیکسل و حتی دکمه لباس هم درست کرده‌ام. گرچه هیچ یک به زیبایی بقچه و تابلو نمی‌رسد. با این حال این هنر قابلیت‌های زیادی دارد که مهم است و من دوست دارم از قابلیت‌های آن بیشتر استفاده کنم. کفش‌ها با بازخورد خوبی همراه بود، اما این کار نیاز به سرمایه دارد، زیرا کفش اندازه دارد و برای این‌کار و فروش خوب باید سرمایه داشت. در واقع این کار به گونه‌ای است که وقتی کار را شروع می‌کنی در ذهنت به دنبال این هستی که چه کاری می‌توانی انجام دهی. در حال حاضر مواد اولیه برای انجام کار گران است و شرایط اقتصادی موجود به ویژه وضعیتی که ویروس کرونا در کسب و کار ایجاد کرده است مزید بر علت شده است. اما با شرایط ممکن باز هم به این حرفه علاقه‌مند هستم و کار در این زمینه برایم خسته‌کننده نیست. با آنکه ساعت‌ها و روز‌ها برایش زمان می‌گذارم، اما دوختنش شوقی دارد و اینکه چه طرح، رنگ و نقشی بکشم من را به وجد می‌آورد که آخر کار چه می‌شود. کار پته را دوست دارم و حتی آن را به دیگران هدیه هم می‌دهم. پدرم بهترین حامی‌ام در این راه بودند و ایشان باعث شدند در نهایت آرامش به دور از همه مشکلاتی که زندگی دارد بتوانم دغدغه‌ها را کنار بگذارم و کارهایم را به ثمر برسانم، زیرا برای هر کاری باید وقت بگذاری. پته‌دوزی اولین چیزی که به فرد می‌آموزد صبر است و باید صبر داشته باشی تا یک کار را به سرانجام برسانی و همین امر باعث می‌شود صبر در هر کاری را بیاموزی. با آنکه تاکنون دوره‌های مختلفی در این زمینه گذرانده‌ام، اما تا آن اندازه به این هنر علاقه دارم که می‌خواهم آن را ادامه دهم و هنوز ادامه دادن این مسیر جا دارد. هرچه به جلو پیش می‌روم می‌بینم که باز هم راه دارد و انتظار دارم این هنر در شهر مشهد شناخته‌تر شود. اکنون سه فرزند دارم و خود نیز به دخترم آموزش می‌دهم و از آموزش رایگان دریغ نخواهم کرد. دوست دارم در آینده کارگاهی راه‌اندازی کنم و آن را گسترش دهم. ضمن اینکه از تمام قابلیت‌های پته استفاده کنم و تعداد بیشتری از پته‌های قدیمی، به‌ویژه دوران صفویه را بدوزم.

توجه به محله
او درباره محل سکونت خود می‌گوید: از کودکی در محله آبکوه زیسته‌ام و عِرق خاصی به آن دارم. زمانی که کودک بودم محله شلوغ بود و کوچه‌های آن نیز بافت تنگ و باریکی داشت. اکنون بسیاری از قدیمی‌ها از این محل رفته‌اند و محله هم خلوت شده و دیگر از کوچه‌های تنگ و باریک خبری نیست. اتفاقاتی که برای این محل رقم خورده گرچه با هدف بهبود شرایط بود، اما صدماتی به محله و ساکنان آن زد. هنوز وضعیت اینجا بلاتکلیف است و چهره نازیبایی در محله ایجاد شده است. خانه ما نیز دچار این صدمات و آسیب‌ها شده است. این محل ساکنان خوبی دارد و بهتر است توجه بیشتری به محل زندگی‌شان شود. انتظار می‌رود به محله آبکوه به عنوان یک محله قدیمی بیشتر رسیدگی شود و جا‌های قدیمی آن را حفظ کنند. همچنین تکلیف کوچه‌ها را زودتر مشخص کنند.

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* captcha:
* نظر:
توجه : نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمیشود.
سرخط خبرها

{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}