سرما در راه خراسان رضوی شهید سردار شوشتری، پایه‌گذار وحدت موافقت رهبر انقلاب با عفو و تخفیف مجازات تعدادی از محکومان به مناسبت فرا رسیدن میلاد با سعادت حضرت محمد(ص) وضعیت بحرانی آلودگی هوا/ مرگ ۴ میلیون نفر بر اثر آلودگی هوا ۲۸ کشته و ۲۱ مصدوم در تصادف دو وانت تویوتا در زاهدان سرقت سریالی ۱۲ خودرو در مشهد در ارتباط با روح‌ا... زم، کسی در مشهد دستگیر نشده است ۶۰ میلیون ایرانی زیر چتر حمایتی دولت پایان خوش پدیده؟ راه برون‌رفت از روند رو به رشد دیابت در ایران چیست؟ هفده ابهام در نظریه جدید کارشناسی پرونده نجفی رایزنی برای جذب گردشگر از مرو ترکمنستان سلطان فولاد دستگیر شد + فیلم زلزله ۴.۱ ریشتری حوالی شیراز را لرزاند + جزئیات زلزله زدگان آذربایجان شرقی در این سرما نباید زیر چادر بمانند انفجار خونین خانه همسایه کشف احتکار بیش از ۱۳۰ تن موادغذایی خون دوباره انار در رگ های بجستان مواد شیمیایی در فاضلاب شهر استعفای ۱۹ مدیر خراسان رضوی برای شرکت در انتخابات مجلس
خبر ویژه

هزارمسجد و هزار سیر عارفانه

  • کد خبر: ۳۴۳۲
  • ۲۳ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۱:۱۰

سیدی | نمی دانم شما اولین مرتبه ای که نام هزارمسجد به گوشتان خورد، چه واکنشی نشان دادید و اصلا چنین عنوانی برایتان جایی برای سوال و جست وجو گذاشت یا نه. اما بد نیست بدانید که قله های مرتفع و چشمه های پرآب و زیبای هزارمسجد به ویژه بلندترین قله آن که نام هزارمسجد در اصل از آن برگرفته شده است، از همان قدیم الایام جای مناسبی بوده برای سیر و سلوک عارفانه و عالمانه. می گویند ابوعلی سینای دانشمند و شاعرطبع، دست کم یک مرتبه از رشته کوه هزارمسجد در راه سفر به توس گذشته است و در قلل بلند آن به تجربه ای در باب خیال دست یافته است. ابوسعید عارف و شعرپرور نیز که مکررا در مسیر سفر از میهنه به توس، از قلل و دره های هزارمسجد می گذشته، آن قدر تأمل و تفکر در آن خلوتگاه های شاعرانه داشته که گفته است: «این کوه آن است که خدای عزوجل ادریس علیه السلام را از اینجا به آسمان برد- و اشارت به کوهی کرد که معروف است به صومعه ادریس- درین کوه کسانی باشند که از شرق و غرب بیایند و شب اینجا باشند .» همچنین می گویند که در بلندترین قله هزارمسجد عبادتگاهی برپاست که باقی مانده مساجد و خلوتگاه های قرن گذشته است. و نیز اعتقاد داشته اند که: سر آن کوه جایی بزرگ و متبرک است و آن جا گیاه نمی روید و مشهور چنان است که آن موضع هرگز از رجال الغیب خالی نیست.*»


آب پاکیزه، زمین پاکیزه، هوا پاکیزه
نکته جالبی که در این سیر و سیاحت مختصر به چشم می آید و شما نیز اگر گذرتان به این حوالی بخورد قطعا آن را تأیید خواهید کرد، پاک و پاکیزه بودن است، چه آب و چه هوا و چه زمین. یعنی بعید است بطری آب و پلاستیک و پس مانده خورد و خوراکی ها و آت و آشغالی روی زمین به چشمتان بخورد. دلیل آن هم بدون شک دور بودن و مهجور و مصون ماندن آن از دست بنی بشر است. باقی مانده روزمان به گشت و گذار در همین مناظر درجه یک و طبیعت بی نظیرش گذشت. به بالا و پایین رفتن از کوه ها و تپه های آن و قدم زدن در کنار رودخانه ای که خنکای آب آن مغز استخوان و جگر آدم را حسابی سر حال می آورد. آن قدر که قدرت و قوت دوباره ای برای برگشت این مسیر به جسم و جانمان می گردد.


نور و گرمای خانه مشهدی ها مدیون درختان اُرس بود
اینجا که ما ایستاده ایم هر جا که چشم بچرخانی، درخت اُرس است با قد و قواره های گوناگون. این درختان استوار که در سرمای سخت زمستان های هزارمسجد و بی آبی های چند ساله اخیر کماکان سبز به زندگی ادامه می دهند، در گذشته ای نه چندان دور، از دست زغالی ها در امان نبوده اند. در روزگار قدیم مشهدی ها روشنایی و گرمای خانه های خود را مدیون درختان اُرس هزارمسجد بودند. کاروان های شتردار کنده به سمت مشهد می بردند و چهارپا داران برای سبک تر شدن وزن بارشان همین جا در دل کوه کوره درست می کردند، زغال بار قاطرهاشان می کردند. رمضان سلاطینی، یکی از عشایر هزارمسجد، از آن روزگار که وصفش را از پدرانش شنیده می گوید: «زغالی ها از اول بهار اینجا مستقر می شدند، کارشان این بود درخت ها را قطع و قطعه قطعه می کردند، سپس بغل کوه ها را خالی می کردند؛ یک دودکش هم بالای آن می گذاشتند. کنده ها را آتش می دادند، بعد دهن کوره را با سنگ چین می بستند. کنده می سوخت و تبدیل به زغال می شد. آن ها تا وقتی که می توانستند سرما را تحمل کنند، می ماندند و درخت ها را می سوزاندند.» سلاطینی جایی در دامان کوه را که به صورت طبیعی چونان غار کنده شده است، به عنوان محل استقرار زغالی ها نشانمان می دهد؛ سقفش هنوز از آتش های آنان سیاه است. صد متر آن طرف تر از این غار، وسط یک سنگ چین درخت اُرسی رشد کرده است که عمری حدودا پنجاه ساله دارد. سلاطینی می گوید: «اینجا قبر یکی از همین زغالی هاست که همین جا فوت کرد و دفنش کردند. حالا از قبر آن زغالی یک درخت اُرس بیرون زده است.»


درخت دو هزار ساله اُرس در دل هزارمسجد
می گویند در گذشته شتر با بارش در دل درختان انبوه اُرس گم می شده است، اما امروز با اینکه دیگر خبری از این انبوه درختان نیست، می توان به نوچه های درختان اُرس امیدوار بود. حالا که دیگر منابع طبیعی با مشارکت عشایر به جد مراقب درختان اُرس هستند و خبری هم از زغالی ها نیست، شاید دوباره روزگاری جنگل انبوه اُرس به هزار مسجد بازگردد. البته که سرعت رشد درختان اُرس بسیار کند است و به همین دلیل عمری طولانی دارند. مسن ترین درخت این منطقه دوهزار ساله است.


زمان ورود و خروج دام ها مشخص است
از زمان اصلاحات ارضی سال 1342 که مراتع ملی اعلام شد، دامداران شدند بهره بردار مراتع؛ یعنی این مراتع به همه مردم تعلق دارد، اما امتیاز بهره برداری و چرای دام در اختیار عشایر است و آنان نیز موظف به حفظ مراتع در زمان استفاده هستند. تاریخ ورود و خروج عشایر به مراتع نیز مشخص است. آن ها از اول خرداد تا 25 مرداد اجازه چرای دام در هزار مسجد را دارند؛ بعد از آن برای دام خوراک می خرند تا باز زمستان برسد و 10 دی بتوانند وارد قشلاق شوند. امروز دیگر هیچ فرد جدید نمی تواند روی یک زمین شروع به دامداری کند؛ مگر اینکه امتیاز یکی از عشایر قدیمی را بخرد. رمضان سلاطینی می گوید: «این مرتع را پدربزرگ ما سال 1311 خریده است.»


ممنوعیت استفاده از چادر عشایر در زمان رضاشاه
از ابتدای جاده گاش تا خود هزارمسجد کمتر می توانید نشانی از چادر عشایر بیابید. سلاطینی دلیل این موضوع را به زمان رضاشاه برمی گرداند و می گوید: «آن زمان اصطلاح تخت قاپو را پیاده کردند و گفتند عشایر نباید کوچ کنند؛ باید برای خودشان خانه بسازند. استفاده از چادر عشایر هم آن زمان قدغن شد.» او خانه ای قدیمی را که با چوب اُرس ساخته شده است، نشانمان می دهد و می گوید: «این خانه را سال 1319 پدرم بعد از فرمان شاه ساخت و ما هنوز حفظش کرده ایم.»


شاهکار موی بز در چادر عشایر
زنان عشایر موی بز را می چیدند، می رشتند، سپس روی تخته هایی به عرض حدود 50 سانتی متر می بافتند. بسته به تعداد خانوار عشایر و وسع آنان هر چند تخته یک چادر را تشکیل می داد. چنان که گاه برخی از چادرها چنان بزرگ بود که برای کوچ باید از وسط نصف و بار دو شتر می شد و دوباره هنگام برپا شدن، دوخته می شد. معمولا چادرها چند قسمت بوده؛ جلو چادر مخصوص مهمان بوده است. بعد با رختخواب قسمت بعدی جدا می شده و به اهل خانه اختصاص می یافته است. بعد از آن هم آشپزخانه بوده است و محل نگهداری ماست و روغن در خیک های پوستی.
برای چادر از موی بز استفاده می شد؛ زیرا تجربه نشان داده بود بیشترین کارایی را دارد. رشته های موی بز هنگام باران به هم می چسبند و چونان شیروانی آب را سرازیر می کنند. همچنین وقتی داخل چادر آتشی روشن می شود، باز رشته ها خود را سازگار و چونان هواکش دود را به بیرون هدایت می کنند.


ظرفیت گردشگری عشایری وجود دارد اگر...
رمضان سلاطینی از جمله دامدارانی است که از گردشگری عشایری استقبال می کند. او با تأکید بر ویژگی های عشایر همچون مهمان نوازی می گوید: «ظرفیت خوبی برای گردشگری عشایری وجود دارد، اما هنوز دامداران به جز پرورش گوسفند به موضوع دیگری فکر نمی کنند.» او ادامه می دهد: «متأسفانه امروز با سخت گیری های اداره بهداشت و کم شدن استقبال مردم، حتی عرضه لبنیات و درست کردن کره و پنیر محلی در میان دامداران کم رنگ شده است.»


مطالعات گردشگری عشایری آغاز شده است
مدیر برنامه و بودجه اداره عشایر خراسان رضوی در گفت وگو با شهرآرا از آغاز مطالعات درباره ظرفیت گردشگری عشایری در کوه های هزارمسجد خبر می دهد و می گوید: با توجه به ظرفیت بسیار خوبی که درباره گردشگری عشایری در هزار مسجد وجود دارد، طرح مطالعاتی در این باره آغاز شده است. صالح سپس از مشکلات بی شمار موجود در این مسیر می گوید: متأسفانه نبود راه مناسب و کمبود فراوان امکانات رفاهی از اولین مشکلاتی است که در این راه وجود دارد و رفع آن نیازمند سرمایه گذاری است.
این مقام مسئول با وجود مثبت ارزیابی کردن گردشگری عشایری ادامه می دهد: البته نباید منکر بکر ماندن هزارمسجد در نبود جاده مناسب شد، چرا که هرجا انسان حضور می یابد آن منطقه خیلی زود دچار تخریب می شود. با این حال صالح امیدوار است با برنامه ریزی مناسب راه حلی میانه برای منتفع شدن گردشگران و عشایر از گردشگری عشایری و بکر ماندن محیط زیست طراحی شود. او در پایان تأکید می کند: در طرح های جدید سازمان عشایری بندی هم برای گردشگری عشایری لحاظ شده است.
*برگرفته از مقاله مهدی سیدی در کتاب پاژ13-14

 

 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* captcha:
* نظر:
سرخط خبرها
فرهنگ 13980823123512

{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}