وقتی صاحب‌خانه بهترین بهانه برای گریستن است معاون فرهنگی، اجتماعی و زیارت استانداری خراسان رضوی: همه باید برای مشهد احساس مسئولیت کنیم شایعه فوت آیت‌الله وحید خراسانی تکذیب شد ترسیمگر راه آزادی | یادی از علیرضا مهدی‌زاده حکاک که در تظاهرات ضدطاغوت به شهادت رسید ۲ ویژگی تفکر در گفتار امام حسن عسکری (ع) امام عسکری(ع)؛ مبدع ماناترین راه و رسم انتظار | بررسی اقدامات امام عسکری(ع) برای ورود ایمن شیعه به عصر غیبت فرهنگ میزبانی مشهدالرضا (ع) از نگاه دوربین عکاسان | برگزاری نخستین جشنواره عکس «قدمت بر چشم» در مشهد اعلام‌ ویژه‌برنامه‌های حرم مطهر رضوی به مناسبت سالروز شهادت امام حسن عسکری(ع) گردهمایی بسیج ادارات خراسان رضوی برگزار شد | خدمت‌رسانی مستمر کارمندان بسیجی استان، از جنگ ۱۲ روزه تا دهه آخر صفر فرمانده سپاه امام‌رضا(ع): کنگره ۱۸ هزار شهید خراسان رضوی ۲۸ آبان‌ماه برگزار می‌شود تولیت آستان قدس رضوی: ورود هیئات مذهبی به میدان خدمات اجتماعی، لبیک به سیره سیدالشهدا(ع) است مراسم بزرگداشت شهدای دولت در مشهد برگزار شد  شهدای ترور در جمهوری اسلامی؛ از سپهبد قرنی تا شهدای جنگ ۱۲ روزه ماجرای سوءقصد به سعید طوسی در مشهد چه بود؟ ارائه گزارش بنیاد شهید به مجلس درباره شهدای جنگ ۱۲ روزه در هفته آینده میزبانی حرم مطهر رضوی از ۳۵۰۰ زائر افغانستانی در دهه پایانی صفر نخستین مدرسه فصلی «فلسفه اخلاق» در مشهد برپا می‌شود بخش بین الملل بنیاد امام رضا(ع) به زودی تقویت می‌شود معاون سازمان حج: بیش از ۵ میلیون نفر در نوبت اعزام به عمره مفرده هستند درباره «سید مجتبی حسینی»، نویسنده کتاب «حضرت سکینه (س)؛ اسطوره ادب و عرفان»
سرخط خبرها

وقتی صاحب‌خانه بهترین بهانه برای گریستن است

  • کد خبر: ۳۵۵۴۹۰
  • ۰۹ شهريور ۱۴۰۴ - ۱۷:۲۱
وقتی صاحب‌خانه بهترین بهانه برای گریستن است
وارد صحن شدم. سلامم به قسمت «السلطان ابالحسن...» رسیده بود که چشمم به پرچم «ای بهترین بهانه برای گریستن» افتاد.

درست یادم نمی‌آید قبل از آنکه فرش ورودی خواهران را پس بزنم تاسرتا پایم را تفتیش کنند، اذن دخول خواندم یا نه؟

همان‌طور که سوراخ‌سنبه‌های کیفم را وارسی می‌کرد، صفحه گوشی‌ام را روشن نگه داشته بودم تا دیالوگ تکراری «گوشی‌ات را روشن کن» را نشنوم، اما بی‌اهمیت به گوشی روشن دستم، خودکار این جمله را به زبان آورد. در تمام ثانیه‌هایی که زیر آن سقف بودم با خودم برنامه‌ریزی می‌کردم اول یاسینی برای «نخودکی» بخوانم و بعد پایین پای آقا زیارت امین‌ا...

وارد صحن شدم. سلامم به قسمت «السلطان ابالحسن...» رسیده بود که چشمم به پرچم «ای بهترین بهانه برای گریستن» افتاد. چند قدم آن طرف‌تر یکی با صدای سوزناک روی یک صندلی تاشو، روضه، حضرت موسی‌بن‌جعفر (ع) می‌خواند. قدم از قدم برنداشتم. همانجا روی زمین به دیوار تکیه زدم و گفتم از صاحب این خانه بخوان.

یکی دو روضه دیگر از حضرت رقیه (س)، حضرت علی‌اصغر (ع) و حضرت باب‌الحوائج (ع) خواند. نوبت به امام رضا (ع) رسید. مرثیه گریه‌های امام جواد (ع) بر پیکر بی‌جان پدر را سوزناک خواند. در تمام دقیقه‌هایی که طنین صدایش فراز و فرود داشت، چادرم باد می‌خورد و تنها روی نصف صورتم را می‌پوشاند. جوری که وقتی به روبه‌رو نگاه می‌کردم همان پرچم «ای بهترین بهانه برای گریستن» را می‌دیدم.

روضه تمام شد، اشک‌هایم بند آمده بود. داشتم خودم را جمع‌و‌جور می‌کردم تا به سمت قبر نخودکی بروم. یکهو روضه‌خوان کمی خود را از روی صندلی به جلو خم کرد. سرش را به گوشم نزدیک کرد. آرام گفت‌: «صاحب‌خانه بر مهمان ارجح است. تکه‌تکه‌های دل شکسته‌ات را قبل از هر جایی پیش خودش ببر...»

زانوهایم سست شد و توان بلند شدن از جایی که نشسته بودم را نداشتم. بی‌اختیار اشک می‌ریختم. حالا دیگر یقین داشتم او بهترین بهانه برای گریستن است.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->