در بسته خبری این هفته به سرمربی جدید استقلال ماتزاری، وزیر و ناترازی، تاریکی و ممتازی، لاکچری شدن مسافرتها و روانی شدن قیمتها و همچنین تولید انبوه تعطیلات میپردازیم.
بعضیها میگویند این تعطیلیها، خیلی بیهواست. این حرف اشتباهی است، زیرا هوا در تعطیلات خیلی هم نقش دارد. مثلا اگر به یک روز معمولی هوای آلوده بخورد، تعطیل میشود. اگر هوای سرد بخورد تعطیل میشود. حتی اگر هوا گرم هم باشد و دما ده پانزده درجه هم باشد مثل چند روز پیش باز هم تعطیل میشود و کلا تمام روزهای هفته سربههوا هستند تا مسئولان بر اساس هوا تصمیم بگیرند آن روز، روز کاری باشد یا روز تعطیل!
خلاصه از این مدل تعطیلات زیاد داریم و گاه، چون با یک باد سرد هوا هم سرد میشود میتوان به این تعطیلات، تعطیلات بادآورده گفت. اینها را گفتیم تا به این نکته برسیم که درست نیست به تعطیلاتی که براساس هوا به وجود میآیند و اینقدر هوا در آنها تأثیر دارد بگوییم تعطیلات بیهوا! مخصوصا که وضعیت فعالیت یا عدم فعالیت مدارس و ادارات روی هواست و مسئولان هم هوادار اعلام تعطیلات هستند.
انتخاب گزینه جدید مربیگری استقلال یعنی آقای والتر ماتزاری خیلی از طرفداران این تیم را دلسرد کرده است. آنها معتقدند این مربی که در ۲۵سال مربیگری خود از هر سه امتیاز قابل کسب هر بازی به طور میانگین حتی یکونیم امتیاز هم نتوانسته دریافت کند انتخاب خوبی نبود. البته به نظر ما، هواداران خیلی سختگیری میکنند، همین که یک مربی بسکتبال به عنوان مربی فوتبال این تیم انتخاب نشده است خودش جای بسی تحسین و هزارآفرین دارد.
مخصوصا که در عرصه اقتصاد هم چنین نمونههایی داریم مثل آقای علیآبادی که در دوره دولت سیزدهم وزیر صمت بود ولی الان در دولت چهاردهم وزیر نیروست. یعنی وزیر وزارتخانههایی بوده است که تنها شباهتشان به هم این است که هیچ کدام پنج حرفی نیستند و البته با این همه خاموشی، دلشان به نشستن چهارساله روی صندلی وزارت روشن است.
حالا که صبحت از عباس آقای علیآبادی شد بد نیست این را هم بدانید که ایشان بدون اینکه خودش خندهاش بگیرد گفته است در تولید برق به جایگاه ممتازی رسیدهایم با این حساب پس قطعیها هم به خاطر این است که وزارت نیرو به خاطر ممتازی دچار چشمزخم و آسیب نشود و همچنین بقیه جاهایی که به این ممتازی نرسیدهاند بتوانند از این فرصت استفاده کنند و خودشان را به ما برسانند.
جا دارد همانطور که در قبوض برق علاوه بر مبلغ اصلیِ قبض، بابت سوخت نیروگاهی، عوارض برق، بیمه و مالیات بر ارزش افزوده نیز از مردم پول میگیرند، یک گزینه هم به خاطر جایگاه ممتاز تولید برق اضافه کنند و بابت آن هم چهل پنجاه هزار تومان دیگر به قبض اضافه کنند.
رئیس انجمن صنفی دفاتر سفر تهران گفت: «سفر به کالایی لوکس تبدیل شده که مصرفکننده آن قشر متمول است. وقتی مردم بودجه پرداخت یکجای هزینه سفر را ندارند، به سفر اقساطی روی میآورند.» با این اوصاف شما اگر تا همین طرقبه شاندیز بغلدست خودمان هم بتوانید بروید و یک بستنی بخورید و برگردید یعنی جزو ثروتمندان و دهکهای بالادستی هستید و یارانهای هم که ساعت بیستوچهار اواخر ماه به حساب خانوار شما واریز میشود حق شما که جزو قشر مرفه و از ما بهتران شدهاید، نیست. البته نهتنها سفر که حتی سفره هم لوکس و گران شده است و قسطی شدن آن را داریم میبینیم مثل همین بنرهایی که دعوت به خرید قسطی برنج و گوشت و حتی سیبزمینی و پیاز میکنند.
معاون اجرایی رئیسجمهور هم گفتند: افزایش قیمتها به دلیل عدم ثبات روانی است. مثل اینکه این مسئول محترم با روال کار آشنا نیستند. از همین تریبون به اطلاعشان میرسانیم هر دولتی بیاید تا یک سال وقت دارد که همه چیز را تقصیر دولت قبل بیندازد و تازه بعد از یک سال شروع کند دلایل دیگری برای گرانی و تورم بیاورد.
ایشان شتابزده عمل کردند و سه چهار ماهی زودتر از زمان مناسب، از دلیل جدید گرانی رونمایی کردند. خلاصه اگر قرار باشد از الان از بهانههای جدید رونمایی کنید سالهای آخر دولت بهانههای شما تمام میشود و مجبورید زبانمان لال، خودتان را مقصر اصلی معرفی کنید.